نوت
| نوت | |
|---|---|
| |
ایزدبانوی نوت به شکل زنی برهنه با ستارگانی بر بدنش، که آن را به صورت قوسی شکل داده است؛ همانگونه که در آرامگاه رامسس ششم به تصویر کشیده شده است. | |
| نماد | آسمان، ستاره، گاو |
| اطلاعات شخصی | |
| والدین | شو و تفنوت |
| خواهر و برادر | گب |
| همسر | گب |
| زادگان | اوزیریس، ایزیس، سِت، نفتیس، حورس بزرگ |
| همتایان | |
| همتای یونانی | |
نوت (هیروگلیف مصری: 𓏌𓏏𓇯) یکی از مهمترین ایزدبانوان کیهانشناسی مصر باستان و تجسّم آسمان و گسترهٔ آسمانی بود. او در الهیات هلیوپولیس، دختر شو، ایزد هوا، و تفنوت، الههٔ رطوبت، و همسر گِب، ایزد زمین، به شمار میرفت. از پیوند نوت و گب، اوزیریس، ایزیس، سِت و نفتیس زاده شدند و به این ترتیب نوت در تبارشناسی الهی مصر، مادر برخی از مهمترین ایزدان این سنت بود.[۱] نوت تنها شخصیتی اسطورهای برای توضیح آسمان نبود، بلکه در اندیشهٔ دینی مصر باستان، خودِ آسمان و فضای کیهانی به شمار میرفت. مصریان او را معمولاً به شکل زنی برهنه یا پوشیده از ستارگان تصویر میکردند که بدن خمیدهٔ خود را بر فراز زمین کشیده و با دستها و پاهایش افقهای جهان را لمس میکند. در این تصویر، شُو، ایزد هوا، میان نوت و گب قرار میگیرد و آن دو را از یکدیگر جدا نگه میدارد.[۲]
در اسطورههای مربوط به حرکت اجرام آسمانی، نوت با چرخهٔ خورشید و ستارگان ارتباطی نزدیک داشت. بر اساس این تصور، خورشید در پایان روز وارد بدن نوت میشد و در طول شب از درون او عبور میکرد؛ سپس در سپیدهدم، نوت خورشید را دوباره به جهان میزایید. به همین دلیل، نوت با مرگ و تولد دوباره، چرخهٔ خورشیدی و باززایی پیوند داشت. این نقش بعدها اهمیت ویژهای در باورهای مربوط به زندگی پس از مرگ پیدا کرد.[۱][۳] از همین رو، نوت در آیینهای تدفینی نیز جایگاهی مهم داشت. او نهتنها آسمان و مادر اجرام آسمانی، بلکه مادر و محافظ مردگان نیز به شمار میرفت. در متون تدفینی، نوت میتوانست مردگان را در آسمان خود بپذیرد و آنان را در چرخهٔ جاودانهٔ باززایی جای دهد. از دورههای بعد، تصویر او بارها بر درون تابوتها و تابوتسنگها نقش شد؛ بهگونهای که بدن ستارهپوش او همچون پوششی محافظ بر فراز فرد درگذشته قرار میگرفت.[۴][۵]
نوت همچنین با ستارگان ارتباطی مستقیم داشت و در برخی سنتهای دینی، ستارگان بهعنوان فرزندان یا زادهشدگان او تصور میشدند. در دورههای متأخر، این ارتباط نجومی در متونی که امروزه با عنوان «کتاب نوت» شناخته میشوند، به شکلی گستردهتر بازتاب یافته است؛ آثاری که حرکت خورشید، ماه و ستارگان را در چارچوبی همزمان نجومی و اسطورهای توضیح میدهند.[۶] در نتیجه، نوت در دین مصر باستان شخصیتی با دو جنبهٔ بههمپیوسته بود: از یک سو آسمان و مادر اجرام آسمانی و از سوی دیگر مادر و پناهدهندهٔ مردگان. ارتباط میان این دو نقش از این باور سرچشمه میگرفت که مرگ پایان وجود نیست، بلکه مرحلهای از چرخهای کیهانی است که در آن، همانند خورشید، موجود درگذشته نیز میتواند دوباره زاده شود.[۳][۵]
ریشهشناسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]
نام نوت در خط هیروگلیف به صورت 𓏌𓏏𓇯 بازسازی میشود و از آنجا که خط مصری باستان معمولاً واکهها را ثبت نمیکرد، تلفظ دقیق نام در دوران باستان مشخص نیست.[۷][۸] صورت «نوت» تلفظ قراردادیِ امروزیِ این نام در پژوهشهای مصرشناسی است.[۹][۱۰] ریشهٔ واژهٔ نوت بهطور کلی با مفهوم آسمان ارتباط دارد. با این حال، دربارهٔ ریشهٔ دقیق و ساخت تاریخی این واژه اتفاقنظر کاملی وجود ندارد. برخی پژوهشگران آن را با واژهٔ مصری نو مرتبط دانستهاند که به حوزهٔ آب و آسمان ارتباط پیدا میکند، اما اینگونه ریشهشناسیها قطعی نیستند و نباید آنها را بهعنوان معنای مسلم نام نوت ارائه کرد. آنچه با اطمینان بیشتری میتوان گفت این است که در زبان و دین مصر باستان، نوت نامی برای آسمان و در عین حال نام الههای بود که این قلمرو را تجسّم میکرد.[۹][۱۱]
نوت در متون مصری با لقبها و توصیفهای گوناگونی نیز شناخته میشد. یکی از مهمترین این عناوین، «بانوی همه» بود که گستردگی قلمرو او را نشان میداد. همچنین در متون تدفینی، او بهعنوان مادری الهی و پناهدهنده به مردگان ظاهر میشود و آسمان او همچون مکانی برای پذیرش و باززایی مردگان تصور میشود.[۱۲][۱۳] نام نوت در دورههای مختلف تاریخ مصر شکل نوشتاری خود را حفظ کرد، اما جایگاه و کارکرد او گسترش یافت. او از یک سو تجسّم آسمان و مادر خورشید و ستارگان بود و از سوی دیگر، به سبب ارتباط آسمان با چرخهٔ مرگ و باززایی، به یکی از ایزدان مهم آیینهای تدفینی تبدیل شد. بنابراین، مفهوم «آسمان» در نام نوت تنها به فضای بالای زمین محدود نبود، بلکه در کیهانشناسی مصر باستان با آفرینش، حرکت اجرام آسمانی، مرگ و زندگی دوباره ارتباط داشت.[۳][۵]
اسطورهشناسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]اسطورهٔ آفرینش هلیوپولیس
[ویرایش | اشتراکگذاری]
نوت در کیهانشناسی مصر باستان، الههٔ آسمان و یکی از اعضای «اِنِئاد بزرگ هلیوپولیس» بود. در این نظام کیهانشناختی، که مرکز آن شهر هلیوپولیس بود، آفرینش جهان با آتوم، ایزد آفریننده، آغاز میشد و نوت در نسل دوم این تبار الهی قرار داشت. بر اساس «متون اهرام»، آتوم، شو و تفنوت را پدید آورد؛ شو و تفنوت نیز گِب، ایزد زمین، و نوت، الههٔ آسمان، را به وجود آوردند.[۱۴][۱۵] در اسطورهٔ هلیوپولیس، گب و نوت چنان به یکدیگر چسبیده بودند که هیچ فاصلهای میان زمین و آسمان وجود نداشت. شو، به فرمان آتوم، میان آن دو قرار گرفت و گب را از نوت جدا کرد. بدین ترتیب، ساختار اساسی جهان شکل گرفت: گب در پایین بهعنوان زمین، نوت در بالا بهعنوان آسمان و شو در میان آن دو بهعنوان فضای هوا. این تصویر، یکی از مهمترین الگوهای کیهانشناختی در اندیشهٔ مصر باستان بود.[۲][۱]
