پرش به محتوا

دل

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

دل ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:

با تلفظ دِل:


با تلفظ دُل:

  • شرکت غذایی دل، یک شرکت چندملیتی آمریکایی در زمینه‌ی محصولات کشاورزی

ریشه‌شناسی واژه دل، در معنی قلب

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

زبان‌شناسان برای بازسازی شکل نیاهندواروپایی واژۀ فارسی «دِل»، از روش زبان‌شناسی هم‌سنجشی بهره می‌برند. در این روش، واژگان هم‌ریشه در شاخه‌های گوناگون خانوادۀ زبانی هندواروپایی با یکدیگر مقایسه می‌شوند تا با یافتن الگوهای منظم دگرگونی آوایی، شکل باستانی و اولیۀ واژه کشف شود.[۱]

روند بازسازی ریشۀ واژۀ دل که در زبان نیاهندواروپایی به شکل ‏*ḱerd-‏ بازسازی شده است، بر پایۀ شواهد و گام‌های زیر انجام می‌گیرد. نخست، صورت‌های گوناگون این واژه در زبان‌های کهن و نوین هندواروپایی گردآوری و بررسی می‌شود. در شاخۀ هندوایرانی، واژۀ اوستایی ‏zərəd-‏ و واژۀ سانسکریت ‏hṛd-‏ دیده می‌شود. در شاخۀ ایتالیک، واژۀ لاتین ‏cor‏ (با حالت اضافی ‏cordis‏) وجود دارد. در شاخۀ هلنی، واژۀ یونانی باستان ‏kardía‏ به کار رفته است. در شاخۀ ژرمنی، واژۀ انگلیسی کهن ‏heorte‏ (که امروز ‏heart‏ شده است) و آلمانی ‏Herz‏ رایج است و در شاخۀ بالتی‌واسلاوی، واژۀ روسی ‏serdce‏ و لیتوانیایی ‏širdis‏ یافت می‌شود.[۲]

زبان‌شناسان با مقایسۀ این صورت‌ها، قواعد تغییر آواها را در دستگاه آوایی این زبان‌ها رهگیری می‌کنند. در بررسی هم‌خوان آغازین، زبان‌های یونانی و لاتین که جزو زبان‌های کنتوم هستند، این واژه را با آوای «ک» آغاز می‌کنند. اما در زبان‌های ساتم مانند بالتی‌واسلاوی، این آوا به حروف سایشی مانند «س» یا «ش» تبدیل شده است. در شاخۀ ژرمنی نیز بر پایۀ قانون گریم، هم‌خوان «ک» به «هـ» دگرگون شده است. تنها هم‌خوانی که می‌تواند منشأ تمام این آواها در شاخه‌های گوناگون باشد، یک هم‌خوان نرم‌کامی کامی‌شدۀ بی‌واک یعنی ‏*ḱ‏ در زبان نیاهندواروپایی است. در بررسی هم‌خوان پایانی، وجود آوای «د» در واژه‌های لاتین (‏cordis‏)، یونانی (‏kardía‏)، روسی (‏serdce‏) و سانسکریت (‏hṛd-‏) نشان می‌دهد که ریشۀ اصلی به طور قطع دارای آوای «د» (‏*d‏) بوده است. در زبان‌های ژرمنی، این آوای واک‌دار بر پایۀ همان قانون گریم به آوای بی‌واکِ «ت» تبدیل شده است.[۳]

واژۀ بازسازی‌شدۀ ‏*ḱerd-‏ در مسیر تطور خود به زبان‌های ایرانی، ابتدا در زبان نیاایرانی به صورت آوایی شبیه به ‏*źŕ̥d-‏ درآمد. در شاخۀ جنوب غربی زبان‌های ایرانی (یعنی نیاکان زبان فارسی)، این آوای آغازین به «د» دگرگون شد. افزون بر این، یک قاعدۀ آوایی بسیار مهم در تحول زبان فارسی وجود دارد که در روند گذر از دورۀ باستان به دورۀ میانه، ترکیب آوایی «رد» در بسیاری از واژه‌ها به «ل» تبدیل شده است؛ درست مانند تحول واژۀ باستانی ‏sard-‏ به «سال»، یا تحول ‏ward-‏ به «گل». بر پایۀ همین قاعدۀ آوایی در گذر زمان، صورت باستانی واژۀ یادشده سایش یافت و ترکیب آوایی آن به «ل» تبدیل شد و در نهایت در فارسی میانه به صورت ‏dil‏ و در فارسی نو به شکل «دل» ماندگار گردید.[۴]

  1. ‏Mallory, J. P., & Adams, D. Q. (2006). The Oxford Introduction to Proto-Indo-European and the Proto-Indo-European World. Oxford University Press, p. 119.‏
  2. ‏Pokorny, Julius (1959). Indogermanisches etymologisches Wörterbuch. Bern: Francke, p. 579-580.‏
  3. ‏Fortson, Benjamin W. (2004). Indo-European Language and Culture: An Introduction. Blackwell Publishing, p. 54.‏
  4. حسن‌دوست، محمد (۱۳۹۳). فرهنگ ریشه‌شناختی زبان فارسی، جلد دوم. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ص. ۱۳۴۵.