پرش به محتوا

عدن

مختصات: ۱۲°۴۸′ شمالی ۴۵°۰۲′ شرقی / ۱۲٫۸۰۰°شمالی ۴۵٫۰۳۳°شرقی
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
عدن
The old town of Aden, situated in the crater of an extinct volcano (1999)
The old town of Aden, situated in the crater of an extinct volcano (1999)
کشوریمن
استاناستان عدن
مساحت
  کل۷۶۰ کیلومتر مربع (۲۹۰ مایل مربع)
ارتفاع
۶ متر (۲۰ فوت)
جمعیت
 (۲۰۱۲)
  کل۷۶۰۹۲۳
  تراکم۱۰۰۰/کیلومتر مربع (۲۶۰۰/مایل مربع)
منطقهٔ زمانییوتی‌سی +۳ (ساعت گرینویچ)
کد منطقه۹۶۷

عَدَن یکی از جنوبی‌ترین شهرهای یمن و مرکز استان عَدَن در کشور یمن در شبه جزیره عربستان است. این شهر در ساحل خلیج عدن واقع شده است. عدن یک شهر بندری باستانی در بخش جنوبی شبه‌جزیره عربستان، در سواحل شمالی خلیج عدن است که در نزدیکی ورودی شرقی دریای سرخ قرار دارد و از سال ۲۰۱۴ پایتخت دو فاکتو (در عمل) یمن بوده است. این شهر در حدود ۱۷۰ کیلومتری شرق تنگه باب‌المندب واقع شده است. عدن با موقعیت راهبردی خود در خط ساحلی، به عنوان دروازه‌ای میان دریای سرخ و دریای عرب عمل می‌کند و یک مرکز دریایی حیاتی است که آفریقا، آسیا و خاورمیانه را به هم متصل می‌سازد.

عدن از سال ۲۰۱۵ پس از تصرف صنعا از سوی حوثی‌ها، پایتخت موقت یمن است.

نمای دید پرنده عدن در اطلس شهرهای جهان ([Civitates Orbis Terrarum] Error: {{Lang-xx}}: متن دارای نشانه‌گذاری ایتالیک است (راهنما)،سیویتاتس اُربِس تِراروم) اثر براون و هرنبرگ به سال ۱۵۹۰ میلادی

شغل بسیاری از مردم شهر عدن ماهیگیری و کشتی‌سازی است. عدن یکی از مهم‌ترین بندرگاه‌های یمن جنوبی است.

در سال ۲۰۲۶، جمعیت عدن در حدود ۱٬۱۹۴٬۱۶۰ نفر برآورد شد که آن را به یکی از بزرگ‌ترین شهرهای یمن تبدیل می‌کند.[۱] این شهر مرکز و بخش اصلی استان عدن است و هشت منطقه را در بر می‌گیرد. در دوران استعمار، نام عدن به منطقه واقع در امتداد ساحل شمالی خلیج اطلاق می‌شد که شامل التواهی، المعلا، صیره (کریتر) و بخش زیادی از منطقه خور مکسر بود. شبه‌جزیره بندر غربی که به نام عدن کوچک شناخته می‌شود، اکنون در محدوده منطقه البرایقه قرار دارد.

نقشه عدن و عدن کوچک در استان امروزی عدن

مورخان تاریخ پیدایش بندر یمن را تا ۵۰۰۰ سال برآورد می‌کنند. در زمان جنگ جهانی دوم، انگلستان در این بندر چندین پایگاه نظامی احداث کرد و فرودگاه شیخ عثمان این شهر را برای استقرار هواپیماهای خود مورد استفاده قرار داد. بریتانیا این شهر را پایگاهی برای نظارت و کنترل بهتر اقیانوس هند و کانال سوئز می‌دانست.

بعد از جنگ جهانی دوم، انگلستان یک فرودگاه در شهر خورمکسر در نزدیکی این شهر احداث کرد و اسکادران هشتم خود را در آنجا مستقر کرد.

از زمان استقرار نیروهای بریتانیایی در این شهر، مخالفتهای مردمی با حضور انگلستان در این منطقه شکل گرفت و گسترش یافت. در نهایت در بهار ۱۹۶۷ نیروی زمینی بریتانیا این شهر را ترک و از یمن خارج شد.[۲]

در سال ۱۹۹۴ این شهر مرکز استقلال‌طلبان و مخالفان حکومت مرکزی بود و استقلال‌طلبان آن را به عنوان پایتخت کشور تازه استقلال یافته جمهوری دموکراتیک یمن معرفی کرده بودند؛ ولی با آرام شدن شرایط اجتماعی، این شهر مجدداً به کشور یمن ملحق شد.

عدن از سال ۲۰۱۵ و به دنبال درگیری‌های داخلی که طی آن صنعا به دست انقلابیون حوثی افتاد ، پایتخت دولت در تبعید یمن به رهبری منصور هادی است.

از مناطق مهم شهر عدن، به محله «التواهی» می‌توان اشاره کرد که در آن‌جا ساختمان مرکزی سازمان اطلاعات و امنیت یمن قرار دارد.[۳]

این شهر و مناطق اطراف آن از سال ۱۸۳۹ تا زمان استقلال در سال ۱۹۶۷ تحت اداره بریتانیا بودند. عدن پیش از دست‌یابی به استقلال، از بخش‌های متمایزی تشکیل شده بود: کریتر، بندر اولیه؛ معلا، بندر مدرن؛ تواهی که سابقاً «استیمر پوینت» نامیده می‌شد؛ و تفریحگاه‌های گلد موهور. خورمکسر که روی برزخ اتصال‌دهنده عدن به خاک اصلی قرار دارد، میزبان نمایندگی‌های دیپلماتیک، دفاتر اصلی دانشگاه عدن و فرودگاه بین‌المللی عدن است. بخش‌های واقع در خاک اصلی شامل شیخ عثمان (یک منطقه واحه‌ای قدیمی)، المنصوره (شهری که توسط بریتانیا طراحی شده) و مدینة الشعب (مدینة الاتحاد سابق)، پایتخت پیشین فدراسیون عربستان جنوبی است که اکنون محل یک تاسیسات بزرگ برق و شیرین‌کردن آب و دانشکده‌های دیگر دانشگاه عدن است.