با وجود جدایی گب و نوت، رابطهٔ آن دو در اسطوره ادامه یافت و نوت به مادر چهار ایزد مهم، یعنی اوزیریس، ایزیس، سِت و نفتیس، تبدیل شد. این چهار ایزد در سنتهای بعدی مصر نقش اساسی در اسطورهٔ اوزیریس و در تصور مصریان از مرگ، پادشاهی و رستاخیز داشتند.[۱۶][۱۷] نقش نوت در کیهانشناسی تنها به آسمان به معنای فضای بالای زمین محدود نمیشد. مصریان بدن او را همچون طاقی آسمانی تصور میکردند که جهان را دربر گرفته است. خورشید، ماه و ستارگان در قلمرو او حرکت میکردند و چرخهٔ ظهور و ناپدیدشدن آنها بخشی از فرایندهای طبیعی و اسطورهای مرتبط با نوت بود. در برخی متون، خورشید در پایان روز وارد بدن نوت میشود و در طول شب از درون او عبور میکند؛ سپس در سپیدهدم دوباره از بدن او زاده میشود.[۳][۴] این چرخهٔ روزانه باعث شد نوت با مفهوم مرگ و زایش دوباره ارتباط نزدیکی پیدا کند. خورشید هر شب میمُرد و در صبح دوباره متولد میشد؛ الگویی که مصریان آن را با سرنوشت انسان پس از مرگ نیز مرتبط میکردند. از همین رو، نوت در متون تدفینی بهعنوان مادری که مردگان را در آسمان خود میپذیرد و امکان تولد دوبارهٔ آنان را فراهم میکند، ظاهر میشود.[۱۸][۳]
اسطورهٔ روزهای اضافی سال
[ویرایش | اشتراکگذاری]نوت در اسطورهشناسی مصر باستان نهتنها الههٔ آسمان بود، بلکه با ساختار تقویمی و پنج روز اضافی سال نیز ارتباط پیدا کرد. تقویم مدنی مصر از دوازده ماهِ سیروزه، یعنی در مجموع ۳۶۰ روز، تشکیل میشد و پنج روز دیگر در پایان سال به آن افزوده میشد. این پنج روز که در منابع جدید معمولاً «روزهای اِپاگومِنال» نامیده میشوند، بخشی واقعی از تقویم مصر بودند و بعدها با تولد فرزندان نوت پیوند اسطورهای پیدا کردند.[۱۹][۲۰]
در متون مصریِ باستان، فرزندان نوت از دورهٔ پادشاهی کهن شناخته شدهاند و «متون اهرام» از نوت به عنوان مادر این گروه از ایزدان یاد میکنند. بنابراین، ارتباط میان نوت و پنج فرزند او بسیار کهنتر از روایت ادبی پلوتارک است؛ با این حال، داستانی منسجم که توضیح دهد چرا این فرزندان دقیقاً در پنج روز اضافی سال متولد شدند، در منابع مصریِ باستان به همان شکل روایتشده توسط پلوتارک باقی نمانده است.[۲۱][۲۲] روایت مشهور دربارهٔ منشأ این پنج روز را پلوتارک، نویسندهٔ یونانی سدهٔ دوم میلادی، در رسالهٔ «دربارهٔ ایزیس و اوزیریس» نقل کرده است. او در این روایت، ایزدان مصری را با ایزدان یونانی همانند میکند؛ بنابراین «رِئا» در روایت او معادل نوت و «هلیوس» یا خورشید با رع تطبیق داده میشود.[۲۳] بر اساس روایت پلوتارک، رع از رابطهٔ نوت با گب آگاه شد و نوت را نفرین کرد که نتواند در هیچیک از روزهای سال فرزندی به دنیا آورد. در آن زمان سال از ۳۶۰ روز تشکیل میشد و نفرین رع تمام این روزها را دربر میگرفت.[۲۳] سپس توت، که پلوتارک او را با هرمس یونانی همانند میکند، برای حل این مشکل وارد عمل شد. او با ماه به بازی پرداخت و بخشی از روشنایی ماه را به دست آورد. از مجموع این بخشها پنج روز کامل پدید آورد و آنها را به ۳۶۰ روز سال افزود. از آنجا که این پنج روز در شمار ماههای معمول سال قرار نداشتند، نوت میتوانست در آنها فرزندان خود را به دنیا آورد و بدین ترتیب نفرین رع دور زده شد. پلوتارک میگوید مصریان این پنج روز را «روزهای افزوده» مینامیدند و آنها را به عنوان روزهای تولد خدایان جشن میگرفتند.