تهمت خون
تهمت خون[۱][۲] تهمتی است به یهودیان[۳][۴][۵] که بیان میدارد آنها بچههای غیریهودیان (جنتیل) را دزدیده و میکشتند تا از خون آنها در بخشی از مناسک مذهبی خود در جریان عید پسح استفاده کنند.[۱][۲][۶] این ادعا بیحرمتی به نان مقدس، از نظر تاریخی از ریشههای اصلی آزار یهودیان اروپایی بوده است.[۴]

بازتابی از افسانههای بسیار قدیمی دربارهٔ مناسک مخفی در بسیاری از جوامع پیشاتاریخی، این ادعا که علیه یهودیان مطرح میشد، در دوران باستان به ندرت مستند شده بود. به گفتهٔ ترتولیان، این ادعا در اصل در اواخر دوران باستان به عنوان اتهامی علیه اعضای جامعهٔ اولیهٔ مسیحیان در امپراتوری روم پدید آمد.[۷] هنگامی که این اتهام رد شد، یک هزار سال بعد به عنوان یک افترا مسیحی علیه یهودیان در دورهٔ قرون وسطی احیا شد.[۸][۹] اولین نمونههای افترای خون در دوران قرون وسطی در پادشاهی انگلستان در دههٔ ۱۱۴۰ ظهور کرد و سپس به سایر نقاط اروپا، به ویژه فرانسه و آلمان، گسترش یافت. این افترا، همراه با اتهامات مسموم کردن چاهها و بیاحترامی به نان قربانی، به موضوعی اصلی در آزار یهودیان در اروپا از آن دوران تا زمانهای مدرن تبدیل شد.[۱۰] افتراهای خون اغلب مدعیاند که یهودیان برای پخت مصا، نان تخت بدون خمیر که در طول عید پسح خورده میشود، به خون انسان نیاز دارند. نسخههای اولیهتر این افترا یهودیان را متهم به بازسازی آیینی مصلوب کردن مسیح میکردند.[۱۱] این اتهامات اغلب ادعا میکنند که خون کودکان مسیحی بهویژه مطلوب است و در تاریخ، ادعاهای افتراهای خون برای توضیح مرگهای غیرقابل توضیح کودکان مطرح شده است. در برخی موارد، قربانیان ادعایی قربانی انسانی به عنوان شهید مسیحی مورد احترام قرار گرفتند. بسیاری از این موارد – برجستهترین آنها ویلیام نوریچ (۱۱۴۴)، هیو کوچک لینکلن (۱۲۵۵) و سیمون ترنت (۱۴۷۵) – به موضوع پرستش و تقدس محلی تبدیل شدند؛ پرستش هیو لینکلن حمایت هنری سوم و پسرش ادوارد یکم را جلب کرد و به آن اعتبار رسمی بخشید و به خاطر سپرده شدن آن بهویژه کمک کرد. اگرچه سیمون هرگز تقدیس نشد، پرستش او به تقویم عمومی کلیسای رم اضافه شد. یکی از کودکانی که ادعا میشد توسط یهودیان کشته شده، گابریل بیالیستوک بود که توسط کلیسای ارتدوکس روسیه تقدیس شد.

در افسانههای یهودی، افتراهای خون محرک ایجاد گولم پراگ توسط رابی یهودا لوو بن بزالل در قرن شانزدهم بود.[۱۲] اصطلاح «افتراهای خون» همچنین در اشاره به هر اتهام ناخوشایند یا زیانآور کذب به کار رفته است و در نتیجه، معنای استعاری گستردهتری یافته است. با این حال، این استفادهٔ گستردهتر از اصطلاح همچنان بحثبرانگیز است.[۱۳]
تهمتهای خون معمولاً میگویند که یهودیان برای پختن مصا برای پسح به خون انسان نیاز دارند.[۱۴] در بعضی موارد در طول تاریخ کودک قربانی شده به صورت یک شهید در بین مسیحیان مورد احترام قرار میگرفت و بعضی اوقات لقب قدیس به او داده میشد. از آن جمله میتوان به داستان ویلیام نورویچ و سیمون ترنت اشاره کرد. بر اساس نوشته والتر لاکوئر در طول تاریخ حدود ۱۵۰ داستان تهمت خون علیه یهودیان اتفاق افتاده است که باعث دستگیری و کشتار آنها شده است.
خون در تورات ودر یهودیت
[ویرایش | اشتراکگذاری]داستان تهمت خون در تضاد با قوانین تورات است. ده فرمان که پایه اصلی تورات را تشکیل میدهد کشتن را ممنوع میکند. استفاده از خون در پخت هر نوع ماده غذایی باعث غیرکوشر شدن آن میشود. از این رو در یهودیت بعد از ذبح حیوان باید خون آن بهطور کامل خارج شود و خون حیوان نباید مورد مصرف قرار گیرد. بر اساس کتاب لاویان خون حیوانات قربانیشده تنها باید بر روی مذبح در معبد اورشلیم (که دیگر موجود نیست) پاشیده شود.
با اینکه قربانی کردن حیوانات در دین یهودیت مسئله بسیار رایجی است، قربانی کردن انسان در تورات بهشدت مورد مذمت قرار میگیرد و یهودیان بهشدت از این کار منع میشوند. قوانین پاکیزگی کاهنین معبد حتی اجازه نمیدهد که کاهن در یک اتاق به همراه جسد انسان باشد.
تاریخچه
[ویرایش | اشتراکگذاری]اولین اشارات
[ویرایش | اشتراکگذاری]اولین اشارات به مسئله قربانی کردن انسان توسط یهودیان در نوشتارهای تاریخدان یونانی آپیون یافت میشود. او مینویسد که یهودیان در معبد خود یونانیان را ذبح میکنند. تاریخدان یهودی یوسفوس فلاویوس این مسئله را در کتاب خود رد میکند. آپیون مینویسد که وقتی آنتیوکوس معبد اورشلیم را فتح کرد یک یونانی در آن یافت که گفته بود که در حال چاق شدن برای قربانی شدن است. آپیون ادعا میکند که هر سال یهودیان یک یونانی را قربانی کرده و بدن او را مصرف میکنند. داستان دیگر مربوط به سوکراتس است که مینویسد که یهودیان وقتی مست بودند یک کودک مسیحی را به صلیب کشیده و او را قربانی کردند.