عدن ضلع شرقی یک بندر طبیعی وسیع را در بر می‌گیرد که بندر مدرن را تشکیل می‌دهد. عدن کوچک به عنوان محل پالایشگاه نفت و بندر نفت‌کش‌ها توسعه یافت. هر دو بخش توسط بریتانیش پترولیوم تاسیس و اداره می‌شدند تا اینکه در سال ۱۹۷۸ به مالکیت و کنترل دولت یمن جنوبی درآمدند.

عدن تا زمان اتحاد با یمن شمالی در ۲۲ مه ۱۹۹۰، پایتخت یمن جنوبی بود. این شهر از زمان آغاز جنگ داخلی یمن پایتخت موقت یمن بوده و میزبان برخی از اعضای کابینه یمن، عمدتاً در کاخ المعاشیق است. این شهر همچنین از سال ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۶ مقر شورای جدایی‌طلب شورای انتقالی جنوبی بود.[۴]

ریشه‌شناسی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

عدن خانه و جایگاهی برای کشتی‌هاست و در زبان عربی واژه «عدن» به معنای اقامتگاه است و گفته می‌شود «عدن البلد» یعنی سکونت در کشور.[۵] در میان گفته‌های جغرافیدانان درباره این شهر:

یاقوت حموی گفته است:[۶] «این شهری است مشهور در ساحل دریای هند، به سمت یمن، و کم‌بضاعت است، بدون آب یا چراگاه. آن‌ها از چشمه‌ای میان آن و عدن می‌نوشند که به اندازه مسافت حدود یک روز است و با وجود این، ناگوار است، جز اینکه این مکان بندر کشتی‌های هندی است و بازرگانان به همین دلیل در آنجا گرد می‌آیند، زیرا شهری تجاری است.» و به ابین ملحق می‌شود که در کل نقطه مقابل عدن است.

ابن منظور گفته است:[۷] «این کشوری است در کنار دریا در دورترین نقطه یمن.»

ابن خلدون گفته است:[۸] «این عدن یکی از مستحکم‌ترین شهرهای یمن است و بر کرانه دریای هند قرار دارد. این شهر از زمان تبعیان همواره شهر تجارت بوده و بیشتر بناهای آن‌ها با سنگ ساخته شده است، به همین دلیل بازرگانان ابریشم اغلب به آنجا رفت‌وآمد می‌کنند.»

دوران باستان

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

عدن یک بندر باستانی است و یونانیان از آن با نام (Αραβία Εμπόριον) یاد کرده‌اند که به معنای بندر بازرگانی عربی است.[۹] موقعیت مناسب این بندر در مسیر دریایی میان هند و اروپا باعث شده بود که فرمانروایان در دوره‌های مختلف تاریخ خواهان تصاحب آن باشند. این بندر که در قرن اول پیش از میلاد به نام اودایمون (به یونانی: Ευδαίμων، به معنای «سعادتمند، شکوفا») شناخته می‌شد، یک نقطه ترانزیت برای تجارت دریای سرخ بود، اما بر اساس کتاب سفرنامه دریای اریتره، هنگامی که شیوه‌های کشتیرانی جدید آن را نادیده گرفتند و در قرن اول پس از میلاد جسورانه مستقیماً به سمت هند حرکت کردند، دچار روزگار سختی شد. همان اثر عدن را به عنوان «دهکده‌ای در کنار ساحل» توصیف می‌کند که به خوبی شهر کریتر را در زمانی که هنوز توسعه چندانی نیافته بود، توصیف می‌نماید. در این مرحله هیچ اشاره‌ای به استحکامات نشده است. عدن بیشتر یک جزیره بود تا شبه‌جزیره، زیرا در آن زمان برزخ (یک تامبولو) مانند امروز توسعه نیافته بود. از عدن صراحتاً با همین نام در کتاب حزقیال که درباره اورشلیم گفتگو می‌کند، یاد شده و آمده است:[۱۰]

«بازرگانان سبا و رعمه بازرگانان تو هستند. آن‌ها بازارهای تو را با بهترین عطرها و هرگونه سنگ گرانبها و طلا آراستند. حران، کنه و عدن بازرگانان صبا هستند و آشور و کلمود بازرگانان تو هستند.»

این شهر در آغاز یک شبه‌جزیره کوچک بدون منابع طبیعی قابل توجه بود، اما موقعیت آن میان مصر و هند، آن را در مسیر تجاری باستانی اقیانوس هند اهمیت بخشید. این شهر از قرن هشتم تا هفتم پیش از میلاد، خاستگاه پادشاهی باستانی اوسان بود.[۱۱] در آغاز قرن هفتم پیش از میلاد، کرب‌ایل وتر یکم، پادشاه پادشاهی صبا، کارزاری را علیه اوسان آغاز کرد که بر اساس متون سبایی، طی آن شانزده هزار نفر کشته، چهل هزار نفر به بردگی گرفته شدند و پادشاهان اوسان نذوری را به خدای المقه تقدیم کردند؛[۱۲] این مطالب بر اساس سنگ‌نبشته‌ای است که کرب‌ایل وتر یکم در صرواح برای یادبود پیروزی خود به جا گذاشته است.[۱۳]