[۲۳] در ادامهٔ روایت، هر یک از فرزندان نوت در یکی از این پنج روز متولد میشود. در روز نخست اوزیریس، در روز دوم حورسِ بزرگ، در روز سوم سِت، در روز چهارم ایزیس و در روز پنجم نفتیس زاده میشوند. این ترتیب در روایت پلوتارک آمده است و با سنتی گسترده دربارهٔ پنج فرزند نوت ارتباط دارد.[۲۳]
پنج روز اضافی در تقویم مصر صرفاً یک اصلاح تقویمی نبودند، بلکه در سنت دینی مصر جایگاهی ویژه پیدا کردند. از آنجا که این روزها خارج از دوازده ماه معمول سال قرار داشتند، ویژگیهایی متفاوت از روزهای عادی تقویم به آنها نسبت داده میشد. منابع مربوط به تقویم مصر نشان میدهند که این پنج روز به عنوان دورهای جداگانه در پایان سال شناخته میشدند و بعدها با تولد ایزدان مهم پیوند یافتند.[۲۴] رابطهٔ نوت با رع در این داستان نیز بازتابی از جایگاه کیهانشناختی این دو ایزد است. رع نمایندهٔ خورشید و نظم کیهانی و نوت تجسم آسمان و مادر بخشی از نسل اصلی ایزدان هلیوپولیس بود. در روایت پلوتارک، رویارویی میان آنها در قالب یک منع الهی از زایش ظاهر میشود، اما دخالت توت باعث میشود که نظم تقویمی جدیدی ایجاد شود و در نتیجه، نسل اوزیریسی ایزدان به جهان وارد شود.[۱۱][۲۵]
شمایلنگاری
[ویرایش | اشتراکگذاری]
نوت در هنر مصر باستان معمولاً به صورت زنی انساننما با بدنی کشیده و خمیده به تصویر کشیده میشد که دستها و پاهایش بر زمین قرار داشت و بدنش همچون طاقی بر فراز زمین قرار میگرفت. در این ترکیب، نوت نمایندهٔ آسمان بود و گب، ایزد زمین، در زیر او قرار داشت. در بسیاری از تصاویر، شو، ایزد هوا، میان این دو ایستاده و نوت را از گِب جدا میکند. این تصویر یکی از شناختهشدهترین بازنماییهای اسطورهٔ آفرینش هلیوپولیس است.[۲۵][۲۶] بدن نوت در این تصاویر گاهی با ستارگان پوشیده شده است. ستارگان نشان میدهند که بدن او خودِ آسمان شب است و فضای کیهانی درون و پیرامون آن قرار دارد. در برخی بازنماییها نیز خورشید در امتداد بدن او حرکت میکند؛ تصویری که با باور مصریان دربارهٔ بلعیده شدن خورشید در پایان روز و تولد دوبارهٔ آن در سپیدهدم ارتباط دارد. [۲۷] [۲۶]
یکی از ویژگیهای مهم شمایلنگاری نوت، ارتباط میان بدن او و چرخهٔ روزانهٔ خورشید است. بر اساس برخی متون و تصاویر مذهبی، خورشید در پایان روز وارد بدن نوت میشود و در طول شب از درون قلمرو او عبور میکند تا در آغاز روز بعد دوباره متولد شود. به همین دلیل، نوت گاهی به صورت مادری کیهانی تصور میشود که خورشید را هر روز دوباره به جهان میآورد.[۲۸] نوت در برخی تابوتها و اشیای تدفینی نیز به تصویر کشیده شده است. در این زمینه، بازنمایی او میتوانست نقش محافظتی داشته باشد و آسمان را به صورت نمادین بر فراز متوفی قرار دهد. گاهی تصویر نوت در داخل درپوش تابوت یا سطح داخلی آن قرار میگرفت تا مرده تحت حمایت مستقیم او باشد. این کاربرد با نقش نوت به عنوان مادر و پذیرندهٔ مردگان ارتباط داشت.[۲۹]
