پرش به محتوا

زهدباوری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
زهدباوری (پیتیسم)
نوعجنبش احیاگر مسیحی در پروتستانتیسم
گرایش اصلیلوتریانیسم، با تأثیر گسترده بر سایر شاخه‌های پروتستان
کتاب مقدسکتاب مقدس (تأکید بر مطالعهٔ شخصی و گروهی)
الهیاتتأکید بر تجربهٔ شخصی ایمان، تولد تازه، تقدس عملی، و کهانت عمومی مؤمنان
بنیان‌گذارفیلیپ یاکوب اشپنر (۱۶۳۵–۱۷۰۵)
تاریخ پیدایشاواخر قرن هفدهم میلادی
مکان پیدایشفرانکفورت، امپراتوری مقدس روم (آلمان کنونی)
گسترهٔ جغرافیاییآلمان، اسکاندیناوی، سوئیس، هلند، بریتانیا، آمریکای شمالی، اندونزی، اتیوپی و سایر نقاط
انشعابات مهمزهدباوری رادیکال، کلیسای موراوی، لوتریانیسم لائشتادی
تأثیر برمتدیسم، بیداری بزرگ، تبشیر مدرن، فلسفهٔ کانت، شلایرماخر و ادبیات آلمانی
فیلیپ یاکوب اشپنر (۱۶۳۵–۱۷۰۵)، معروف به «پدر زهدباوری»

زهدباوری یا پیتیسم (به انگلیسی: Pietism) یک جنبش احیاگر پرنفوذ در درون لوتریانیسم بود که در اواخر سدهٔ هفدهم میلادی در آلمان پدید آمد و به سرعت در سراسر پروتستانتیسم اروپا و آمریکای شمالی گسترش یافت.[۱] این جنبش در برابر راست‌دینی لوتری که بر آموزه‌های رسمی و الهیات سیستماتیک تأکید می‌کرد، و نیز در واکنش به عقل‌گرایی خشک دینی پدید آمد و به جای آن، بر تجربهٔ شخصی ایمان، تولد تازه، زندگی مقدس، و مطالعهٔ گروهی و فردی کتاب مقدس پای فشرد.[۲]

زهدباوری نه تنها در آلمان، بلکه در کشورهای اسکاندیناوی، سوئیس، بریتانیا و بعدها در آمریکای شمالی و حتی در میان برخی کلیساهای آسیایی و آفریقایی مانند کلیسای پروتستان مسیحی باتاک در اندونزی و کلیسای انجیلی اتیوپی مکان یسوس نفوذ کرد.[۳] این جریان زمینه‌ساز جنبش تبشیری مدرن، متدیسم، بیداری بزرگ، و حتی برخی از جنبه‌های فلسفهٔ کانت و ادبیات آلمانی شد.

واژهٔ «پیتیسم» (Pietismus) از ریشهٔ لاتین pietas به معنای «پرهیزگاری» و «خداترسی» گرفته شده و نخستین بار در دههٔ ۱۶۷۰ به‌عنوان اصطلاحی طعنه‌آمیز از سوی مخالفان برای اشاره به «مقدس‌مآبی» هواداران اشپنر به کار رفت. اما خود پیتیست‌ها به سرعت این نام را با افتخار پذیرفتند. یوآخیم فلر، استاد شعر دانشگاه لایپزیگ، در یک سونت معروف در سال ۱۶۸۹ سرود:

«شهر امروز نام پیِتیست‌ها را می‌شناسد؛ پیِتیست کیست؟ کسی که کلام خدا را مطالعه می‌کند و بر اساس آن زندگی مقدسی را پیش می‌برد…»

پیشینه و خاستگاه

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

ریشه‌های زهدباوری را می‌توان در سنت‌های پیشین عرفان و ادبیات تعلیمی لوتری جست. نوشته‌های یوهان آرنت (مؤلف کتاب «مسیحیت راستین»)، هاینریش مولر، یوهان والنتین آندرئا و تئوفیل گروس‌گباور همگی فریاد اعتراض علیه خشکی و رسمی‌گرایی کلیسای لوتری زمان خود را سر داده بودند.[۴]