در نیمه دوم قرن اول پیش از میلاد، آگوستوس سزار، امپراتور روم، تصمیم گرفت بر عربستان خوشبخت کنترل یابد و به اقیانوس هند برسد. هدف لشکرکشی رومی آلیوس گالوس به عربستان خوشبخت (۲۶–۲۵ پیش از میلاد) تصرف مأرب، پایتخت سبایی‌ها بود، اما به دلیل شرایط سخت بیابانی، بیماری و چالش‌های تدارکاتی شکست خورد. پس از یک محاصره ناموفق یک هفته‌ای، ارتش که بر اثر بیماری و کم‌آبی ضعیف شده بود، عقب‌نشینی کرد و بیشتر نیروهای حدوداً ۱۰ هزار نفری خود را به دلیل عوامل محیطی و بیماری از دست داد.[۱۴] حمایری‌ها در سال ۲۷۵ میلادی پادشاهی صبا را سرنگون کردند و کنترل عدن را به دست گرفتند.[۱۵] مطالعات باستان‌شناسی ناقص اخیر نشان می‌دهد که حمایری‌ها کسانی بودند که آب‌انبارهای عظیمی را ساختند که در حال حاضر به عنوان «آب‌انبارهای عدن» شناخته می‌شوند و در حدود ۱۳۶٬۳۸۲٬۷۵۷ لیتر آب را ذخیره می‌کردند.[۱۶][۱۷]

پادشاهی حمیر در سه‌ماهه اول قرن ششم میلادی سقوط کرد. یوسف ذونواس در یکی از نوشته‌های خود به باب‌المندب اشاره کرده است. نیروهای پادشاهی اکسوم از طریق آن وارد یمن می‌شدند. بیزانس امپراتور ژوستینین یکم ناوگانی را برای مبارزه با یهودیان حمایری و حمایت از پادشاهی اکسوم و مسیحیان نجران اعزام کرد. این ناوگان از طریق عدن وارد شد. منابع بیزانسی نشان می‌دهند که شاهنشاهی ساسانی در سال ۵۷۱ میلادی کنترل شهر را به دست گرفت.[۱۸][۱۹]

یک افسانه محلی در یمن بیان می‌کند که قدمت عدن ممکن است به اندازه خود تاریخ بشر باشد. برخی نیز بر این باورند که قابیل و هابیل در جایی در این شهر دفن شده‌اند.[۲۰]

تاریخچه قرون وسطی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

اگرچه تمدن پیش از اسلام حمیر توانایی ساخت بناهای بزرگ را داشت، اما به نظر می‌رسد در این مرحله استحکامات کمی وجود داشته است. استحکامات مأرب و نقاط دیگر در یمن و حضرموت به روشنی نشان می‌دهد که هر دو فرهنگ حمیر و سبا به خوبی توانایی این کار را داشتند. از این رو، وجود برج‌های دیده‌بانی که بعدها نابود شدند، محتمل است. با این حال، جغرافیدانان و تاریخ‌نگاران عرب مانند ابن مجاور و ابو مخرمه، نخستین استحکامات عدن را به بنی زریع نسبت می‌دهند. ابو مخرمه همچنین زندگی‌نامه مفصلی از محمد عظیم سلطان قمربندی نقش را در اثر خود، تاریخ الیمن، آورده است. به نظر می‌رسد هدف از این کار دوگانه بوده است: دور نگه داشتن نیروهای متخاصم و حفظ درآمدهای حکومتی از طریق کنترل جابه‌جایی کالاها و در نتیجه جلوگیری از قاچاق. این سازه‌ها در شکل اولیه خود تا حدودی سست و ضعیف بودند.

با ورود اسلام به یمن در قرن هفتم میلادی، عدن دوره‌ای از رکود را تجربه کرد که تا قرن نهم میلادی ادامه یافت.[۱۲] در سال‌های نخستین اسلام، عدن به بخش جند (تعز) تعلق داشت.[۲۱] این شهر توسط دولت‌های بنو زیاد و صلیحیان کنترل می‌شد. پس از درگذشت علی بن محمد صلیحی، پسرش اداره بنو زریع را بر عهده گرفت و عدن به پرداخت خراج سالانه ادامه داد تا اینکه اروی بنت احمد خراج آن را کاهش داد.[۲۲] پس از سقوط دولت صلیحیان، بنو زریع با بهره‌گیری از درگیر بودن صلیحیان با قبایل خولان، در عدن مستقل شدند.‌[۲۳] زریعی‌ها به مدت کمتر از چهل سال به فرمانروایی بر عدن، لحج و ابین ادامه دادند تا اینکه شهر به کنترل ایوبیان درآمد.[۲۴] نبرد بزرگی میان توران‌شاه بن ایوب و یاسر بن بلال المحمدی، وزیر دولت رخ داد که به شکست زریعی‌ها و فرار المحمدی به تعز انجامید.[۲۵] یکی از مهم‌ترین عوامل شکست بنو زریع، جنگ‌های پیاپی آن‌ها با بنی‌مهدی در تهامه و خروج ارتش آن‌ها برای رویارویی با ایوبیان به جای مستحکم‌سازی مواضع خود در عدن بود.[۲۶]

پس از سال ۱۱۷۵، بازسازی شهر به شکلی مستحکم‌تر آغاز شد و از آن زمان عدن به شهری محبوب تبدیل گشت که دریانوردان و بازرگانان را از مصر، سند، گجرات، شرق آفریقا و حتی چین به خود جذب می‌کرد. به گفته مقدسی، پارسیان در قرن دهم اکثریت جمعیت عدن را تشکیل می‌دادند.[۲۷][۲۸] این شهر در قرن چهاردهم مورد بازدید دانشمند دوران قرون وسطی، ابن بطوطه قرار گرفت؛ او آب‌انبارهای عدن یعنی آب‌انبارهای طویله را این‌گونه توصیف کرد: «این آب‌انبارها آب باران را تنها به منظور نوشیدن شهروندان جمع‌آوری می‌کنند.»

