پرش به محتوا

زندگی

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /زِندگی/
LL-Q9168 (fas)-Lapetitecorbeau-زندگی

حاصل مصدر

[ویرایش]

زندگی

  1. زنده بودن، زیست، حیات. وضعیتی که موجودات زنده را از اشیا بیجان و مرده متمایز می‌کند.
  2. حالت موجود زنده که با رشد و نمو و پاسخ به محرک‌ها مشخص نشود و او (آن) را از اشیای بیجان جدا می‌کند. زنده بودن.
  3. زمان میان تولید و مرگ.
  4. مدت عمر.
  5. وضع مالی.
  6. مال و منال.

واژه‌های مشتق شده

[ویرایش]


ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین/ فرهنگ بزرگ سخن