اسکان اجباری عشایر در دوره پهلوی

طرح اسکان اجباری عشایر که تختهقاپو نیز نامیده می شود، یکی از سیاستهای مهم دولت پهلوی اول در سالهای ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ خورشیدی بود. این طرح به عنوان یکی از برنامههای کلیدی دولت برای نوسازی و مدرنسازی ایران مطرح شد. هدف اصلی این طرح، تثبیت عشایر و جلوگیری از کوچنشینی آنها بود تا بتوان به افزایش امنیت، توسعه اقتصادی و ایجاد دولت متمرکز دست یافت و از امنیت و توسعه پایدار در کشور بهرهبرداری کرد.
این سیاست شامل سه بخش اصلی بود: خلع سلاح عشایر، اسکان دائم آنها، و سلب قدرت از سران ایلات و عشایر. اجرای این سیاستها اغلب با مقاومت شدید عشایر مواجه شد، اما دولت پهلوی با تأکید بر نوسازی و ایجاد دولت متمرکز، بر اجرای آن اصرار ورزید. اقدامات فرهنگی و نظامی نیز برای پشتیبانی از این طرح انجام شد.[۱][۲][۳][۴]
اگرچه سند تخته قاپو کردن عشایر در تاریخ معاصر ایران به نام رضاشاه خورده است، اما فرزند او محمدرضا شاه نیز در این زمینه همان سیاست را ادامه داد.[۵]
پیشزمینه
[ویرایش | اشتراکگذاری]تختهقاپو ترکیبی از «تخته» در فارسی و «قاپو» (درب) در ترکی است که معنای «دروازه چوبی» میدهد و اشاره به سکونت عشایر در خانه به جای چادر دارد. تختهقاپو سابقهایچند هزار سالهدارد. در دوره هخامنشیان، به دستور خشایارشا گروههاییاز یونانیان به پشتکوه لرستان تبعید و در سیروان یکجانشین شدند. شاپور دوم ساسانی پساز غلبه بر قبایل عرب بادیهنشین، بعضی از آنها را در کرمان، فارس و خراسان اسکان داد. خسرو انوشیروان نیز پس از تسلط بر قبیله ترک «چول»، آنها را در شهر پیروز (منطقة گرگان) یکجانشین کرد.[۶]
در منابع دوره اسلامی تا دوره صفویه گزارشی مبنی بر تختهقاپوی عشایر نیامده است. شاه عباس بزرگ برای جلوگیری از تاخت و تاز ترکمنها و ازبکان بعضی ایلات کرد را به خراسان کوچاند و بعضی طوایف لر را از لرستان به نواحی خوار ری تبعید کرد. نادرشاه نیز برای تنبیه و تضعیف ایلات، به تبعید و تختهقاپو کردن بعضی از آنها پرداخت؛ چنانکه جمعی از ایلات افشار و مقدّم و ترکمان را در تبریز تختهقاپو کرد، همچنین ایلات باجلان و قرابیات و گروهی از زنگنه را به هرات تبعید و یکجانشین کرد و چند ده هزار خانوار از ایلات شاهسون و افشار آذربایجان را در خراسان جای داد. کریمخان زند نیز چند ده هزار خانوار از ایلات بختیاری، زنگنه و غیره را در بیرون شیراز سکنا داد. آقامحمدخان قاجار نیز گروهی از ایل زند هزاره، عبدالملکی و چاردولی را به مازندران تبعید کرد و طایفه چگینی را از لرستان به رودبار و قزوین کوچاند و همچنین طایفه عمله و صفیخانی را از لرستان به فارس منتقل کرد. در اواخر روزگار احمدشاه نیز برنامههایی برای اسکان اجباری ایلات وجود داشت.[۶]