در دوران ایوبیان در یمن، صنعا و پیرامون آن بیش از دیگر مناطق با حضور آن‌ها دشمنی داشتند.[۲۹] قبایل زیدی توانستند در سال ۱۲۲۶ ایوبیان را شکست دهند، اما عمر بن رسول، بنیان‌گذار دولت رسولیان، توانست آن‌ها را دفع کند و بدین ترتیب کنترل خود را بر عدن محکم ساخت. این شهر در دوران رسولیان جایگاه خود را بازیافت، به طوری که آن‌ها به حفر چاه‌ها و ساخت مدرسه‌ها دست زدند و عدن از نظر تجاری شکوفا شد.[۳۰] پادشاهان بنی‌رسول خود نیز بازرگان بودند و قوانین و مقرراتی را برای قانون‌مند کردن تجارت در این شهر وضع کردند.[۳۱]

بنو طاهر پس از بنی‌رسول توانستند عدن را کنترل کنند و لودوویکو دی وارثما، جهانگرد ایتالیایی، آن را به عنوان یکی از قدرتمندترین شهرهایی که در دوران طاهریان بر روی زمین دیده شده، توصیف می‌کند.[۳۲]

آفونسو د آلبوکرک، کُنکیستادور و نایب‌السلطنه پرتغالی، در سال ۱۵۱۳ دو بار در تصرف عدن ناکام ماند.

در سال ۱۵۱۳، پرتغالی‌ها به رهبری آفونسو د آلبوکرک، یک محاصره دریایی ناموفق چهار روزه را علیه عدن آغاز کردند.[۳۳] مملوکان در مصر خطر را احساس کردند و نیرویی را به رهبری حسین الکردی فرستادند. ملک عامر بن عبدالوهاب کمک بزرگی به کردها کرد، اما در نبرد دیو شکست سختی خورد. مملوکان ناوگان دومی را روانه کردند، اما ملک عامر از همکاری با مملوکان خودداری کرد زیرا موفق شده بود بدون کمک آن‌ها پرتغالی‌ها را از عدن دفع کند.‌[۳۴] حسین الکردی خشمگین شد و با امام زیدی، المتوکل شرف‌الدین که مخالف طاهریان بود، متحد شد و شهرهای طاهریان به جز عدن یکی پس از دیگری سقوط کردند.[۳۵] امپراتوری عثمانی در سال ۱۵۳۸ کنترل شهر را به دست گرفت. هدف عثمانی‌ها جلوگیری از کنترل پرتغالی‌ها بر عدن بود، بنابراین شهر روزهای سختی را شاهد بود؛ افزون بر این، بندر مخا در طول قرن شانزدهم اهمیت بیشتری به دست آورد و جایگزین عدن شد.[۳۶] جمعیت شهر کاهش یافت و به دهکده‌ای کوچک با جمعیتی نه چندان بیشتر از ۶۰۰ نفر تبدیل شد،[۳۷] در حالی که جمعیت آن در روزگار دولت رسولیان نزدیک به هشتاد هزار نفر بود.[۳۸]

عدن، همراه با ناوگان پرتغالی (۱۵۹۰)

در سال ۱۴۲۱، امپراتور یونگ‌لو از دودمان مینگ چین به فرستاده اصلی خود، خوجه لی شینگ و خوجه ژو من از ناوگان ژنگ هه فرمان داد تا فرامینی امپراتوری را به همراه کلاه و جامه برای بخشیدن به پادشاه عدن ابلاغ کنند. فرستادگان سوار بر سه کشتی گنج شدند و از سوماترا به سوی بندر عدن بادبان کشیدند. این رویداد در کتاب ینگ‌یای شنگ‌لان توسط ما هوان که فرستاده امپراتوری را همراهی می‌کرد، ثبت شده است.[۳۹]

پس از حکومت عثمانی، عدن توسط سلطنت لحج و تحت حاکمیت امامان زیدی یمن اداره می‌شد. نخستین روابط سیاسی میان لحج و بریتانیا در سال ۱۷۹۹ برقرار شد؛ زمانی که یک نیروی دریایی از بریتانیای کبیر به همراه دسته‌ای از سربازان هندی برای تصرف جزیره پریم و جلوگیری از هرگونه ارتباط فرانسوی‌های مستقر در مصر با اقیانوس هند از طریق دریای سرخ اعزام شدند. جزیره پریم برای استقرار نیروها نامناسب تشخیص داده شد و سلطان لحج، احمد بن عبدالکریم، این دسته از نیروها را برای مدتی در عدن پذیرفت. او پیشنهاد برقراری یک اتحاد و واگذاری عدن به عنوان یک پایگاه دائمی را مطرح کرد، اما این پیشنهاد رد شد. با این حال، در سال ۱۸۰۲ پیمانی با سلطان توسط دریاسالار سیر هوم پاپام منعقد شد که ماموریت داشت ائتلاف‌های سیاسی و تجاری با فرمانروایان اصلی در سواحل عربی دریای سرخ برقرار کند.[۴۰]

تاریخ معاصر

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
مناره دیده‌بانی صیره (کریتر) در کنار اداره پست در آغاز قرن گذشته

اوضاع در شمال کشور متفاوت بود، جایی که زیدی‌ها اقتدار عثمانی‌ها را به رسمیت نمی‌شناختند و بارها علیه آن‌ها شورش کردند که آخرین آن‌ها انقلاب امام المنصور بالله القاسم بن محمد بن القاسم بود؛ او و پسرش المؤید بالله محمد توانستند قبایل را متحد کرده و عثمانی‌ها را اخراج کنند.[۴۱] امامان به درآمدهای حاصل از بندر مخا متکی بودند و عدن برای آن‌ها اهمیت چندانی نداشت. در پایان قرن هجدهم، سلطان فضل العبدلی با قبایل یافع ائتلافی تشکیل داد تا علیه امامان زیدی شورش کرده و درآمدهای عدن را به طور مساوی میان خود انحصاری کنند.[۴۲] سلطان لحج از دست امامان رها شد، اما به وعده خود به یافع عمل نکرد. امامان زیدی جانشینی موروثی را به رسمیت نمی‌شناختند و برای امامت مبارزه می‌کردند، بنابراین جنگ میان الناصر محمد بن اسحاق و المنصور الحسین بن المتوکل به درازا کشید و العبدلی از این فرصت برای اعلام استقلال خود در لحج و عدن بهره برد.[۴۳] انگلیسی‌ها از سال ۱۶۰۹ به رهبری سیر هنری میدلتون از عدن و مخا بازدید می‌کردند؛ میدلتون در آنجا زندانی شد، کشتی‌هایش توقیف گشتند و هشت نفر از مردانش کشته شدند.[۴۳]