اما نقطهٔ عطف اصلی، ظهور فیلیپ یاکوب اشپنر (۱۶۳۵–۱۷۰۵) در فرانکفورت بود. در سال ۱۶۷۰، او «گردهمایی‌های پرهیزگارانه» (Collegia Pietatis) را بنیاد گذاشت که در آنها افراد غیرروحانی و روحانی گرد هم می‌آمدند تا کتاب مقدس را بخوانند، دعا کنند و تجربه‌های ایمانی خود را به اشتراک بگذارند. پنج سال بعد، اشپنر کتاب کوچک اما پرنفوذ «آرزوهای پرهیزگارانه» (Pia Desideria) را منتشر کرد که در آن شش پیشنهاد اساسی برای اصلاح کلیسا ارائه داد:

  1. گسترش مطالعهٔ خصوصی و گروهی کتاب مقدس (کلیساهای کوچک در دل کلیسای بزرگ)
  2. مشارکت فعال همگان در کهانت عمومی مؤمنان
  3. تأکید بر اینکه دانش مسیحی باید با عمل همراه باشد
  4. برخورد محبت‌آمیز با مخالفان به جای جدال‌های عقیدتی
  5. بازنگری در آموزش الهیات با اولویت دادن به زندگی عبادی
  6. تغییر سبک موعظه از سخن‌پردازی صرف به پرورش انسان درونی

این شش اصل، منشور جنبش زهدباوری شدند.[۵]

جلسهٔ خصوصی (کنونتیکل) پیتیست‌های هوگه‌ای در نروژ، نقاشی از آدولف تیده‌مند

گسترش و اوج

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

هاله و فرانکه

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

برجسته‌ترین شاگرد اشپنر، آگوست هرمان فرانکه (۱۶۶۳–۱۷۲۷)، زهدباوری را به دانشگاه هاله برد و آنجا را به مرکز علمی و تبشیری جنبش تبدیل کرد. فرانکه بر «تولد تازه» (Bekehrung) به‌عنوان یک تجربهٔ ناگهانی و دگرگون‌کننده تأکید می‌ورزید. او با تأسیس یتیم‌خانه، مدارس، کتابخانه و چاپ‌خانه، الگویی از خدمات اجتماعی مسیحی ارائه داد. هاله به کانون مأموریت‌های جهانی تبدیل شد و نخستین مبلغان پروتستان را به هند فرستاد.[۶]

موراوی و تسینسندورف

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

کنت نیکلاس فون تسینسندورف (۱۷۰۰–۱۷۶۰)، که در مکتب فرانکه پرورش یافته بود، به پناهندگان موراوی در سال ۱۷۲۲ پناه داد و جماعت هرنهوت را بنیاد نهاد. از این جماعت، کلیسای موراوی متولد شد که با تأکید بر «دین دل» و عشق به مسیح، یک شبکهٔ تبشیری گسترده در سراسر جهان پدید آورد و بعدها الهام‌بخش جان وزلی بنیان‌گذار متدیسم گردید.[۷]

وورتمبرگ و بنگل

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در آلمان، زهدباوری به دو شاخهٔ اصلی تقسیم شد: «زهدباوری کلیسایی» که در چارچوب کلیساهای رسمی ایالتی (مانند وورتمبرگ) باقی ماند و «زهدباوری رادیکال» که از نهادهای کلیسایی جدا شد. در وورتمبرگ، چهره‌ای چون یوهان آلبرشت بنگل (۱۶۸۷–۱۷۵۲) با تفسیر دقیق کتاب مقدس و تأکید بر تاریخ نجات، نسل‌های پیاپی کشیشان را تحت تأثیر قرار داد. شاگردان او، مانند فریدریش کریستوف اوتینگر، پیوندی میان الهیات لوتری، عرفان و حتی کابالا برقرار کردند.[۸]