در دورهٔ پادشاهی نو، یکی از شکلهای مهم بازنمایی نوت، تصویر او به صورت زنی است که بدنش بر فراز صحنهٔ تدفینی گسترده شده است. در چنین تصاویری، بدن نوت ممکن است با ستارگان پوشیده باشد و در زیر آن، قایق خورشیدی رع در حال حرکت نمایش داده شود. این ترکیب، پیوند میان نوت، آسمان، سفر شبانهٔ خورشید و رستاخیز را به صورت بصری نشان میدهد.[۳۰] نوت علاوه بر شکل انسانی، با درخت نیز ارتباط پیدا کرد. در برخی تصاویر تدفینی دورههای متأخر، او به صورت درختی ظاهر میشود که از شاخههای آن آب یا غذا برای متوفی فراهم میشود. گاهی نیز زنی از میان شاخههای درخت دیده میشود که به مرده آب میدهد. این تصویر احتمالاً بیانگر نقش نوت به عنوان مادر و تغذیهکنندهٔ مردگان است و مفهوم باززایی و ادامهٔ زندگی پس از مرگ را تقویت میکند.[۳۱]
در برخی بازنماییها، نوت با نشانههای مشخصی از آسمان همراه است؛ از جمله ستارگان و فضای کیهانی. برخلاف بسیاری از الهگان مصری، شمایلنگاری او بیش از آنکه بر یک تاج یا ویژگی حیوانی خاص استوار باشد، بر خودِ بدن او و وضعیت قرارگیری آن در فضای کیهانی تأکید دارد. بدن خمیده و کشیدهٔ او مهمترین ویژگی بصریای است که هویت او را به عنوان الههٔ آسمان مشخص میکند.[۲۵] در هنر تدفینی، نوت همچنین میتوانست با تصویر بالهای گسترده بازنمایی شود. در این حالت، ویژگی مادرانه و محافظتی او برجسته میشد و بازنمایی او به تصویر الههای محافظ بر فراز متوفی نزدیک میشد. این نوع تصویر را باید در ارتباط با تحول کلی شمایلنگاری الهگان محافظ در هنر تدفینی مصر بررسی کرد و نباید آن را با شکل اصلی و کهن نوت به عنوان زنِ آسمانیِ خمیده یکسان دانست.[۲۸]
جایگاه دينی
[ویرایش | اشتراکگذاری]
نوت در دین مصر باستان تنها الههٔ آسمان نبود، بلکه ارتباطی نزدیک با مرگ، تدفین و زندگی پس از مرگ داشت. مصریان باستان آسمان را بخشی از قلمرو نوت میدانستند و باور داشتند که مردگان، بهویژه پادشاهان درگذشته، میتوانند پس از مرگ به قلمرو او وارد شوند و در چرخهٔ جاودانهٔ کیهانی به ایزدان بپیوندند. این ارتباط از همان دورهٔ پادشاهی کهن در «متون اهرام» دیده میشود و در دورههای بعد در «متون تابوت» و «کتاب مردگان» گسترش مییابد. [۱۱] [۳۲] در «متون اهرام»، نوت نقش مادری و محافظتی مهمی برای پادشاه مرده دارد. در برخی از این متون، پادشاه از نوت درخواست میکند که او را در آغوش بگیرد و از او محافظت کند. در اینجا نوت همچون مادری الهی ظاهر میشود که مرده را میپذیرد و او را برای ورود به جهان ایزدان آماده میکند. این نقش با تصور گستردهٔ مصر باستان از مرگ به عنوان مرحلهای تازه از تولد و زندگی ارتباط داشت.[۳۳] این تصور در تصاویر و متون تدفینی نیز بازتاب یافته است. نوت گاهی درون تابوت یا بر سطح داخلی آن به تصویر کشیده میشد تا بهصورت نمادین آسمان را برای متوفی فراهم کند. در چنین تصاویری، بدن کشیدهٔ او میتوانست مانند آسمانی محافظ بر فراز مرده قرار گیرد. به این ترتیب، تابوت به نوعی فضای کیهانی تبدیل میشد که در آن متوفی تحت حمایت نوت قرار داشت.[۳۴]