قدیمیترین نسخههای اتهامات مربوط به اینکه یهودیان ادعا میشد کودکان مسیحی را در عید پاک/پسح مصلوب میکنند، گفته میشود به دلیل یک پیشگویی بوده است. در این زمان هنوز هیچ اشارهای به استفاده از خون در نان بدون خمیر ماتزو نشده است، که بعدها به عنوان انگیزهٔ اصلی برای این جرم توسعه یافت.[۱۵]
پیش درآمدهای اولیه احتمالی
[ویرایش | اشتراکگذاری]
قدیمیترین نمونهٔ شناختهشده به قرن دهم بازمیگردد، از داموکریتوس (نه دموکریتوس فیلسوف) که در کتاب سودا ذکر شده است،[۱۶] که ادعا کرده است «هر هفت سال یهودیان یک غریبه را میگرفتند، او را به معبد اورشلیم میآوردند و قربانی میکردند و گوشتش را قطعهقطعه میکردند.»[۱۷] نویسندهٔ یونانی-مصری آپیون ادعا کرد که یهودیان قربانیان یونانی را در معبد خود قربانی میکردند. در اینجا، نویسنده بیان میکند که وقتی آنتیوخوس اپیفانوس وارد معبد اورشلیم شد، یک اسیر یونانی را یافت که به او گفت برای قربانی شدن چاق میشود. آپیون ادعا کرد که هر سال، یهودیان یک یونانی را قربانی کرده و گوشت او را میخوردند و همزمان به دشمنی ابدی با یونانیان قسم میخوردند.[۱۸] ادعای آپیون احتمالاً بازتابدهندهٔ نگرشهای در جریان نسبت به یهودیان است، زیرا ادعاهای مشابه توسط پوسیدونیوس و آپولونیوس مولون در قرن اول پیش از میلاد مطرح شده است.[۱۹] این ایده بعدها در تاریخ نیز نمونه دارد، زمانی که سقراط اسکولاستیکوس (فعال در قرن پنجم) گزارش داد که در یک خوشگذرانی مستی، گروهی از یهودیان یک کودک مسیحی را به صلیب بسته و به تقلید از مرگ مسیح شلاق زده تا جان داد.[۲۰]
زمینهٔ قرون وسطی
[ویرایش | اشتراکگذاری]افتراهای خون در زمانی پدید آمدند که کلیسا و بهویژه جنگهای صلیبی، گفتمانهای فزاینده ضدیهودی را پیش میبردند. این گفتمانها بعدها از طریق شورای کلیسای لاتران چهارم تقویت شدند، که جداسازی جامعهٔ مسیحیان و یهودیان را الزامی کرد و دستگاهی برای اجرای آن در سراسر اروپا ایجاد نمود.[۲۱] در زمینهٔ محلی، بسیاری از نمونههای انگلیسی ممکن است شامل عنصر رقابت کلیسا برای پرستش قدیسان و درآمد حاصل از تقدس بوده باشد.[۲۲]

اسرائیل یووال پیشنهاد کرد که افتراهای خون ممکن است در قرن دوازدهم به دلیل دیدگاههای مسیحیان نسبت به رفتار یهودیان در طول اولین جنگ صلیبی پدید آمده باشد. برخی یهودیان خودکشی کردند و فرزندان خود را کشتند تا آنها را در معرض گرویدن اجباری به مسیحیت قرار ندهند. یووال نوشت که مسیحیان ممکن است استدلال کرده باشند که اگر یهودیان میتوانند فرزندان خود را بکشند، میتوانند کودکان مسیحی را نیز بکشند.[۲۳][۲۴]
در اروپا
[ویرایش | اشتراکگذاری]انگلستان
[ویرایش | اشتراکگذاری]در انگلستان، در سال ۱۱۴۴، یهودیان نوریچ به دروغ متهم به قتل آیینی شدند، پس از آن که پسری به نام ویلیام نوریچ در جنگل با زخمهای چاقو پیدا شد. زندگینامهنویس قدیس وی، توماس مونماوث، به دروغ ادعا کرد که هر سال یک شورای بینالمللی یهودیان برگزار میشود که در آن کشور تعیین میشود که کودکی در طول عید پاک کشته شود، به دلیل پیشگویی یهودی که میگوید کشتن یک کودک مسیحی هر سال موجب بازگرداندن یهودیان به سرزمین مقدس خواهد شد. طبق گفتهٔ مونماوث، انگلستان در سال ۱۱۴۴ انتخاب شد و رهبران جامعهٔ یهودیان، یهودیان نوریچ را مامور اجرای قتل کردند، و پس از آن ویلیام را ربودند و مصلوب کردند.[۲۵] این افسانه به یک پرستشگاه تبدیل شد و ویلیام به مقام شهید رسید و زائران قربانیانی به کلیسای محلی میآوردند.[۲۶]
پس از آن اتهامات مشابهی در گلاستر (۱۱۶۸)، بری سنت ادموندز (۱۱۸۱) و بریستول (۱۱۸۳) مطرح شد. در سال ۱۱۸۹، هیئت نمایندگی یهودیان حاضر در تاجگذاری ریچارد شیردل، توسط جمعیت مورد حمله قرار گرفت. کشتارهای یهودیان در لندن و یورک به زودی دنبال شد. در سال ۱۱۹۰، در ۱۶ مارس، ۱۵۰ یهودی در یورک مورد حمله قرار گرفتند و سپس هنگامی که به قلعهٔ سلطنتی پناه بردند، جایی که اکنون برج کلیفورد قرار دارد، به قتل رسیدند، و برخی ترجیح دادند خودکشی کنند تا توسط جمعیت گرفته شوند.[۲۷] بقایای ۱۷ جسد که بین قرن ۱۲ و ۱۳ در یک چاه در نوریچ انداخته شده بودند (پنج جسدی که از طریق آزمایش دی ان ای مشخص شد احتمالاً اعضای یک خانوادهٔ یهودی بودهاند) بسیار ممکن است بخشی از یکی از این کشتارها بوده باشند.[۲۸]
پس از مرگ هیو کوچک لینکلن، محاکمهها و اعدامهایی از یهودیان انجام شد.[۲۹] این پرونده توسط متیو پاریس و بعدها توسط چاسر توصیف شد و پایهٔ سرودهای «سر هیو» شد که تا به امروز منتشر شدهاند. شهرت آن از مداخلهٔ تاج و تخت ناشی شد، برای اولین بار که یک اتهام قتل آیینی اعتبار سلطنتی یافت.