بریتانیایی‌ها پس از اخراج عثمانی‌ها از عدن تلاش کردند تا پیمان‌هایی با امامان زیدی منعقد کنند. آن‌ها از صنعا و مخا بازدید کردند، اما با سفیر بریتانیا رفتار مناسبی نشد و پیشنهاد او رد گردید. اوضاع زمانی تغییر کرد که العبدلی در لحج و مدینه به استقلال رسید. آن‌ها در سال ۱۸۰۲ پیمانی با بریتانیا امضا کردند که بر اساس آن کارخانه‌ای در کریتر بسازند و گورستان ویژه‌ای را به طور رایگان به اتباع بریتانیا اختصاص دهند. العبدلی خواهان محافظت در برابر قبایل بود. سلطان فضل بن علی توسط افراد مسلح یافع کشته شد، سپس یکی از شیوخ الحجریه به لحج هجوم برد و آن را به مدت پنج ماه محاصره کرد. العوالق نیز با هشت هزار جنگجو آن را محاصره کردند و تا زمانی که سلطان احمد بن عبدالکریم هفت هزار دلار به آن‌ها پرداخت نکرد، آنجا را ترک نکردند.[۴۴] سپس خاندان فضل در سال ۱۸۳۶ به عدن حمله کردند.

اداره بریتانیا ۱۸۳۹–۱۹۶۷

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
بندر عدن، ۱۸۹۰
بندر عدن (حدود ۱۹۱۰). کشتی‌های مستقر در نزدیکی استیمر پوینت در ورودی بندر داخلی مدرن.[۴۵]
نقشه شبه‌جزیره عدن، ح. ۱۹۱۴
خیابان اسپلناد در اواخر دهه ۱۹۴۰

در سال ۱۶۰۹، کشتی دی اسنشن نخستین کشتی انگلیسی بود که پیش از بادبان کشیدن به سوی مخا در طول چهارمین سفر کمپانی هند شرقی، از عدن بازدید کرد.[۴۶]

منافع بریتانیا در عدن در سال ۱۷۹۶ با تهاجم ناپلئون به مصر آغاز شد که پس از آن، یک ناوگان بریتانیایی به دعوت سلطان به مدت چند ماه در عدن پهلو گرفت. فرانسوی‌ها در سال ۱۸۰۱ در مصر شکست خوردند و کشتی‌های دزدان دریایی تفویضی آن‌ها در طول دهه بعد ردیابی و متوقف شدند.[نیازمند منبع] تا سال ۱۸۰۰، عدن دهکده کوچکی با جمعیت ۶۰۰ نفری از عرب‌ها، سومالیایی‌ها، یهودیان و هندی‌ها بود که بیشتر آن‌ها در کلبه‌هایی از حصیر بوریا در میان ویرانه‌هایی زندگی می‌کردند که یادآور دوران سپری‌شده ثروت و شکوفایی بود.[نیازمند منبع] از آنجا که تجارت بریتانیا در دریای سرخ ناچیز بود، بیشتر سیاستمداران بریتانیایی تا دهه ۱۸۳۰ به جز سرکوب راهزنی دریایی، علاقه دیگری به این منطقه نداشتند. با این حال، شمار اندکی از مقامات دولتی و مقامات کمپانی هند شرقی بر این باور بودند که وجود یک پایگاه بریتانیایی در این منطقه برای جلوگیری از پیشروی دوباره فرانسه از طریق مصر یا توسعه‌طلبی روسیه از طریق ایران ضروری است. ظهور محمدعلی مصر به عنوان یک فرمانروای محلی قدرتمند تنها بر نگرانی‌های آن‌ها افزود. سر رابرت گرنت، فرماندار ریاست بمبئی از ۱۸۳۴ تا ۱۸۳۸، از جمله کسانی بود که اعتقاد داشت امنیت هند تنها با تصرف پیش‌دستانه «نقاط مستحکم» برای حفاظت از اقیانوس هند تضمین می‌شود.[نیازمند منبع]

دریای سرخ پس از آنکه کشتی بخار اچ‌سی‌اس هیو لیندسی در سال ۱۸۳۰ از بمبئی به سوی برزخ سوئز بادبان کشید و با رضایت سلطان برای تامین دوباره زغال‌سنگ در عدن توقف کرد، اهمیت بیشتری یافت. اگرچه بارهای تجاری همچنان با کشتی‌های بادبانی از مسیر دماغه امید نیک جابه‌جا می‌شدند، یک مسیر بخار به مقصد سوئز می‌توانست گزینه بسیار سریع‌تری برای جابه‌جایی مقامات و مکاتبات مهم فراهم کند. گرنت احساس می‌کرد که تردد منظم کشتی‌های مسلح بخار میان بمبئی و سوئز به تامین منافع بریتانیا در منطقه کمک می‌کند و هرچه در توان داشت برای پیشبرد این چشم‌انداز انجام داد. پس از گفتگوهای طولانی به دلیل هزینه‌های سرمایه‌گذاری در این فناوری نو، دولت موافقت کرد که نیمی از هزینه‌های شش سفر در سال را پرداخت کند و هیئت مدیره کمپانی هند شرقی خرید دو کشتی بخار جدید را در سال ۱۸۳۷ تصویب کرد. گرنت بلافاصله اعلام کرد که سفرهای ماهانه به سوئز انجام خواهد شد، با وجود اینکه هنوز هیچ پایگاه امنی برای تامین زغال‌سنگ پیدا نشده بود.[۴۷] بریتانیایی‌ها ابتدا در سال ۱۸۳۴ یک انبار زغال‌سنگ در جزیره سقطرا دایر کردند. با این حال، به دلیل نبود زیرساخت‌های مناسب در آنجا، آن‌ها به سرعت علاقه خود را به سقطرا از دست دادند و به جای آن به سوی عدن روی آوردند.[۴۸]:22