«پنج برادر پیتیسم وورتمبرگ»: چهره‌های شاخص جنبش زهدباوری در جنوب آلمان

اسکاندیناوی و جنبش‌های بومی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در اسکاندیناوی، زهدباوری تأثیر عمیق و ماندگاری بر جای گذاشت. در نروژ، هانس نیلسن هوگه (۱۷۷۱–۱۸۲۴) یک جنبش احیاگر مردمی به راه انداخت که به «جنبش هوگه‌ای» شهرت یافت و امروز کلیساهایی مانند شورای ائیل‌سن و انجمن جماعت‌های آزاد لوتری از آن برآمده‌اند.[۹] در سوئد، کارل اولوف روزنیوس و لارس لوی لائشتادیوس رهبری احیاگری پیتیستی را به دست گرفتند. لائشتادیوس، که خود تجربهٔ تغییر عمیقی داشت، بنیادگذار لوتریانیسم لائشتادی شد که امروزه با تأکید بر اعتراف به گناه، پرهیز از تلویزیون، الکل و روش‌های پیشگیری از بارداری شناخته می‌شود.[۱۰] لائشتادیانیسم همچنان در کلیسای انجیلی لوتری فنلاند و در جماعت‌های مستقل در آمریکای شمالی حضور دارد.

تأثیر بر انگلیکان‌ها و دیگر پروتستان‌ها

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

زهدباوری از مرزهای لوتریانیسم فراتر رفت. جان وزلی، بنیان‌گذار متدیسم، در جریان سفری دریایی تحت تأثیر موراوی‌ها تجربهٔ روحانی عمیقی کسب کرد که به تولد متدیسم انجامید. همچنین جریان‌های آناباپتیست مانند برادران شوارتزناو و بعدها کلیساهای مِنونایت برادران نیز از زهدباوری رادیکال تأثیر پذیرفتند.

الاهیات و ویژگی‌های اصلی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
راه پهن و راه باریک، یک نقاشی مشهور پیتیستی آلمانی (۱۸۶۶)

زهدباوری بر چند اصل بنیادین استوار است:

  • تولد تازه (Wiedergeburt): تجربه‌ای شخصی، آگاهانه و اغلب ناگهانی از تحول درونی که طی آن شخص از گناه توبه کرده و به زندگی روحانی تازه‌ای قدم می‌گذارد. این مفهوم ستون فقرات زهدباوری هاله و بعدها تبشیرگرایی مدرن شد.
  • تقدس عملی: ایمان واقعی نه فقط پذیرش آموزه‌های درست، بلکه زندگی مقدس، پرهیز از تفریحات دنیوی (تئاتر، رقص، قمار) و ساده‌زیستی را می‌طلبد. این امر به شکل‌گیری «فضایل پروسی» انجامید.
  • کهانت عمومی مؤمنان: با الهام از مارتین لوتر، زهدباوری بر مشارکت فعال افراد غیرروحانی در حیات کلیسا و تشکیل گروه‌های کوچک (ecclesiolae in ecclesia) برای مطالعهٔ کتاب مقدس و دعا پافشاری می‌کرد.
  • عشق عملی و خدمات اجتماعی: بنیادگذاری یتیم‌خانه‌ها، مدارس و بیمارستان‌ها از سوی پیتیست‌ها (به‌ویژه فرانکه و بعدها تئودور فلیدنر با تأسیس دیاکونسه‌ها) جلوهای از ایمان زنده تلقی می‌شد.
  • واکنش به راست‌دینی: در برابر الهیات مدرسی و منازعات عقیدتی، پیتیست‌ها دین را در درجهٔ نخست «واقعیتی قلبی» می‌دانستند. گرهارد تراشتگن و دیگران بر «عرفان درونی» تأکید داشتند.

زهدباوری رادیکال

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

آن دسته از پیتیست‌ها که کلیساهای رسمی را ترک کردند و به دنبال جماعت‌های «کامل» و جدا از جهان بودند، «زهدباوران رادیکال» نامیده می‌شوند. از میان آنان می‌توان به گوتفرید آرنولد، گرهارد تراشتگن و گروه‌هایی مانند برادران شوارتزناو (که بعدها کلیسای برادران را پدید آوردند) و جماعت الهام اشاره کرد. بسیاری از این گروه‌ها به آمریکا مهاجرت کردند و اجتماع‌هایی مانند مستعمرات آمانا، هارمونی و افراتا را بنیان نهادند.

