خیرالنساء بیگم
| خیرالنساء بیگم | |||||
|---|---|---|---|---|---|
| مهدعلیا شهبانوی امپراتوری صفویه شاهدخت دودمان مرعشیان | |||||
خفه کردن خیرالنساء بیگم توسط قزلباشها، در دربار صفوی در ۲۶ ژوئیه ۱۵۷۹. نصرتنامه (۱۵۸۴). | |||||
| نایبالسلطنه دودمان صفوی | |||||
| سلطنت | ۱۵۷۷ – ۱۵۷۹ | ||||
| پیشین | ندارد | ||||
| جانشین | حمزه میرزا | ||||
| ملکه همنشین دودمان صفوی | |||||
| سلطنت | ۱۵۷۷ – ۱۵۷۹ | ||||
| پیشین | پریپیکر بیگم | ||||
| جانشین | ماهمنیر سلطان بیگم | ||||
| زاده | اشرفالملوک ۱۵۴۸ بهشهر، تبرستان مرعشی | ||||
| درگذشته | ۲۶ ژوئیه ۱۵۷۹ قزوین، ایران صفوی | ||||
| آرامگاه | |||||
| همسر(ان) | شاه محمد خدابنده | ||||
| فرزند(ان) |
| ||||
| |||||
| خاندان | |||||
| پدر | میرعبدالله خان ثانی | ||||
| مادر | فخرالنساء بیگم | ||||
خیرالنساء بیگم (درگذشتهٔ ۲۶ ژوئیهٔ ۱۵۷۹) ملقب به مهدعلیا، شاهدخت ایرانی دودمان مرعشیان بود که ملکه همسر شاه محمد خدابنده و همچنین مادر شاه عباس یکم در ایران صفوی بود. در ابتدای دوران سلطنت همسرش، او بهتنهایی چهرهٔ قدرتمند سیاسی بود و در فاصلهٔ فوریهٔ ۱۵۷۸ تا ژوئیهٔ ۱۵۷۹، ایران را عملاً اداره میکرد. او با ترور پریخوان خانم به قدرت رسید.[۱]
با توجه به اینکه همسرش شاه محمد نابینا، ناتوان، بیتفاوت و فاقد صلاحیت بود، او به عنوان ملکه همسر، ادارهٔ کامل امور و همهٔ تصمیمات را حتی در مسائل نظامی به عهده گرفت. قزلباشها از به قدرت رسیدن او ناراضی بودند. امپراتوری عثمانی در سال ۱۵۷۸ علیه ایران اعلان جنگ کرد. پیش از اینکه خیرالنساء به دنبال حمله متقابل برود، ارتش صفوی متحمل چندین شکست شد. ملکه به اتفاق پسرش حمزه میرزا و وزیر اعظم میرزا سلمان جابری، ارتشی را برای مقابله با نیروهای عثمانی و تاتارها در شروان رهبری کرد. اما تلاش خیرالنساء برای تعیین استراتژی حملات باعث خشم امرای قزلباش شد.[۲] سرانجام در ۲۶ ژوئیهٔ ۱۵۷۹ قزلباشها به حرمسرای محل اقامت ملکه یورش بردند و خیرالنساء بیگم را خفه کردند.[۳] سپس حمزه میرزای یازده ساله نایبالسلطنه شد. پس از آن جنگی میان قزلباشها شکل گرفت و در نهایت عباس میرزا به عنوان شاه بعدی انتخاب شد.
آغاز زندگی
[ویرایش | اشتراکگذاری]خیرالنساء بیگم در سال ۱۵۴۸ در بهشهر طبرستان بهدنیا آمد. پدر او میرعبدالله خان ثانی و مادرش فخرالنسا بیگم بود. وی در سال ۱۵۶۲ با سلطان محمد میرزا، پسر ارشد شاه تهماسب یکم ازدواج کرد، دلیل این ازدواج سیاسی و برای ارتباط بیشتر میان مرعشیان طبرستان با خاندان صفوی بود.[۴]
نفوذ سیاسی ملکه
[ویرایش | اشتراکگذاری]پس از کشته شدن شاه اسماعیل دوم، برادرش خدابنده به پادشاهی رسید. خدابنده مبتلا به ضعف بینایی شدید بود و در صلاحیتش برای پادشاهی تردید جدی وجود داشت اما با کمک و حمایت خواهرش پری خان خانم به این مقام دست یافت. پری خان خانم متحدانی از قزلباشها داشت و بر این باور بود که با به قدرت رسیدن خدابنده قدرت اصلی در دستان خود او خواهد بود. با قدرت گرفتن پری خان خانم و حمایت قزلباشان از او وزیر اعظم، میرزا سلمان جابری اصفهانی که بهوسیلهٔ شاه طهماسب بر سرکار آمده بود و چندان مورد عنایت شاهزاده خانم نبود، به بهانه احترام به شاه جدید و در واقع از ترس جانش پایتخت، قزوین، را ترک گفت. هنگامیکه وزیر اعظم وارد شیراز شد، مهدعلیا او را مردی آگاه به امور و وقایع پایتخت و متحدی بالقوه برای رسیدن به اهدافش یافت چراکه میرزا سلمان جابری اصفهانی نیز همچون ملکه به یک خانواده اشرافی ایرانی متعلق بود و ارج و قربی در میان قزلباشان نداشت.