در سال ۱۸۳۸، در دوره محسن بن فضل، لحج منطقه‌ای به وسعت ۱۹۴ کیلومتر مربع شامل عدن را به بریتانیایی‌ها واگذار کرد. در ۱۹ ژانویه ۱۸۳۹، کمپانی هند شرقی بریتانیا نیروهای تفنگداران دریایی سلطنتی را در عدن پیاده کرد تا این قلمرو را به طور قطعی تصرف کند (که به لشکرکشی عدن معروف است) و به حملات دزدان دریایی علیه کشتی‌رانی بریتانیا به مقصد هند پایان دهد. در سال ۱۸۵۰ این بندر به عنوان یک بندر تجارت آزاد اعلام شد و با توسعه عوارض بر تجارت نوشیدنی‌های الکلی، نمک، اسلحه و تریاک، تمام تجارت قهوه را از مخا ربود.[۴۹] این بندر تقریباً در فاصله مساوی از کانال سوئز، بمبئی و زنجبار قرار داشت که همگی از مستعمرات مهم بریتانیا بودند. عدن در جهان باستان یک انبار تجاری و ایستگاه میانی برای کشتی‌ها بود. در آنجا تدارکات، به ویژه آب، نوسازی می‌شد، از این رو در میانه قرن نوزدهم، تامین دوباره زغال‌سنگ و آب دیگ بخار ضروری شد. بدین ترتیب عدن یک ایستگاه زغال‌سنگ در استیمر پوینت به دست آورد و عدن تا نوامبر ۱۹۶۷ تحت کنترل بریتانیا باقی ماند.[نیازمند منبع]

عکس نشان‌دهنده ستاد نیروهای بریتانیا در عدن (در بارک هیل، استیمر پوینت). بیمارستان نیروی هوایی سلطنتی در پس‌زمینه دیده می‌شود. برش‌یافته از یک کارت پستال منتشر شده در حدود ۱۹۳۵.

تا سال ۱۹۳۷، عدن به عنوان بخشی از هند بریتانیا اداره می‌شد و به نام اسکان عدن شناخته می‌شد.[۵۰] قلمرو اولیه آن در سال ۱۸۵۷ با جزیره ۱۳ کیلومتر مربعی پریم، در ۱۸۶۸ با جزایر خوریا موریا به وسعت ۷۳ کیلومتر مربع و در ۱۹۱۵ با جزیره ۱۰۸ کیلومتر مربعی کمران بزرگ‌تر شد.[نیازمند منبع] این اسکان در سال ۱۹۳۵ به استان عدن تبدیل گردید.[۵۰]

تخریب باب عدن در مارس ۱۹۶۳ به بهانه تعریض جاده

در سال ۱۹۳۷، این اسکان از هند جدا شد و به مستعمره عدن، یک مستعمره تاج‌وتخت بریتانیا تبدیل گشت. تغییر در ساختار حکومتی گامی به سوی تغییر واحد پول رسمی بود. هنگامی که هند بریتانیا در سال ۱۹۴۷ مستقل شد، روپیه هند (که به آنه تقسیم می‌شد) در عدن با شیلینگ شرق آفریقا جایگزین گردید. مناطق دور از ساحل عدن و حضرموت نیز به طور غیرمنسجم به عنوان محمیه عدن به بریتانیا وابسته بودند که از عدن نظارت می‌شدند.

موقعیت عدن همچنین آن را به یک انبار تجاری سودمند برای پست عبوری میان نقاط پیرامون اقیانوس هند و اروپا تبدیل کرد. بدین ترتیب، کشتی‌ای که از سوئز به سوی بمبئی حرکت می‌کرد، می‌توانست محموله‌های پستی به مقصد مومباسا را برای جمع‌آوری در عدن بگذارد (ببینید: تاریخچه پستی و تمبرهای پستی عدن).

خیابان اصلی معلا، ۱۹۶۳. خودروها در آن زمان فرمان‌راست بودند و طبق رسم بریتانیا تا سال ۱۹۷۷ از سمت چپ حرکت می‌کردند.

در دسامبر ۱۹۴۷، یک شورش سه‌روزه در واکنش به تدوین طرح تقسیم سازمان ملل برای فلسطین رخ داد. در این شورش‌ها و سرکوب آن‌ها توسط نیروهای دفاعی محمیت عدن، ۷۶ تا ۸۲ یهودی، ۳۳ عرب، ۴ هندی مسلمان و ۱ سومالیایی کشته شدند و افزون بر آن، اموال بسیاری به غارت رفت و آسیب دید.[۵۱] پس از بحران سوئز در سال ۱۹۵۶، بریتانیا برای یک دهه دیگر عدن را به عنوان یک پایگاه پیش‌رفته در منطقه حفظ کرد. مقامات بریتانیایی اندکی پیش از بسته شدن کانال سوئز در سال ۱۹۵۶، تصمیم به توسعه بیشتر بندر آن گرفته بودند.[۴۸]:73

عدن یک تیم دو نفره را به بازی‌های امپراتوری بریتانیا و کشورهای همسود ۱۹۶۲ در پرث اعزام کرد.[نیازمند منبع]

فدراسیون عربستان جنوبی و وضعیت اضطراری عدن

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
ستاد مشترک نظامی عدن. استیمر پوینت (التواهی)، عدن، ۱۹۶۷

بریتانیا به منظور پایدارسازی اوضاع عدن و محمیه عدن پیرامون آن در برابر نقشه‌های جمهوری‌خواهان تحت حمایت مصر در یمن شمالی، تلاش کرد تا به تدریج ایالت‌های پراکنده منطقه را برای آماده‌سازی جهت استقلال نهایی متحد کند. در ۱۸ ژانویه ۱۹۶۳، مستعمره عدن بر خلاف خواسته یمن شمالی، در فدراسیون امارت‌های عربی جنوب ادغام شد. این شهر به ایالت عدن تبدیل شد و نام فدراسیون به فدراسیون عربستان جنوبی تغییر یافت.