هیو هشت ساله در ۳۱ ژوئیه ۱۲۵۵ در لینکلن ناپدید شد. جسد او احتمالاً در ۲۹ اوت در یک چاه پیدا شد. یک یهودی به نام کوپین یا کوپین اعتراف به دست داشتن در این ماجرا کرد. او به جان اف لکزینگتون، خدمتکار تاج و خویشاوند اسقف لینکلن اعتراف کرد. او اعتراف کرد که کودک توسط یهودیان مصلوب شده است، که برای این منظور در لینکلن گرد آمده بودند. شاه هنری سوم که اوایل اکتبر به لینکلن رسیده بود، کوپین را اعدام کرد و ۹۱ یهودی لینکلن را دستگیر و به لندن فرستاد، جایی که ۱۸ نفر از آنها اعدام شدند. بقیه به واسطهٔ شفاعت فرانسیسکنها یا دومینیکنها عفو شدند.[۳۰]
طی چند دهه، یهودیان از سراسر انگلستان در سال ۱۲۹۰ اخراج شدند و تا سال ۱۶۵۷ اجازهٔ بازگشت نیافتند. پس از اخراج، ادوارد یکم زیارتگاه «هیو کوچک» را بازسازی کرد و آن را با نشان سلطنتی خود تزئین نمود، به عنوان بخشی از تلاشهایش برای توجیه اقدامات خود.[۳۱] همانطور که استیسی اشاره میکند: «تعیین صریحتر تاج و تخت با اتهام مصلوب کردن آیینی تقریباً قابل تصور نیست.»[۳۲]
در بقیه اروپا
[ویرایش | اشتراکگذاری]مانند افتراهای خون در انگلستان، تاریخچهٔ افتراهای خون در اروپای قارهای شامل ادعاهای بیاساس دربارهٔ اجساد کودکان مسیحی است. اغلب حوادث فراطبیعی مربوط به این یافتهها و اجساد نیز مطرح میشد و این حوادث معمولاً توسط معاصران به معجزه نسبت داده میشد.[نیازمند منبع] همچنین، درست همانند انگلستان، این اتهامات در اروپای قارهای معمولاً به اعدام تعداد زیادی یهودی منجر میشد – گاهی حتی تمامی یا تقریباً تمامی یهودیان یک شهر. این اتهامات و پیامدهای آنها همچنین، در برخی موارد، منجر به مداخلهٔ سلطنتی به نفع یهودیان شد.

داستان توماس مونماوث دربارهٔ جلسهٔ سالانهٔ یهودیان برای تصمیمگیری دربارهٔ این که کدام جامعهٔ محلی یک کودک مسیحی را بکشد نیز به سرعت به قارهٔ اروپا گسترش یافت. نسخهٔ اولیهای از آن در Bonum Universale de Apibus ii. 29, § 23 توسط توماس کانتیمپر (در صومعهای نزدیک کامبری) ظاهر شد. توماس نوشت، حدود سال ۱۲۶۰: «کاملاً یقین است که یهودیان هر استان سالانه با قرعهکشی تصمیم میگیرند که کدام جماعت یا شهر خون مسیحیان را به سایر جماعتها بفرستد.» توماس کانتیمپر همچنین بر این باور بود که از زمانی که یهودیان به پونتیوس پیلات گفتند: «خون او بر ما و فرزندان ما باد» (متی ۲۷:۲۵)، آنها به خونریزی مبتلا شدهاند، وضعیتی که با قاعدگی مردانه معادل دانسته شده است:[۳۳]
یهودی بسیار عالمی، که در زمان ما به دین (مسیحی) گرویده است، ما را مطلع میکند که یکی که در میان آنها به عنوان پیامبر مشهور بود، در اواخر زندگی خود پیشبینی زیر را انجام داد: «اطمینان داشته باشید که رهایی از این بیماری پنهانی که در معرض آن هستید، تنها از طریق خون مسیحی ("solo sanguine Christiano") امکانپذیر است.» این پیشنهاد توسط یهودیان کور و ناپاک دنبال شد، که رسم ریختن سالانهٔ خون مسیحی در هر استان را بنا نهادند تا از بیماری خود رهایی یابند.

توماس افزود که یهودیان کلمات پیامبر خود را اشتباه فهمیده بودند، کسی که با عبارت «solo sanguine Christiano» منظورش خون هر مسیحی نبوده، بلکه خون عیسی بوده است – تنها درمان واقعی برای همهٔ دردهای جسمانی و روحانی. توماس نام «یهودی بسیار عالم» را ذکر نکرد، اما ممکن است نیکلاس دونین از لا روشل بوده باشد، که در سال ۱۲۴۰ مناظرهای دربارهٔ تلمود با یخییل پاریس داشت و در سال ۱۲۴۲ باعث سوزاندن تعداد زیادی از نسخههای تلمود در پاریس شد. مشخص است که توماس شخصاً با نیکلاس آشنا بود. نیکلاس دونین و یکی دیگر از یهودیان گرویده، تئوبالد کمبریج، به شدت در پذیرش و باور به اسطورهٔ افتراهای خون در اروپا نقش داشتند.[۳۴]
اولین مورد شناختهشده خارج از انگلستان در بلوآ، فرانسه، در سال ۱۱۷۱ بود. این مکان صحنهٔ اتهام افتراهای خون علیه کل جامعهٔ یهودیان شهر بود که منجر به سوزاندن حدود ۳۱–۳۳ یهودی شد (که شامل ۱۷ زن بود[۳۵][۳۶][۳۷] در تاریخ ۲۹ مه همان سال، یا ۲۰ سیوان ۴۹۳۱.[35] این افترا حول محور ر. اسحاق، یک یهودی بود که خدمتکار مسیحی گزارش داده بود کودکی مسیحی را در لوآر دفن کرده است.[38] جسد کودک هرگز پیدا نشد. کنت حدود ۴۰ یهودی بالغ بلوآ را دستگیر کرد و در نهایت قرار بود آنها را بسوزانند. اعضای بازماندهٔ جامعهٔ یهودیان بلوآ و متون مقدس باقیمانده، آزاد شدند. در نتیجهٔ این پرونده، یهودیان وعدههای جدیدی از پادشاه دریافت کردند. گفته میشود اجساد سوختهٔ یهودیان محکوم شده در طول سوختن بدون نقص باقی ماندهاند، ادعایی که به عنوان معجزهٔ مشهور و اسطورهٔ شهید برای هر دو، یهودیان و مسیحیان، شناخته شده است.[۳۸] منابع اولیهٔ مهمی از این پرونده وجود دارد، از جمله نامهای که تلاشها برای حفاظت از یهودیان با شاه لوئی هفتم را نشان میدهد.[۳۹] در پاسخ به اعدام جمعی، بیستم سیوان به عنوان روز روزه توسط رابنو تام اعلام شد.[۳۵] در این پرونده در بلوآ، هنوز اسطورهای مبنی بر نیاز یهودیان به خون مسیحیان مطرح نشده بود.[۲۵]