یکی از مهمترین جنبههای نقش نوت در آیینهای تدفینی، ارتباط او با تولد دوبارهٔ خورشید بود. در تصور مصریان، خورشید هر شب در غرب ناپدید میشد و در طول شب از جهان زیرین عبور میکرد تا در سپیدهدم دوباره متولد شود. نوت در این چرخه نقشی مادرانه داشت: خورشید در پایان چرخهٔ روزانه به قلمرو او وارد میشد و در آغاز روز تازه از او دوباره زاده میشد. این الگو با باور مصریان به تولد دوبارهٔ متوفی نیز ارتباط پیدا کرد؛ مرده میتوانست همانند خورشید، پس از عبور از قلمرو مرگ دوباره متولد شود.[۲۶][۳۰] در برخی متون و تصاویر تدفینی، نوت به همین دلیل با درخت نیز پیوند پیدا میکند. در دورههای متأخرتر، تصویر نوت به صورت درختی که بر سر متوفی خم شده و آب یا غذا به او میبخشد، ظاهر میشود. در این صحنه، نوت نقش مادری و تغذیهکننده دارد و به روح مرده امکان میدهد در جهان پس از مرگ به زندگی ادامه دهد. این تصویر را باید در چارچوب باور مصریان به ارتباط میان باروری طبیعت، آسمان و زندگی پس از مرگ فهمید.[۳۱]
نوت همچنین با ستارگان ارتباط داشت و مردگان میتوانستند پس از مرگ به صورت اجرام آسمانی در آسمان جای گیرند. در «متون اهرام»، پادشاه درگذشته بارها با ستارگان جاودانه ارتباط داده میشود؛ ستارگانی که در بخش شمالی آسمان قرار داشتند و به دلیل آنکه هرگز در افق غروب نمیکردند، نمادی از جاودانگی محسوب میشدند. از آنجا که نوت خود تجسم آسمان بود، قرار گرفتن مردگان در آسمان با جایگاه او به عنوان مادر و پذیرندهٔ مردگان پیوند داشت.[۳۲] این ارتباط در دورهٔ پادشاهی نو نیز ادامه یافت. در برخی تابوتها و متون تدفینی، نوت مستقیماً بر فراز متوفی قرار میگیرد و به عنوان محافظ و مادر الهی او عمل میکند. در این سنت، نوت میتواند هم آسمان را برای مرده فراهم کند و هم او را در بدن خود جای دهد؛ گویی متوفی دوباره به رحم مادر بازمیگردد تا پس از آن تولدی تازه پیدا کند. چنین تصویری با مفهوم مصریِ «باززایی» و تکرار چرخهٔ کیهانی ارتباط نزدیکی دارد.[۲۹] در «کتاب شب» و دیگر متون مربوط به سفر شبانهٔ خورشید نیز نوت با چرخهٔ شب و روز پیوند دارد. در این سنتها، آسمان و بدن نوت بخشی از ساختار کیهانی هستند که خورشید درون آن حرکت میکند. از آنجا که سفر خورشید از مرگ شبانه به تولد دوباره در سپیدهدم الگویی برای سرنوشت مطلوب انسان پس از مرگ محسوب میشد، نوت بهطور غیرمستقیم یکی از مهمترین ایزدان مرتبط با رستاخیز و جاودانگی نیز بود.[۳۰]
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]پانویس
[ویرایش | اشتراکگذاری]- 1 2 3 Hart 2005, pp. 111–113.