یک شورش علیه اداره بریتانیا که به عنوان وضعیت اضطراری عدن شناخته می‌شود، با حمله نارنجکی توسط جبهه آزادی‌بخش ملی کمونیست علیه کمیسر عالی بریتانیا در ۱۰ دسامبر ۱۹۶۳ آغاز شد که به کشته شدن یک نفر و زخمی شدن پنجاه نفر انجامید و پس از آن «وضعیت اضطراری» اعلام شد.[۵۲]

در سال ۱۹۶۴، بریتانیا تصمیم خود را برای اعطای استقلال به فدراسیون عربستان جنوبی در سال ۱۹۶۸ اعلام کرد، اما مقرر نمود که نیروهای بریتانیایی در عدن باقی بمانند. با رقابت جبهه آزادی‌بخش ملی و جبهه آزادی‌بخش یمن جنوبی اشغالی برای به دست گرفتن کنترل اوضاع، وضعیت امنیتی رو به وخامت گذاشت.[۵۳]

در ژانویه ۱۹۶۷، شورش‌های گسترده‌ای میان هواداران جبهه آزادی‌بخش ملی و رقیب آن‌ها یعنی جبهه آزادی‌بخش یمن جنوبی اشغالی در محله قدیمی عرب‌نشین شهر عدن رخ داد. این درگیری با وجود مداخله نیروهای بریتانیایی تا اواسط فوریه ادامه یافت. در ۲۰ ژوئن ۱۹۶۷، ۲۳ سرباز ارتش بریتانیا در طول شورش پلیس عدن در منطقه کریتر، توسط اعضای پلیس عدن کمین خورده و کشته شدند. در این دوره، حملات متعددی از سوی هر دو طرف به نیروهای بریتانیایی و همچنین علیه یکدیگر صورت گرفت که نقطه اوج آن نابودی یک هواپیمای داگلاس دی‌سی-۳ متعلق به عدن ایرویز در آسمان بود که هیچ بازمانده‌ای نداشت.[۵۴]

افزایش خشونت‌ها عاملی تعیین‌کننده بود تا بریتانیا اطمینان یابد که همه خانواده‌ها سریع‌تر از آنچه در ابتدا در نظر گرفته شده بود، تخلیه می‌شوند.

در ۳۰ نوامبر ۱۹۶۷، نیروهای بریتانیایی عدن را تخلیه کردند و عدن و بقیه فدراسیون عربستان جنوبی را تحت کنترل جبهه آزادی‌بخش ملی باقی گذاشتند. تفنگداران دریایی سلطنتی که نخستین نیروهای بریتانیایی وارد شده به عدن در سال ۱۸۳۹ بودند، تقریباً آخرین کسانی بودند که آنجا را ترک کردند و پس از آن‌ها تنها اسکادران ۱۰ هوایی مهندسی سلطنتی عدن را در ۱۳ دسامبر ۱۹۶۷ ترک نمود. بالگردهای ناو هواپیمابر اکس‌ام‌اس آلبین، بخشی از یک گروه ضربت نیروی دریایی سلطنتی، تکاوران تفنگدار دریایی سلطنتی را که برای تامین امنیت فرودگاه باقی مانده بودند، از زمین بلند کردند.[۵۵]