در سال ۱۲۳۵، پس از آن که اجساد پنج پسر در روز کریسمس در فولدا پیدا شد، ساکنان شهر ادعا کردند که یهودیان آنها را کشتهاند تا خونشان را مصرف کنند و ۳۴ یهودی را با کمک صلیبیون گردآمده در آن زمان سوزاندند. با این که امپراتور فردریک دوم پس از تحقیق، یهودیان را از هرگونه تخلف تبرئه کرد، اتهامات افتراهای خون در آلمان ادامه یافت.[۴۰] در فورزهایم، بادن، در سال ۱۲۶۷، گفته شد زنی دختری را به یهودیان فروخته است که طبق اسطوره، سپس او را شکافته و در رود انز انداختند، جایی که قایقرانان او را یافتند؛ دختر برای انتقام فریاد زد و سپس مرد. گفته شد که بدن خونریزی میکرد وقتی یهودیان به آن آورده شدند. زن و یهودیان بهطور ادعایی اعتراف کردند و سپس کشته شدند.[۴۱] این که یک اعدام قضایی بهطور فوری در پی این اتهام انجام شد، از نحوهٔ ارجاع «میموربوخ» نورنبرگ و سرودهای کنیسهای به این حادثه آشکار است.[۴۲]

در سال ۱۲۷۰، در وایسنبورگ، آلزاس،[۴۳] تنها یک معجزهٔ ادعایی، اتهام علیه یهودیان را تعیین کرد. جسد کودکی در رود لاوتر پیدا شد؛ ادعا شد که یهودیان بدن کودک را شکافتهاند تا خون او را بهدست آورند و کودک به مدت پنج روز همچنان خونریزی میکرد.[۴۴]
در اوبروزل، نزدیک عید پاک ۱۲۸۷،[۴۵] معجزات ادعایی بار دیگر تنها مدرک علیه یهودیان بودند. در این پرونده، ادعا شد که جسد ورنر ۱۶ سالهٔ اوبروزل (که همچنین به عنوان «ورنر نیکو» یاد میشود) به باخاراخ رسید و بدن معجزه کرد، بهویژه معجزات درمانی.[۴۶] گفته شد که از بدن نور نیز ساطع شده است.[۴۷] گزارش شده که کودک بهصورت وارونه آویزان شده، مجبور به بالا آوردن نان قربانی شده و شکافته شده است.[۴۶] در نتیجه، یهودیان اوبروزل و بسیاری از مناطق مجاور بین سالهای ۱۲۸۶–۱۲۸۹ بهشدت مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. یهودیان اوبروزل بهویژه هدف قرار گرفتند زیرا پس از یک کشتار ۱۲۸۳، یهودی در باخاراخ باقی نمانده بود. علاوه بر این، پس از این پرونده نیز کشتارهایی در اوبروزل و اطراف آن رخ داد.[۴۸] رودولف هابسبورگ، که یهودیان برای محافظت به او مراجعه کرده بودند، برای مدیریت داستان معجزه، از اسقف اعظم ماینس خواست اعلام کند که ظلم بزرگی به یهودیان شده است. این اعلام ظاهری اثر محدودی داشت.[۴۸]
در کرونیکا کنراد یوستینگر ۱۴۲۳ آمده است که در برن در سال ۱۲۹۳[۴۹] یا ۱۲۹۴ یهودیان پسری به نام رودولف (گاهی همچنین با نامهای راف یا رووف) را شکنجه و به قتل رساندند. گفته شد جسد نزد خانهٔ جولی، یک یهودی، پیدا شد. سپس جامعهٔ یهودیان درگیر شد. مجازاتهای اعمالشده بر یهودیان شامل شکنجه، اعدام، اخراج و جریمههای سنگین مالی بود. یوستینگر استدلال کرد که یهودیان قصد آسیب رساندن به مسیحیت را دارند.[۴۹] غیرممکن بودن تاریخی[نیازمند توضیح] این داستان که بهطور گسترده پذیرفته شده بود، توسط یاکوب استاملر، کشیش برن، در سال ۱۸۸۸ نشان داده شد.[۵۰]

توضیحات متعددی دربارهٔ این که چرا این اتهامات افتراهای خون مطرح و تداوم یافت، ارائه شده است. بهعنوان مثال، گفته شده که گزارش توماس مونماوث و سایر اتهامات کذب مشابه، و همچنین تداوم آنها، عمدتاً به منافع اقتصادی و سیاسی رهبرانی مرتبط بوده است که این اسطورهها را ترویج میکردند.[۵۱] استفاده از خون و سایر فرآوردههای انسانی برای مقاصد درمانی یا جادویی در اروپای قرون وسطی یک مفهوم پذیرفته شده بود.[۵۲] به همین دلیل، راههای غیرقانونی برای دسترسی به این موارد در سال ۱۵۰۷ توسط فرانسیسکنها به دومینیکنها نسبت داده شد، و دیگران آن را به جادوگران و پرستندگان شیطان و همچنین یهودیان نسبت دادند.[۵۲]
در دوران رنسانس و باروک
[ویرایش | اشتراکگذاری]در سال ۱۴۷۵، سیمون ترنت، دو ساله، ناپدید شد و پدرش ادعا کرد که او توسط جامعهٔ محلی یهودیان ربوده و به قتل رسیده است. پانزده یهودی محلی به مرگ محکوم و سوزانده شدند. سیمون در سطح محلی بهعنوان قدیس شناخته میشد، اگرچه هرگز توسط کلیسای رم قدیسهسازی نشد. او در سال ۱۹۶۵ توسط پاپ پل ششم از مارتیرولوژی رم حذف شد.[۵۳]
در سال ۱۴۹۰، پسری مسیحی چهار ساله به نام کریستوفر تولدو، که همچنین با نام کریستوفر لا گواریا یا «کودک مقدس لا گواریا» شناخته میشد، بهطور ادعایی توسط دو یهودی و سه کنورسو (گروندگان به مسیحیت) به قتل رسید. در مجموع، هشت مرد اعدام شدند. اکنون معتقدند[۵۴] که این پرونده توسط تفتیش عقاید اسپانیا ساخته شده بود تا اخراج یهودیان از اسپانیا را تسهیل کند.