با اتحاد وزیر اعظم و ملکه، میرزا سلمان جابری اصفهانی بار دیگر مقام برتر خود را در زمان شاه جدید نیز به دست آورد و شاهد تنزل موقعیت دشمن خویش پریخان خانم گردید. پریخان خانم در مدتی بسیار کوتاه پس از ورود شاه و ملکه جدید به دربار قزوین اقتدار و نفوذ بیش از حدش را از دست داد و در همان شب، به سرعت به قتل رسید. با این همه میرزا سلمان جابری اصفهانی نیز به تدریج قدرت و نفوذی که پریخان خانم روزی صاحبش بود را به ملکه واگذار کرد. خیرالنساء بیگم پذیرای نفوذ کم و بیش غیرمستقیم در جریان امور نبود و به جای آن علناً همه مسئولیتهای اساسی را خود بر دوش گرفت که مخصوصاً شامل انتصاب و عزل افسران عالیرتبه و بالاترین مقامات امپراتوری میشد. این افسران و مقامات بهجای حضور در دربار عام سلطنتی، هر روز از صبح تا شب به در حرمسرا میآمدند تا عریضهها و نامههای مهم از سراسر امپراتوری را به ملکه برسانند و فرمانهای ملکه را دریافت کنند و در آنجا احکام درباری صادر و مهر میشد. به مدت بیش از یکسال امور حکومتی بر این روال رتق و فتق میشد و این امر باعث بروز اختلافات شدید بین او و سران قزلباش شد.[۵]
امیران و درباریان به جای حضور نزد شاه، به دیدار او میرفتند و اوامر را مستقیماً از وی دریافت میکردند؛ بهگونهای که کمتر کسی توان مخالفت با رأی او را داشت.[۶]
توطئه و قتل ملکه
[ویرایش | اشتراکگذاری]
در خلال جنگ چلدر، خیرالنساء بیگم، فرمان گردآوری سپاه داد و به همراه پسر ارشد خود حمزه میرزا (ولیعهد) و گروهی از سران دولت و امرای قزلباش به قصد سد کردن راه قشون عثمانی، مسیر آذربایجان را پیش گرفتند و در قرهباغ توقف کردند و نهایتاً شروان را تصرف کردند. در جنگ چلدر، به دلیل نبود هماهنگی و وجود اختلاف بین مهدعلیا و سران قزلباش، امرای قزلباش کمکم نسبت به فرمانهای همسر شاه ناخرسند و خشگمین شدند.[۷] اقدامات خیرالنساء بیگم قزلباشها را برآشفت، و آنان با ارسال طوماری تهدیدآمیز برای شاه خواهان برکناری او شدند. خدابنده از خیرالنساء خواست تا پایتخت را ترک نماید اما با مقاومت او روبرو شد. سرانجام دستهای از قزلباشان توطئهای ساختند و بدو تهمت زدند که با عادلگرای خان برادر خان کریمه (بخشی از قلمرو عثمانی) که در آن زمان به اسارت در دربار صفویان بود رابطه نامشروع دارد. بدین تهمت و پس از ماجرای انتقام میرزا خان، صدرالدینخان صفوی در تاریخ ۱ جمادیالاول ۹۸۷ قمری برابر با ۵ تیر ماه ۹۵۸ خورشیدی به همراه امامقلی میرزای موصلو و چند تن از اقوام نزدیک شاه محمد خدابنده، وارد حرمسرای شاه شدند و مهدعلیا را در هنگامی که در آغوش شاه پناه برده بود را جدا کردند و در مقابل شاه خفه کردند . آنها مادر ملکه با جمعی از اقوام و بستگان و چند تن از بزرگان مازندران را نیز کشتند و اموال همگی را غارت کردند. در همان روز عادلگرای خان و ملازمانش که حدود صد نفر بودند برای دفاع از خود درگیر و سپس کشته شدند. [۸][۹] جسد خیرالنساء که در مزار شاهزاده حسین دفن بود به فرمان شاه عباس به حرم امام رضا منتقل شد.[۱۰]
وقایع بعدی و میراث