جستارهای وابسته

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  1. "Aden Population". World Population Review. Archived from the original on 3 February 2026. Retrieved 2026-02-12. Updated as required.
  2. South Arabia and Yemen, 1945-1995 By Tom Cooper
  3. حمله مسلحانه به سازمان اطلاعات یمن، بی‌بی‌سی فارسی
  4. "Yemen conflict: Southern separatists seize control of Aden" (in British English). BBC News. 2019-08-10. Retrieved 2024-02-29.
  5. "تعريف و شرح و معنى عدن بالعربي في معاجم اللغة العربية معجم المعاني الجامع، المعجم الوسيط ،اللغة العربية المعاصر ،الرائد ،لسان العرب ،القاموس المحيط – معجم عربي عربي صفحة 1". www.almaany.com. Archived from the original on 17 January 2015.
  6. معجم البلدان ج 4 – ص 89
  7. لسان العرب ج10 ص 65
  8. تاريخ ابن خلدون ج 4 ص 218
  9. Contributions to the Semitic religious history: the God of Israel and the gods of the Gentiles Friedrich Baethgen p.88
  10. London, Jack (2009-05-28). "Chapter 27". In Sutherland, John (ed.). The Sea-Wolf. Oxford University Press. doi:10.1093/owc/9780199554942.003.0028. ISBN 978-0-19-955494-2.
  11. The Semitic religious history: the God of Israel and the gods of the Gentiles Friedrich Baethgen p.89
  12. 1 2 Daniel McLaughlin, Yemen: The Bradt Travel Guide p.175
  13. Conti Rossini, Carlo, Chrestomathia Arabica meridionalis epigraphica edita et glossario instructa (1931) Pubblicazioni dell'Instituto per l'Oriente p.55 (4th line)
  14. Bafaqīh, M. ‛A., L'unification du Yémen antique. La lutte entre Saba', Himyar et le Hadramawt de Ier au IIIe siècle de l'ère chrétienne. Paris, 1990 (Bibliothèque de Raydan, 1), p.34
  15. South Arabia as an economic region, Volume 1, in: Volume 7 of philosophical writings of the faculty of the German University in Prague, Rohrer, 1930, p.25
  16. Norris, H.T.; Penhey, F.W. An Archaeological and Historical Survey of the Aden Tanks, Government Press (1955) ASIN: B0007JLQLQ
  17. Sir Robert Lambert Playfair, History of Arabia Feilx or yemen p.7
  18. Richard Frye, The History of Ancient Iran p.325
  19. The Oxford Handbook of Late Antiquity edited by Scott Fitzgerald Johnson p.298
  20. Modern Middle East Nations and Their Strategic Place in the World: Yemen, 2004, by Hal Markovitz. شابک ۱−۵۹۰۸۴−۵۲۱−۸
  21. The Yemen in Early Islam (9-233/630-847): A Political History p.182
  22. Kay, H.C. Yaman: Its early medieval history, London: 1892, pp. 66–67
  23. عمارة بن علي تاريخ اليمن ص 174
  24. السروري مظاهر الحياة والحضارة في اليمن ص 233
  25. ابن الدبيع قرة العيون في اخبار اليمن الميمون ص 319
  26. السروري مظاهر الحياة والحضارة في اليمن ص313
  27. Lawrence G. Potter (2009). The Persian Gulf in History. Springer. p. 180. ISBN 9780230618459. Archived from the original on 8 September 2023. Retrieved 13 February 2016.
  28. Dr Pirouz Mojtahed-Zadeh (2013). Security and Territoriality in the Persian Gulf: A Maritime Political Geography. Routledge. p. 64. ISBN 9781136817175. Archived from the original on 8 September 2023. Retrieved 13 February 2016.
  29. السروري مظاهر الحياة والحضارة في اليمن ص412
  30. Aden & the Indian Ocean Trade: 150 Years in the Life of a Medieval Arabian Port Roxani Eleni Margariti p.23
  31. Aden & the Indian Ocean Trade: 150 Years in the Life of a Medieval Arabian Port Roxani Eleni Margariti p.24
  32. The travels of Ludovico di Varthema in Egypt, Syria, Arabia Deserta and Arabia Felix, in Persia, India, and Ethiopia; A.D. 1503 to 1508 Lodovico Di Varthema, John Winter Jones, George Percy Badger p.59
  33. Broeze (28 October 2013). Gateways Of Asia. Routledge. p. 30. ISBN 978-1-136-16895-6.
  34. Robert W. Stookey,the politics of the Yemen Arab RepublicWestview Press, 1978 P.129
  35. Ronald Lewcock,Sanaa an Arabian Islamic city p.68
  36. Sir Robert Lambert Playfair,A History of Arabia Felix Or Yemen p.143
  37. "The Crater residence of Captain S B Haines Merilyn Hywel-Jones". Archived from the original on 4 March 2016.
  38. Z H Kour,The History of Aden, p. 14.
  39. Ma Huan Ying-yai Sheng-lan, The Overall Survey of the Ocean's Shores, 1433, translated by J.V.G. Mills, with foreword and preface, Hakluty Society, London 1970; reprinted by the White Lotus Press 1997. شابک ۹۷۴−۸۴۹۶−۷۸−۳
  40. Aitchison, G (1931). A Collection of Treaties, Engagements And Sanads Relating To India And Neighbouring Countries. Vol. xi. Government of India. pp. 2–7. مالکیت عمومی This article incorporates text from this source, which is in the public domain.
  41. Ronald Lewcock,San'a' an Arabian Islamic CityMelisende UK Ltd p.74
  42. John M. Willis,Unmaking North and South: Spatial Histories of Modern Yemen p.86
  43. 1 2 Harold F. Jacob,Kings of Arabia p.25
  44. Sir Robert Lambert Playfair,A History of Arabia Feilx or Yemen p.161
  45. "Port of Aden inner harbour".
  46. J. K. Laughton, "Jourdain, John (c.1572–1619)", rev. H. V. Bowen, Oxford Dictionary of National Biography, Oxford University Press, 2004; online edn, January 2008
  47. Christie, Nikki (2016). Gaining and Losing an Empire: Britain 1763–1914. Pearson. pp. 53–55.
  48. 1 2 Khalili, Laleh (2020). Sinews of War and Trade: Shipping and Capitalism in the Arabian Peninsula. London: Verso. ISBN 9781786634818.
  49. Great Britain Hydrographic Dept (1900). The Red Sea and Gulf of Aden Pilot (5th ed.). Order of the Lords Commissioners of the Admiralty. p. 348.
  50. 1 2 Robbins, Robert R. (1939). "The Legal Status of Aden Colony and the Aden Protectorate". The American Journal of International Law. 33 (4): 700–715. doi:10.2307/2192881. ISSN 0002-9300. JSTOR 2192881.
  51. Ahroni, Reuben (2010-10-01), "Aden Riots (1947)", Encyclopedia of Jews in the Islamic World, Brill, doi:10.1163/1878-9781_ejiw_com_0000750, retrieved 2023-03-30
  52. Johnson, Rob (2016-03-28). "Out of Arabia: British Strategy and the Fate of Local Forces in Aden, South Yemen, and Oman, 1967–76". The International History Review. 39 (1): 143–164. doi:10.1080/07075332.2016.1152994. ISSN 0707-5332.
  53. Walker, Jonathan (9 February 2015). Aden Insurgency: The Savage War in Yeman 1962–67. Pen & Sword Military. ISBN 978-1473827639.
  54. "ASN Aircraft accident Douglas R4D-1 (DC-3) VR-AAN Wadi Rabtah". aviation-safety.net. Retrieved 1 January 2024.
  55. Brian Lapping, End of Empire, 308, 310.
  • دکتر: شامی، یحیی، (موسوعة المدن العربیة والاسلامیة) ، دارالفکر العربی، بیروت، چاپ سال ۱۹۹۳ میلادی به (عربی).
  • المقحفی، ابراهیم، احمد، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دارالحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).
  • صنعانی، محمد بن یحیی بن عبدالله بن احمد، الیمانی. (اَلأنَباءَ عَن دُولةَ بَلقِیسَ وَ سَبأَ) ، منشورات دارالیمنیة للنشر والتوزیع، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۴ میلادی به (عربی).