تاریخچه
[ویرایش | اشتراکگذاری]نخستین دوره اسکان (۱۳۲۰–۱۳۱۳)
[ویرایش | اشتراکگذاری]با روی کار آمدن رضاشاه پهلوی و اشتیاق وی به نوسازی و ایجاد یک دولت متمرکز، طرح اسکان عشایر بهعنوان یکی از اولویتهای دولت مطرح شد. جامعه عشایری ایران به دلیل ساختار ایلی و قدرت سران عشایر، به عنوان یکی از چالشهای اصلی دولت مرکزی تلقی میشد. از این رو، سیاستهای مختلفی برای کنترل و ادغام عشایر در جامعه شهری و روستایی اجرا شد. نظامنامهٔ اسکان ایلات در سال ۱۳۱۳ خورشیدی (۱۹۳۴ میلادی) و از سوی وزارت داخله تنظیم و به همهٔ ایالات ارسال شد.[۷] بر اساس مفاد سیزده گانهٔ اسکان، ایالات باید نسبت به اسکان ایلات و طوایفشان به مدت دو سال و طبق مقررات این نظامنامه اقدام مینمود. براساس مادهٔ ۶ مأموران اسکان باید مزایای اسکان از قبیل معافیت مالیات اغنام و احشام و معافیت از پرداخت مالیات مزروعی در مدت پنج سال را اجرا میکردند.[۸]
با آغاز این سیاست، نظامیان پهلوی برای جلوگیری از کوچ عشایر، خلع سلاح آنان و نابودی سازمان سیاسی ایلات بسیج شدند. با اجبار عشایر به اسکان، خسارات سنگینی به آنها وارد شد و گلههای عشایر توسط مأموران به تاراج رفتند.[۹] برای نمونه در فصل زمستان به گروههایی که در مناطق سردسیر اسکان یافته بودند، تلفات سنگینی وارد آمد.[۱۰] هنگامی که الیور گارود در سال ۱۳۲۴ از فارس بازدید کرد، مشاهده کرد که بهارلوها «متأسفانه از تأثیرات مالاریا و بیماریهایی که در اثر انباشت آلودگی در سکونتگاههای آنها به وجود آمده است، منحط شدهاند» و بسیاری از طایفههای ایل عرب «در وضعیت اسفباری قرار دارند؛ به طوری که [برای گذران زندگی] به گدایی و دزدیهای کوچک وادار شدهاند.»[۱۱]
این بازه زمانی که دشوارترین روزگار عشایر ایران قلمداد میشود، عشایر ایران را تا مرز فروپاشی برد. با محدود شدن کوچ عشایر، عدهای نیز در اثر قحطی جان سپردند. زیانها و فشارهای اقتصادی، عشایر را وادار به انجام فعالیتهای کشاورزی و مهاجرت به شهرها برای یافتن کار کرد. در طی این بازه، حکومت هیچ تلاشی برای آموزش عشایر، رسیدگی به سلامت آنها و حمایت در زمینه کشاورزی نکرد. حکومت همچنین با حبس، تبعید و اعدام سران عشایر، سعی در حذف آنها از ساختارهای قدرت داشت.[۹]
در سال ۱۳۲۰ با اشغال ایران توسط نیروهای متفقین در جنگ جهانی دوم که منجر به استعفای رضاشاه و تبعید او شد و روی کار آمدن محمدرضا شاه پهلوی، تغییرات عمدهای در سیاستهای دولت پدید آمد که موجب توقف بسیاری از برنامههای رضاشاه، از جمله طرح اسکان عشایر، شد. این تغییرات سیاسی و نظامی منجر به کاهش فشار بر عشایر و توقف اجباری طرحهای اسکان آنها گردید.