در سال ۱۴۹۴ در ترناوا، اسلواکی، اعترافات غیرممکن اجباری از زنان و کودکان نشان میدهد که متهمان مرگ را بهعنوان راهی برای فرار از شکنجه ترجیح میدادند و همهٔ آنچه از آنها خواسته میشد را اعتراف میکردند. آنها حتی گفتهاند که مردان یهودی قاعدگی دارند و مصرف خون مسیحیان را بهعنوان دارو انجام میدهند.[۵۵]
در پزینوک، اسلواکی، در سال ۱۵۲۹، ادعا شد که پسری نه ساله خونش گرفته شد تا بمیرد و تحت شکنجهٔ وحشیانه قرار گرفت؛ سی یهودی به این جرم اعتراف کرده و بهطور عمومی سوزانده شدند. حقایق واقعی پرونده بعدها آشکار شد، زمانی که کودک زنده در وین پیدا شد. او توسط متهم، کنت ولف از بیزین، به آنجا منتقل شده بود تا خود را از طلبکاران یهودی در بیزین خلاص کند.[۵۶][۵۷]
در رین در سال ۱۴۹۲، گفته شد که پسری به نام آندریاس اکسنر (که همچنین با نام آندرل فون رین شناخته میشد) توسط بازرگانان سیار خریداری و بهطور وحشیانه در جنگلی نزدیک شهر به قتل رسید و خون او با دقت در ظروف جمعآوری شد. اتهام گرفتن خون (بدون قتل) تا آغاز قرن هفدهم، زمانی که پرستشگاه او بنیانگذاری شد، مطرح نشد. نوشتهٔ قدیمیتر در کلیسای رین، که به سال ۱۵۷۵ بازمیگردد، با اغراقهای افسانهای تحریف شده است – برای مثال، پول پرداخت شده برای پسر به پدرخواندهاش به برگ تبدیل شد و یک سوسن بر روی قبرش شکفت. پرستشگاه تا زمانی که در سال ۱۹۹۴ توسط اسقف اینسبروک رسماً ممنوع شد، ادامه یافت.[۵۸]

در ۱۷ ژانویهٔ ۱۶۷۰، رافائل لوی، عضو جامعهٔ یهودیان متز، به اتهام قتل آیینی کودکی دهقانی که در ۲۵ سپتامبر ۱۶۶۹، در آستانهٔ روش هشانا، در جنگلهای خارج از روستای گلاتینی ناپدید شده بود، اعدام شد.[۵۹]
سندومیرز، شهری در لهستان، محل وقوع تعدادی پروندهٔ افتراهای خون بوده است که منجر به شکنجه و اعدام چند نفر شده است.[۶۰] یکی از این پروندهها از سال ۱۶۹۸ مربوط به ماگورزاتا، دختر مسیحی دو سالهٔ مردهای بود که جسدش توسط مادرش در سردخانهٔ کلیسا گذاشته شد و یهودیای که تحت شکنجه او را متهم کرده بود، الکساندر بریک، بود.[۶۰] هم مادر و هم بریک اعدام شدند.[۶۰] پروندههای دیگری از تاریخهای پیشین شناخته شدهاند و در سال ۱۷۱۰ پروندهٔ دیگری اتفاق افتاد: جسد پسری به نام یرژی کراسنوسکی پیدا شد، یک روحانی محلی متهم به کشتن او شد، در نتیجهٔ آن روحانی به همراه چند یهودی دیگر در زندان جان سپردند و سه یهودی دیگر محکوم و اعدام شدند.[۶۰]
در قرن نوزدهم
[ویرایش | اشتراکگذاری]یکی از کودکقدیسان در کلیسای ارتدکس روسیه، پسر شش سالهای به نام گاوریل بلوستوکسکی از روستای زورکی است. طبق افسانهای که توسط کلیسا پشتیبانی میشود، این پسر در طول تعطیلات پسح از خانهاش ربوده شد در حالی که والدینش نبودند. شوتکو، که یک یهودی از بیالیستوک بود، متهم شد که پسر را به بیالیستوک برده، با اشیای تیز او را مجروح کرده و خونش را به مدت نه روز مکیده، سپس جسد را به زورکی بازگردانده و در مزرعهای محلی رها کرده است. یک پرستشگاه شکل گرفت و این پسر در سال ۱۸۲۰ قدیسهسازی شد. مقدسات او هنوز موضوع زیارت هستند. در روز همه قدیسان، ۲۷ ژوئیه ۱۹۹۷، تلویزیون دولتی بلاروس فیلمی پخش کرد که ادعا میکرد این داستان واقعی است.[۶۱] احیای این پرستشگاه در بلاروس بهعنوان بیانیهای خطرناک از یهودستیزی در گزارشهای بینالمللی دربارهٔ حقوق بشر و آزادیهای مذهبی[۶۲][۶۳][۶۴] [۶۵][۶۶]ذکر شد که به کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان (UNHCR) ارائه شد.[۶۷]
- کشتارهای اودسا در سال ۱۸۲۱: در پی جنگ استقلال یونان و قتل گریگوریوس پنجم کنستانتینوپل توسط عثمانیها، یهودیان متهم شده و به استفاده از خون مسیحیان برای مقاصد آیینی متهم گردیدند و دوباره در سال ۱۸۵۹، بهاتهام قتل آیینی یک کودک مسیحی.[۶۸] اتهامات قتل آیینی بار دیگر در حوالی کشتارهای ۱۸۸۱ پس از ترور الکساندر دوم روسیه ظاهر شد.[۶۹]
- تهمت خون ولیژ ۱۸۲۳–۱۸۳۵: پس از آن که جسد یک کودک مسیحی در خارج از این شهر کوچک روسیه در سال ۱۸۲۳ پیدا شد، اتهامات یک روسپی مست منجر به زندانی شدن بسیاری از یهودیان محلی شد. برخی از آنها تا سال ۱۸۳۵ آزاد نشدند.[۷۰]
- در سال ۱۸۴۰ در سوریه یک کشیش مسیحی به نام پدر توماس و خدمتکارش ناپدید شدند. یهودیان سوریه به تهمت خون متهم شدند.