[ویرایش | اشتراکگذاری]پس از به قدرت رسیدن پسرش شاه عباس یکم، وی با این بهانه که جانشین مقتدری در میان شاهزادگان مرعشی وجود ندارد خود را به عنوان شاهنشاه تبرستان و وارث قلمرو مرعشیان دانست. سپس بسیاری از شهرهای آن دیار را آباد کرد و دو شهر اشرف (بهشهر) و فرحآباد (ساری) را پایتخت تفریحی و تابستانی خویش قرار داد.[نیازمند منبع] همچنین زمانیکه در قزوین اقامت داشت، به این بهانه که ملک بهمن دوم به قلمرو نیاکانش (آمل) تجاوز و نفوذ نموده وی و خویشاوندانش و همهٔ طرفدارانش را قتلعام کرد و یک تن را زنده نگذاشت. سپس به بهانه خویشاوندی وی با شاخهٔ دیگر پادوسبانیان (ملکان کجور) این سلسله را پس از ۹۸۴ سال به کلی منقرض کرد.[۱۱]
با سقوط پریخوان خانم، خیرالنساء بیگم بهعنوان زنی دیگر با نفوذ در دوره صفویه ظهور کرد، اما او نیز پس از هجده ماه سلطنت به قتل رسید.[۱۲] مورخان اوایل قرن بیستم، مانند هانس رابرت رومر و والتر هینتس، پریخوان و خیرالنساء را عاملان اصلی فضای آشوبناک و غارتگرایانه دربار صفویه در دهههای ۱۵۷۰ و ۱۵۸۰ معرفی کردند.[۱۳] حضور این دو زن در صحنه سیاسی نشاندهنده تأثیرگذاری زنان دیگر، هرچند در سطحی محدودتر، در جامعه صفوی بود.[۱۴] با این حال، پس از سالهای اولیه سلسله صفویه، زنان تأثیرگذار سیاسی بهتدریج ناپدید شدند، که نشاندهنده انزوای فزاینده زنان دربار در اواخر دوره صفویه است.[۱۵]
امور فرهنگی
[ویرایش | اشتراکگذاری]خیرالنساء به علت علاقهٔ زیاد به زبان طبری دربار خویش را همیشه پر از خوانندگان و شاعران طبرستانی میکرد. مهمترین شاعر دربار در زمان وی، امیر پازواری نام داشته که اشعاری عرفانی، عاشقانه و عللالخصوص در وصف علی بن ابیطالب داشته است و بنیانگذار سبک امیری در زبان مازندرانی میباشد.[۱۶]
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ Women in Iran p.146,158
- ↑ Blow 2009, p. 23.
- ↑ Roemer 1986, p. 255.
- ↑ مازندران و استرآباد، مؤلف:رابینو، صفحهٔ ۹۳
- ↑ تاریخ ایران کمبریج، جلد ششم، صفویان، انتشارات جامی، صفحات ۷۰ و ۷۱
- ↑ خلاصة التواريخ، ج ۲، ص ۶۶۲.
- ↑ نصرالله فلسفی (۱۳۹۱)، «جلد اول»، زندگانی شاه عباس اوّل، به کوشش فرید مرادی.، تهران: انتشارات نگاه، ص. ۷۳، شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۷۲۶-۷
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ تاریخ ایران کمبریج، جلد ششم، صفویان، انتشارات جامی، صفحهٔ ۷۱
- ↑ نصرالله فلسفی (۱۳۹۱)، «جلد اول»، زندگانی شاه عباس اوّل، به کوشش فرید مرادی.، تهران: انتشارات نگاه، ص. ۷۷، شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۷۲۶-۷
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ خلاصة التواریخ، جلد۲، ص ۸۸۹
- ↑ گاوباریان پادوسبانی، مؤلف: چراغعلی اعظمی سنگسری، صفحات ۲۰تا۲۸
- ↑ Ahmadi 2021, p. 317.
- ↑ Mitchell 2009, p. 158.
- ↑ Ahmadi 2021, p. 318.
- ↑ Ahmadi 2021, pp. 318, 322.
- ↑ مقدمهای بر کنزالاسرار، نوشته: جهانگیر نصر اشرفی، چاپ:ساری، مقدمه (صفحات۱الی۱۰)
- اهالی استان مازندران
- اهالی ایران در سده ۱۶ (میلادی)
- اهالی ایران صفوی در سده ۱۶ (میلادی)
- اهالی بهشهر
- توطئهگران قتل پریخان خانم
- خاکسپاریها در ایران
- خاکسپاریها در حرم امام رضا
- خاکسپاریها در مشهد
- سادات حسینی
- درگذشتگان ۱۵۷۹ (میلادی)
- درگذشتگان ۹۸۷ (قمری)
- صفویان
- مرعشیان
- ملکههای ایران
- ملکههای همسر صفویان
- زنان شاهان صفوی
- خاکسپاریها در حرم فاطمه معصومه