دومین دوره اسکان (۱۳۴۰–۱۳۲۰)
[ویرایش | اشتراکگذاری]در دوره پهلوی دوم، شاه از رویکردی که پیشتر در مقابل عشایر گرفته بود، عقبنشینی کرد. حکومت سیاست اسکان اجباری را کنار گذاشت. با این حال به دلیل خساراتی که از اسکان اجباری دوره رضاشاه به عشایر و گلهها وارد شده بود؛ عدهای توانی برای شروع دوباره کوچ نداشتند و به ناچار از تاجران وام گرفتند. گروههایی که توانایی پرداخت اقساط را نداشتند، دوباره برای کشاورزی و کارگری در روستاها ساکن شدند یا برای کار به شهرهای منطقه یا مناطق نفتخیز جنوب رفتند. این اسکان با اینکه اختیاری بود؛ در نتیجه سیاستهای دولت صورت گرفت؛ چرا که به دلیل خسارتهای وارده، امکان زندگی عشایری برای عدهای مهیا نبود.[۹] نیمه اول این دوره تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ فشار بر عشایر به نسبت کم بود و ایلات در آرامش نسبی به سر میبردند؛ اما با قدرت یافتن دوباره حکومت مرکزی در پی کودتا، دوباره دوران جدیدی از سرکوب عشایر آغاز شد.[۱۲]
سومین دوره اسکان (۱۳۵۷–۱۳۴۰)
[ویرایش | اشتراکگذاری]در سالهای اولیه این بازه زمانی، رخداد خشکسالی منجر به افزایش فرایند اسکان شد. با شروع فرایند اصلاحات ارضی و تقسیم شدن زمینها، چراگاهها و مراتع کاهش یافتند و روند اسکان عشایر در شهرها شتاب یافت.[۹] در نتیجه این سیاستها، شورش عشایری ۱۳۴۳-۱۳۴۱ فارس رخ داد که در جریان آن سران تمام ایلها به اعدام یا حبس محکوم شدند.[۱۳] «ارسنجانی»، وزیر اصلاحات ارضی، در مورد عشایر، گفتهبود: «به افتضاح چادرنشینی در فارس خاتمه میدهیم. ما عشیره نمیشناسیم … آدمکشی برای آنها از آبخوردن هم راحتتر است.»[۱۴]
اهداف طرح
[ویرایش | اشتراکگذاری]- اسکان دائم عشایر: تثبیت جمعیت عشایر در مناطق خاص و جلوگیری از کوچنشینی.
- خلع سلاح عشایر: جلوگیری از ناآرامیها و شورشها از طریق خلع سلاح عشایر.
- سلب قدرت از سران عشایر: کاهش نفوذ و قدرت سیاسی و اقتصادی سران عشایر.
موافقان این طرح بر این باور بودند که اسکان عشایر میتواند به توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور کمک کند. آنها معتقد بودند که با تثبیت جمعیت عشایر، میتوان از منابع طبیعی بهصورت بهینهتری استفاده کرد و امنیت کشور را افزایش داد. همچنین، اسکان عشایر به دولت امکان میداد تا برنامههای آموزشی و بهداشتی را بهطور مؤثرتری اجرا کند.
انتقادات
[ویرایش | اشتراکگذاری]مخالفان طرح اسکان عشایر، عمدتاً از میان عشایر و سران ایلات بودند. آنها معتقد بودند که این سیاستها بهطور ناگهانی و بدون در نظر گرفتن فرهنگ و ساختار اجتماعی عشایر اجرا شده است. از دیدگاه آنها، این طرحها موجب از دست رفتن هویت فرهنگی عشایر و تخریب نظام اقتصادی سنتی آنها میشد. برخی از منتقدان نیز بر این باور بودند که این سیاستها بیشتر جنبهٔ سرکوبگرانه داشت تا توسعهای. برخی انتقادات را میتوان به عناوین زیر دستهبندی کرد:
- اجباری بودن طرح: بسیاری از عشایر به اجبار به اسکان دائم تن دادند که منجر به نارضایتی و مقاومت شد.
- نادیده گرفتن فرهنگ عشایری: سیاستهای اسکان بدون توجه به ساختار اجتماعی و فرهنگی عشایر اجرا شد.
- مشکلات اقتصادی: بسیاری از عشایر پس از اسکان با مشکلات اقتصادی و معیشتی مواجه شدند.