- در سال ۱۸۷۹ ده مرد یهودی در شهر کوتایسی گرجستان به کشتن یک دختر مسیحی متهم شدند.
- در سال ۱۸۸۲ یهودیان در مجارستان به قربانی کردن یک دختر ۱۴ ساله مسیحی متهم شدند.
- در سال ۱۸۹۹ یهودیان در چکسلواکی متهم به کشتن یک زن ۱۹ ساله مسیحی شدند.
در قرن بیستم
[ویرایش | اشتراکگذاری]- در سال ۱۹۰۳ یهودیان در کیشنف روسیه متهم به قربانی کردن یک کودک روسی شدند.
- در سال ۱۹۱۳ در کیف اوکراین مناخم مندل بلیس متهم به قربانی کردن یک دختر مسیحی شد.
- در سال ۱۹۲۸ یهودیان نیویورک متهم به قربانی کردن یک دختر مسیحی شدند.
- در سال ۱۹۳۴ در اشتورمر در آلمان نازی یهودیان متهم به تهمت خون شدند.
- در سال ۲۰۰۵ ۲۰ عضو دومای روسیه یهودیان را به تهمت خون متهم کردند.
تهمت خون در جهان اسلامی
[ویرایش | اشتراکگذاری]در سال ۱۸۴۰، پس از خشم غربی ناشی از ماجرای دمشق، سیاستمدار بریتانیایی و رهبر جامعهٔ یهودیان بریتانیا، سر موزس مونتفیوره، با پشتیبانی دیگر شخصیتهای تاثیرگذار غربی از جمله لرد پالمرستون بریتانیا و کنسول دمشق چارلز هنری چرچیل،[۷۱] وکیل فرانسوی آدولف کرمیو، کنسول اتریش جیووانی گاسپارو مرلاتو، مبلغ دانمارکی جان نیکولایسون،[۷۱] و سالومون مونک، سلطان عبدالمجید اول در قسطنطنیه را متقاعد کردند تا فرمانی در ۶ نوامبر ۱۸۴۰ صادر کند که هدف آن متوقف ساختن گسترش اتهامات افتراهای خون در امپراتوری عثمانی بود. این فرمان اعلام کرد که اتهامات افتراهای خون، تهمتی به یهودیان است و در سراسر امپراتوری عثمانی ممنوع خواهند بود و بخشی از آن چنین میخواند:
… و از آنجا که ما به اتباع خود محبت داریم، نمیتوانیم اجازه دهیم ملت یهود، که بیگناهی آنها در قبال جرم ادعاشده علیهشان آشکار است، بهخاطر اتهاماتی که کمترین پایهای در حقیقت ندارند، رنجیده و آزار دیده شوند…
در باقی قرن نوزدهم و تا قرن بیستم، نمونههای بسیاری از افتراهای خون در سرزمینهای عثمانی رخ داد،[۷۲] مانند ماجرای فورناراکی در سال ۱۸۸۱. با این حال، این تهمت تقریباً همیشه از سوی جامعهٔ مسیحی مطرح میشد، گاهی با همدستی دیپلماتهای یونانی یا فرانسوی.[۷۲] یهودیان معمولاً میتوانستند بر حسن نیت مقامات عثمانی و بهطور فزاینده بر حمایت نمایندگان بریتانیایی، پروسی و اتریشی حساب کنند.[۷۲]
- در سال ۱۸۴۰ در رودز تحت سلطه عثمانی یهودیان متهم به کشتن یک کودک یونانی شدند. چندین یهودی دستگیر و شکنجه شدند.
- در سال ۱۹۱۰ در شیراز یهودیان شیراز متهم به قربانی کردن یک دختر مسلمان شدند. یهودیان مورد حمله قرار گرفتند و ۱۲ نفر کشته و ۵۰ نفر زخمی شدند.[۷۳]
- در سال ۱۹۶۴ ملک فیصل پادشاه عربستان یهودیان ایرانی را متهم به تهمت خون کرد.
- در سال ۱۹۸۳، مصطفی طلاس، وزیر دفاع سوریه، کتابی با عنوان ماتزا صهیون نوشت و منتشر کرد که به بررسی ماجرای دمشق در سال ۱۸۴۰ میپردازد و بار دیگر «تهمن های خون» قدیمی را تکرار میکند، که یهودیان از خون غیر یهودیان مقتول در مراسم دینی مانند پخت نان ماتزا استفاده میکنند.[۷۴] در این کتاب، او استدلال میکند که باورهای واقعی دینی یهودیان «نفرت سیاه نسبت به تمام انسانها و ادیان» است و هیچ کشور عربی نباید هرگز با اسرائیل پیمان صلح امضا کند.[۷۵] طلاس این کتاب را چندین بار بازچاپ کرد. پس از انتشار کتاب، طلاس به نشریهٔ در اشپیگل گفت که این اتهام علیه یهودیان معتبر است و همچنین ادعا کرد که کتابش «یک مطالعهٔ تاریخی … بر اساس اسناد از فرانسه، وین و دانشگاه آمریکایی در بیروت» است.[۷۵][۷۶]
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- 1 2 Gottheil, Richard; Strack, Hermann L.; Jacobs, Joseph (1901–1906). "Blood Accusation". Jewish Encyclopedia. New York: Funk & Wagnalls.
- 1 2 Dundes, Alan, ed. (1991). The Blood Libel Legend: A Casebook in Anti-Semitic Folklore. University of Wisconsin Press. ISBN 978-0-299-13114-2.
- ↑ Turvey, Brent E. Criminal Profiling: An Introduction to Behavioral Evidence Analysis, Academic Press, 2008, p. 3. "Blood libel: An accusation of ritual murder made against one or more persons, typically of the Jewish faith".
- 1 2 Chanes, Jerome A. Antisemitism: A Reference Handbook, ABC-CLIO, 2004, pp. 34–45. "Among the most serious of these[anti-Jewish] manifestations, which reverberate to the present day, were those of the libels: the leveling of charges against Jews, particularly the blood libel and the libel of desecrating the host.