- 1 2 Wilkinson 2003, pp. 170–172.
- 1 2 3 4 5 Hornung 1999, pp. 87–91.
- 1 2 Wilkinson 2003, pp. 172–173.
- 1 2 3 Taylor 2001, pp. 65–67.
- ↑ von Lieven 2007, pp. 1–8.
- ↑ Wilkinson 2003, pp. 170–171.
- ↑ Hart 2005, pp. 111–112.
- 1 2 Allen 2014, pp. 434–435.
- ↑ Wilkinson 2003, p. 170.
- 1 2 3 Pinch 2002, pp. 171–173.
- ↑ Wilkinson 2003, pp. 171–173.
- ↑ Pinch 2002, pp. 173–175.
- ↑ Allen 1988, pp. 43–46.
- ↑ Pinch 2002, pp. 136–139.
- ↑ Pinch 2002, pp. 171–174.
- ↑ Wilkinson 2003, pp. 170–173.
- ↑ Allen 2005, pp. 1–7.
- ↑ Allen 2005, p. 9.
- ↑ Panov 2020.
- ↑ Faulkner 1969, pp. 244–245.
- ↑ Allen 2005, pp. 8–10.
- 1 2 3 4 Plutarch 1936, 12.
- ↑ Parker 1950, pp. 9–10.
- 1 2 3 Wilkinson 2003, pp. 159–161.
- 1 2 3 Pinch 2002, pp. 171–172.
- ↑ Hart 2005, pp. 118–119.
- 1 2 Wilkinson 2003, pp. 160–161.
- 1 2 Taylor 2001, pp. 67–70.
- 1 2 3 Hornung 1999, pp. 25–27.
- 1 2 Taylor 2001, pp. 69–70.
- 1 2 Allen 2005, pp. 49–51.
- ↑ Faulkner 1969, pp. 29–30.
- ↑ Taylor 2001, pp. 67–69.
منابع و برای مطالعه بیشتر
[ویرایش | اشتراکگذاری]Hart، George (۲۰۰۵). The Routledge Dictionary of Egyptian Gods and Goddesses. Routledge.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Wilkinson، Richard H. (۲۰۰۳). The Complete Gods and Goddesses of Ancient Egypt. Thames & Hudson.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Hornung، Erik (۱۹۹۹). The Ancient Egyptian Books of the Afterlife. Cornell University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Taylor، John H. (۲۰۰۱). Death and the Afterlife in Ancient Egypt. The University of Chicago Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
von Lieven، Alexandra (۲۰۰۷). Grundriss des Laufes der Sterne: Das sogenannte Nutbuch. Copenhagen: Museum Tusculanum Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Allen، James P. (۲۰۱۴). Middle Egyptian: An Introduction to the Language and Culture of Hieroglyphs. Cambridge University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Pinch، Geraldine (۲۰۰۲). Egyptian Mythology: A Guide to the Gods, Goddesses, and Traditions of Ancient Egypt. Oxford University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Allen، James P. (۱۹۸۸). Religion and Philosophy in Ancient Egypt. Yale University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Allen، James P. (۲۰۰۵). The Ancient Egyptian Pyramid Texts. Society of Biblical Literature.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Faulkner، Raymond O. (۱۹۶۹). The Ancient Egyptian Pyramid Texts. Oxford: Oxford University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Plutarch (۱۹۳۶). Moralia, Volume V: Isis and Osiris. ترجمهٔ Frank Cole Babbitt. Cambridge, Massachusetts: Harvard University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Parker، Richard A. (۱۹۵۰). The Calendars of Ancient Egypt. Chicago: University of Chicago Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)