برخی نتایج
[ویرایش | اشتراکگذاری]طرح اسکان عشایر احتمالاً به دولت امکان داد تا از منابع طبیعی بهطور بهینهتری استفاده کند. با تثبیت جمعیت عشایر در مناطق خاص، امکان اجرای برنامههای کشاورزی و دامداری مدرن فراهم شد که موجب افزایش تولیدات کشاورزی و دامداری و در نتیجه بهبود وضعیت اقتصادی کشور شد.[۱]
با خلع سلاح و اسکان عشایر، دولت توانست کنترل بیشتری بر مناطق عشایری داشته باشد و از بروز شورشها و ناآرامیها جلوگیری کند. این امر به بهبود امنیت داخلی و کاهش هزینههای نظامی کمک کرد.[۲] طرح اسکان عشایر بخشی از برنامههای بزرگتر نوسازی کشور بود. این طرح به دولت کمک کرد تا زیرساختهای جدیدی بسازد و نظام اداری نوینی ایجاد کند. همچنین، با اسکان عشایر، دولت توانست برنامههای آموزشی و بهداشتی را بهطور مؤثرتری اجرا کند.[۳] یکی دیگر از اهداف اسکان عشایر، کاهش تفاوتهای فرهنگی بین عشایر و سایر مناطق کشور بود. دولت با اسکان عشایر سعی در ترویج فرهنگ شهری و کاهش اختلافات فرهنگی داشت تا به این وسیله یکپارچگی فرهنگی و اجتماعی را تقویت کند.[۴]
برای سنجش میزان دستیابی به هدفهای اصلی، توسط معیارهایی کمّی از قبیل پایداری کانونهای اسکان یا استفاده ازروش تحلیل سلسله مراتبی، تحقیقاتی انجام شده است[۱۵].
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]پانویس
[ویرایش | اشتراکگذاری]- 1 2 «طرح اسکان عشایر». ویراساینس. دریافتشده در ۲۰۲۴-۰۷-۰۶.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 «رضاشاه و طرح اسکان اجباری عشایر بختیاری». انسانی. دریافتشده در ۲۰۲۴-۰۷-۰۶.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 «رضا شاه و کوچ نشینی عشایر». مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی. دریافتشده در ۲۰۲۴-۰۷-۰۶.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 «نقش عوامل اقتصادی در اسکان عشایر غرب ایران (1320-1300ش)». پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. دریافتشده در ۲۰۲۴-۰۷-۰۶.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ «محمدرضاشاه چگونه ایدهٔ پدرش دربارهٔ اسکان عشایر را پیش برد؟». خبرگزاری فارس. ۱۳۹۶-۰۹-۱۶. دریافتشده در ۱۴۰۳-۰۴-۱۶.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 «تخته قاپو». دانشنامه جهان اسلام.
- ↑ «اسکان عشایر و تغییر قشربندی اجتماعی در ایران عصر رضاشاه». نشریه جغرافیای اجتماعی. دریافتشده در ۲۰۲۴-۰۷-۰۶.
{{cite web}}: از پارامتر ناشناخته|نویسندگان=صرفنظر شد (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ سازمان اسناد و کتابخانهٔ ملی ایران، سند شماره ۳۵۰–۷۰۴۴
- 1 2 3 4 بهادری قشقایی، هوشنگ (۱۴۰۱). اسکان عشایر در ایران. تهران: اندیشه احسان.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ دانشنامه جهان اسلام. «باصری ایل». بایگانیشده از اصلی در ۲۵ ژوئن ۲۰۱۶. دریافتشده در ۳ اکتبر ۲۰۱۶.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Pierre Oberling. «ḴAMSA TRIBE». ایرانیکا.
- ↑ سیاهپور، ۱۳۹.
- ↑ نصیری طیبی، ۲۵۶.
- ↑ جوادنوائیان رودسری. «ماجرای محاصره و بمباران عشایر با هواپیما». خراسان، روزنامه صبح ایران (موسه فرهنگی هنری خراسان). دریافتشده در ۱۴۰۳-۰۴-۲۶.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ پژمان رضایی. «ارزیابی مکانیابی کانونهای اسکان عشایر با استفاده از مدل تاپسیس: مطالعه موردی استان چهارمحال و بختیاری». مجله پژوهشهای مرتع و بیابان ایران. doi:10.30490/RVT.2020.253625.0. دریافتشده در ۲۰۲۴-۰۷-۰۶.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- نصیری طیبی، منصور (۱۳۹۰). نقش قشقاییها در تاریخ و فرهنگ ایران. تهران: دفتر سیاستگذاری و برنامهریزی فرهنگی و اجتماعی. شابک ۹۷۸۶۰۰۹۰۹۳۵۳۳.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - سیاهپور، کشواد (۱۳۸۸). قيام عشاير جنوب (۱۳۴۳–۱۳۴۱). تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی زبان.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)