- ↑ Goldish, Matt. Jewish Questions: Responsa on Sephardic Life in the Early Modern Period, Princeton University Press, 2008, p. 8. "In the period from the twelfth to the twentieth centuries, Jews were regularly charged with blood libel or ritual murder— that Jews kidnapped and murdered the children of Christians as part of a Jewish religious ritual."
- ↑ Zeitlin, S"The Blood Accusation" Vigiliae Christianae, Vol. 50, No. 2 (1996), pp. 117-124
- ↑ Emanuele D'Antonio, Jewish Self-Defense against the Blood Libel in Mid-Nineteenth Century Italy: the Badia Affair and Proceedings of the Castilliero Trial (1855–56), Quest. Issues in Contemporary Jewish History volume 14, 1 pp. 23–47
- ↑ Norman Cohn, Europe's Inner Demons, (1975) Paladin Books 1976 pp. 1–8.
- ↑ Albert Ehrman, 'The Origins of the Ritual Murder Accusation and Blood Libel,' Tradition vol. 14, No. 4 Spring 1976 p. 83
- ↑ Chanes, Jerome A. Antisemitism: A Reference Handbook, ABC-CLIO, 2004, pp. 34–45. "Among the most serious of these [anti-Jewish] manifestations, which reverberate to the present day, were those of the libels: the leveling of charges against Jews, particularly the blood libel and the libel of desecrating the host."
- ↑ https://archive.org/details/lifemiraclesofst00thomuoft/page/14/mode/2up?view=theater
- ↑ https://web.archive.org/web/20110418003740/http://www.pitt.edu/~dash/golem.html
- ↑ https://www.bbc.com/news/world-us-canada-12176503
- ↑ «نسخه آرشیو شده». بایگانیشده از اصلی در ۱۲ اوت ۲۰۱۴. دریافتشده در ۲۶ اوت ۲۰۱۴.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Paul R. Bartrop, Samuel Totten, Dictionary of Genocide, ABC-CLIO, 2007, p. 45.
- ↑ Blood Accusation in Jewish Encyclopedia. (Richard Gottheil, Hermann L. Strack, Joseph Jacobs). Accessed 31 October 2018. Note that the version of the Jewish Encyclopedia here quoted misspells the name Damocritus as Democritus, the name of an unrelated philosopher.
- ↑ Patterson, David (2015). Anti-Semitism and Its Metaphysical Origins. Cambridge University Press. p. 1.
- ↑ Louis H. Feldman, Jew and Gentile in the Ancient World: Attitudes and Interactions from Alexander to Justinian, Princeton University Press, Princeton, New Jersey, 1993. pp. 126–127.
- ↑ Feldman, Louis H. Studies in Hellenistic Judaism, Brill, 1996, p. 293
- ↑ https://www.jewishvirtuallibrary.org/jsource/History/syriabloodlibel.html
- ↑ https://brewminate.com/early-medieval-origins-and-continued-use-of-blood-libels-against-jews/
- ↑ https://brewminate.com/early-medieval-origins-and-continued-use-of-blood-libels-against-jews/
- ↑ «نسخه آرشیو شده». بایگانیشده از اصلی در ۱۵ مارس ۲۰۰۹. دریافتشده در ۳۰ مارس ۲۰۲۶.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ Two Nations in Your Womb: Perceptions of Jews and Christians in Late Antiquity and the Middle Ages by Israel J. Yuval; translated by Barbara Harshav and Jonathan Chipman, University of California Press, 2006
- 1 2 Langham, Raphael (10 March 2008). "William of Norwich". The Jewish Historical Society of England.
- ↑ https://en.wikisource.org/wiki/Catholic_Encyclopedia_(1913)/St._William_of_Norwich
- ↑ http://www.historyofyork.org.uk/themes/norman/the-1190-massacre
- ↑ https://www.bbc.co.uk/news/uk-13855238
- ↑ "The Knight's Tale of Young Hugh of Lincoln", Gavin I. Langmuir, Speculum, Vol. 47, No. 3 (July 1972), pp. 459–482.
- ↑ See Langmuir (1972), p. 479; Jacobs, Jewish Ideals, pp. 192–224
- ↑ https://en.wikipedia.org/wiki/Blood_libel#CITEREFStocker1986
- ↑ https://en.wikipedia.org/wiki/Blood_libel#CITEREFStacey2001
- ↑ Albert Ehrman, "The Origins of the Ritual Murder Accusation and Blood Libel," Tradition: A Journal of Orthodox Jewish Thought, Vol. 15, No. 4 (Spring 1976): 86
- ↑ Albert Ehrman, "The Origins of the Ritual Murder Accusation and Blood Libel," Tradition: A Journal of Orthodox Jewish Thought, Vol. 15, No. 4 (Spring 1976): 88
- 1 2 Albert Ehrman, "The Origins of the Ritual Murder Accusation and Blood Libel," Tradition: A Journal of Orthodox Jewish Thought, Vol. 15, No. 4 (Spring 1976): 85.
- ↑ Susan L. Einbinder "Pucellina of Blois: Romantic Myths and Narrative Conventions," Jewish History, Vol. 12, No. 1 (Spring 1998): 29
- ↑ Hallo, William W.; Ruderman, David B.; Stanislawski, Michael, eds. (1984). Heritage: Civilization and the Jews: Source Reader. Santa Barbara, California: Praeger Special Studies. p. 134
- ↑ Susan L. Einbinder "Pucellina of Blois: Romantic Myths and Narrative Conventions," Jewish History, Vol. 12, No. 1 (Spring 1998): 30–31.
- ↑ Susan L. Einbinder "Pucellina of Blois: Romantic Myths and Narrative Conventions," Jewish History, Vol. 12, No. 1 (Spring 1998): 31.
- ↑ https://www.haaretz.com/jewish/.premium-1235-34-jews-burned-to-death-1.5352841
- ↑ Steven K. Baum, "When Fairy Tales Kill," Journal for the Study of Antisemitism, Vol. 1, No. 2 (2009): 190–191.