زهدباوری و سایر حوزه‌ها

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

موسیقی و سرودهای کلیسایی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پیتیسم تأثیر چشمگیری بر موسیقی کلیسایی گذاشت. یوهان سباستیان باخ بسیاری از کانتات‌های خود را بر اساس متون و سرودهای پیتیستی نوشت. سرایندگانی چون یواخیم نئاندر و گرهارد تراشتگن نیز از چهره‌های شاخص موسیقی پیتیستی هستند.

فلسفه و ادبیات

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

تأکید پیتیسم بر درون‌نگری، خودکاوی و تجربهٔ شخصی، راه را برای رمان روان‌شناختی در آلمان هموار کرد. رمان «آنتون رایزر» نوشتهٔ کارل فیلیپ موریتس و «اعترافات یک روح زیبا» در «ویلهلم مایستر» گوته مستقیماً از سنت پیتیستی الهام گرفته‌اند. همچنین، برخی از پژوهشگران معتقدند که مضامین «عشق به سرنوشت» (Amor fati) در فلسفهٔ نیچه، که پدرش کشیشی پیتیست بود، ریشه در همان فضای فکری دارد.[۱۱] کانت نیز تحت تربیت پیتیستی رشد کرد.

بر اساس «تز مرتون»، میان اخلاق پروتستانی، به‌ویژه زهدباوری، و رشد علوم تجربی اولیه رابطهٔ مستقیمی وجود داشته است.[۱۲]

در ایالات متحده، رأی‌دهندگانی که پیشینهٔ پیتیستی داشتند، اغلب به حزب ویگ و بعدها جمهوری‌خواه گرایش نشان می‌دادند، چرا که انگیزهٔ «پاکسازی جهان از گناه» آنان را به کنش سیاسی سوق می‌داد.[۱۳]

فرقه‌های پیتیستی لوتری

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

امروزه چندین فرقهٔ لوتری که ریشه در پیتیسم دارند، به حیات خود ادامه می‌دهند:

جستارهای وابسته

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  1. Backman, Milton Vaughn (1976). Christian Churches of America: Origins and Beliefs (in English). Brigham Young University Press. p. 75. Pietistic Lutheranism was a form of belief and practice which emphasized experience in the Christian life and championed the importance of Christian action and growth in holiness.
  2. "Pietism" (in English). Encyclopædia Britannica. It emphasized personal faith and sanctity against the main Lutheran church's perceived stress on doctrine and theology over Christian living.
  3. M, Eide, Øyvind (1929–1979). "Tumsa, Gudina". Dictionary of African Christian Biography (in English). Retrieved 2022-03-20.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:نام‌های متعدد:فهرست نویسندگان (رده)
  4. Martin Brecht: Geschichte des Pietismus. Bd. 1, S. 116–188.
  5. Martin Brecht: Philipp Jakob Spener, sein Programm und dessen Auswirkungen. In: Geschichte des Pietismus. Bd. 1, S. 302–311.
  6. Martin Brecht: August Hermann Francke und der Hallische Pietismus. In: Geschichte des Pietismus. Bd. 1, S. 440–461.
  7. Dietrich Meyer: Zinzendorf und Herrnhut. In: Geschichte des Pietismus. Bd. 2, S. 8–57.
  8. Martin Brecht: Der württembergische Pietismus. In: Geschichte des Pietismus. Bd. 2, S. 247–283.
  9. Gritsch, Eric W. (1994). Fortress Introduction to Lutheranism (in English). Fortress Press. ISBN 9781451407778.
  10. Kivisto, Peter (16 October 2014). Religion and Immigration: Migrant Faiths in North America and Western Europe (in English). Wiley. p. 109. ISBN 9780745686660.
  11. Nietzsche, Friedrich (28 February 1974). Thus Spoke Zarathustra. Translated by Hollingdale, R. J. Penguin Books Limited. p. 30. ISBN 978-0-14-190432-0.
  12. Sztompka, 2003
  13. Richard L. McCormick (1988). The Party Period and Public Policy. Oxford UP. pp. 47–48. ISBN 978-0-19-536434-7.