- ↑ Siegmund Salfeld, Das Martyrologium des Nürnberger Memorbuches (1898), pp. 15, 128–130
- ↑ https://zionism-israel.com/dic/blood_libel.htm
- ↑ https://zionism-israel.com/dic/blood_libel.htm
- ↑ Jörg R. Müller, "Ereẓ gezerah – 'Land of Persecution': Pogroms against the Jews in the regnum Teutonicum from c. 1280 to 1350," The Jews of Europe in the Middle Ages (Tenth to Fifteenth Centuries): Proceedings of the International Symposium, ed. Christoph Cluse (20–25 October 2002): 249.
- 1 2 https://ia801805.us.archive.org/22/items/236874025-jewish-ritual-murder-list-books-documents/269960307-Blood-Passover.pdf
- ↑ Jörg R. Müller, "Ereẓ gezerah – 'Land of Persecution': Pogroms against the Jews in the regnum Teutonicum from c. 1280 to 1350," The Jews of Europe in the Middle Ages (Tenth to Fifteenth Centuries): Proceedings of the International Symposium, ed. Christoph Cluse (20–25 October 2002): 249–250.
- 1 2 Jörg R. Müller, "Ereẓ gezerah – 'Land of Persecution': Pogroms against the Jews in the regnum Teutonicum from c. 1280 to 1350," The Jews of Europe in the Middle Ages (Tenth to Fifteenth Centuries): Proceedings of the International Symposium, ed. Christoph Cluse (20–25 October 2002): 250.
- 1 2 Albert Winkler, "The Approach of the Black Death in Switzerland and the Persecution of Jews, 1348–1349," Swiss American Historical Society Review, Vol. 43, No. 3 (2007): 14.
- ↑ "Katholische Schweizer-Blätter", Lucerne, 1888.
- ↑ Jeffrey Cohen, Review of The Murder of William of Norwich: The Origins of the Blood Libel in Medieval Europe, by E.M. Rose Journal of Interdisciplinary History, Vol. 47, No. 3 (Winter 2017): 410.
- 1 2 Joshua Trachtenberg, The Devil and the Jews: The Medieval Conception of the Jew and its Relation to Modern Anti-Semitism. (Vardo Books, 2001): 141–143.
- ↑ Bowd, Stephen (22 September 2021). "Simon of Trent". Oxford Bibliographies. Retrieved 23 January 2026.
- ↑ Reston, James: "Dogs of God: Columbus, the Inquisition, and the defeat of the Moors", p. 207. Doubleday, 2005
- ↑ https://doi.org/10.7916/D8H420D6
- ↑ https://jewinthepew.org/2015/05/27/27-may-1529-blood-libel-and-burning-to-death-of-30-jews-in-bazin-hungary-otdimjh/
- ↑ Jelinek, Yeshayahu (2007). "Pezinok". Encyclopedia.com. Encyclopaedia Judaica article (2 ed.).
- ↑ https://sourcebooks.fordham.edu/source/rinn.asp
- ↑ https://www.wsj.com/articles/SB10001424052702303973704579357000706882812
- 1 2 3 4 https://notesfrompoland.com/2015/02/25/the-compelling-need-for-truth-reflections-on-sandomierzs-blood-libel-plaque/
- ↑ Is the New in the Post-Soviet Space Only the Forgotten Old? by Leonid Stonov, International Director of Bureau for the Human Rights and Law-Observance in the Former Soviet Union, the President of the American Association of Jews from the former USSR
- ↑ «نسخه آرشیو شده». بایگانیشده از اصلی در ۷ سپتامبر ۲۰۰۷. دریافتشده در ۳۰ مارس ۲۰۲۶.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ https://2001-2009.state.gov/g/drl/rls/irf/2004/37195.htm
- ↑ https://2001-2009.state.gov/g/drl/rls/irf/2005/51542.htm
- ↑ https://2001-2009.state.gov/g/drl/rls/irf/2006/71370.htm
- ↑ https://web.archive.org/web/20100106153449/http://foreignaffairs.house.gov/archives/108/91075d.pdf
- ↑ https://web.archive.org/web/20070907060158/http://www.unhcr.org/home/RSDCOI/450fb0b128.html
- ↑ Zipperstein, Steven J. (November 1991). The Jews of Odessa: A Cultural History, 1794-1881. Stanford University Press. p. 119.
- ↑ https://web.archive.org/web/20250515185105/https://www.uni-heidelberg.de/fakultaeten/philosophie/zegk/sog/loewe_artikel_the_reign.html
- ↑ Avrutin, Eugene (2017). The Velizh Affair: Blood Libel in a Russian Town. Oxford: Oxford University Press.
- 1 2 Lewis, Donald (2014). The Origins of Christian Zionism: Lord Shaftesbury And Evangelical Support for a Jewish Homeland. Cambridge: Cambridge University Press. p. 380
- 1 2 3 Lewis, Bernard (1984). The Jews of Islam. Princeton University Press. pp. 158–159.
- ↑ https://www.haaretz.com/jewish/2012-10-30/ty-article/.premium/1910-a-pogrom-in-shiraz-iran/0000017f-f684-d887-a7ff-fee4f4ab0000
- ↑ https://www.nytimes.com/1986/07/15/world/an-anti-jewish-book-linked-to-syrian-aide.html
- 1 2 https://web.archive.org/web/20110413063812/http://www.adl.org/css/mix_blood_libel.asp
- ↑ Blood Libel Judith Apter Klinghoffer, History News Network, 19 December 2006.
پیوند به بیرون
[ویرایش | اشتراکگذاری]- Urban Legends Reference Pages: Religion (Blood Feast)
- Example of anti-Semitic propaganda
- Resources> Medieval Jewish History> Blood Libels Jewish History Resource Center, Project of the Dinur Center for Research in Jewish History Hebrew University of Jerusalem بایگانیشده در ۱۳ فوریه ۲۰۲۱ توسط Wayback Machine
- The Port Jews of Corfu and the 'Blood Libel' of 1891: A Tale of Many Centuries and of One Event Athanasios (Sakis) Gekas
- The Ritual Murder Libel and the Jew: The Report by Cardinal Lorenzo Ganganelli (Pope Clement XIV.) edited by Cecil Roth (1935)
- Raphael Langham William of Norwich The Jewish Historical Society of England
- The Life and Miracles of St William of Norwich by Thomas of Monmouth (edited by Augustus Jessopp DD)
- Antisemitic painting in Sandomierz Cathedral (17th century) Karol (Charles) de Prévôt; an Italian painter of French extraction
- Jewish Virtual Library[پیوند مرده]