پرش به محتوا

مکبث

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
مکبث
The Tragedie of Macbeth
صفحه عنوان در فولیوی یکم
نویسنده(ها)ویلیام شکسپیر
کشورلندن، پادشاهی انگلستان
زبانانگلیسی
گونه(های) ادبیتراژدی شکسپیری
تراژدی
رویداده دراسکاتلند و انگلستان (پرده چهارم، صحنه سوم)
ناشرادوارد بلاونت و ویلیام جگرد
تاریخ نشر
۱۶۲۳
متنمکبث
The Tragedie of Macbeth
در ویکی‌نبشته
Macbeth
پوستری از یک اجرای نمایشنامهٔ مکبث تولید آمریکا سال ۱۸۸۴ میلادی.

مَکبِـث (انگلیسی: Macbeth) نمایشنامه‌ای تراژیک اثر ویلیام شکسپیر است. این نمایشنامه کوتاه‌ترین تراژدی و یکی از محبوب‌ترین آثار اوست که بنا به اعتقاد بسیاری بین سال‌های ۱۵۹۹ و ۱۶۰۶ میلادی نوشته شده‌است.[۱]

اساس تراژدی مکبث وقایع تاریخی اسکاتلند است، اما شکسپیر با تکیه بر ذوق و طبع هنری و ادبی خویش تغییراتی در آن داده و حوادث جنگ‌ها را به هم آمیخته‌است.

این نمایشنامهٔ جاویدان، ماجرای آسیب جسمی و آثار منفی روحی-روانی جاه‌طلبی سیاسی و کسانی که به‌دنبال نفس قدرت هستند را به بهترین شکل نمایش‌پردازی و دراماتیزه کرده‌است.

اولین اجرا از این نمایشنامه که احتمالاً شکسپیر هم در آن به ایفای نقش پرداخته‌است؛ به آوریل سال ۱۶۱۱ میلادی برمی‌گردد که بنا به شرح مکتوب سیمون فورمن (منجم، طبیب و گیاه‌شناس انگلیسی دربارِ ملکه الیزابت اول)، در تئاتر جهان واقع در لندن اجرا شده‌است.

اولین نمونه از این نمایشنامه در سال ۱۶۲۳ در کتاب مجموعه‌ آثار نمایشنامه‌ای کمدی، تاریخی و تراژدی شکسپیر، در زمان پادشاهی جیمز یکم (انگلستان) به چاپ رسید و انتشار یافت. شاه جیمز اول را از حامیان آثار و نوشته‌های شکسپیر دانسته‌اند و بعضی از آثار نمایشنامه‌ای شکسپیر در زمان او نوشته شده‌است. اکثر آثار او اما در دورهٔ سلطنت الیزابت اول تدوین و اجرا شده‌است.

تمامی نمایشنامه‌های شکسپیر در مخلوطی از نظم یا شعر و نثر نوشته شده‌است. در نمایشنامهٔ مکبث فقط چند سطر طنز دربان قصر مکبث و چند جمله در گفتگوی لیدی مکداف و فرزندش به زبان نثر البته با آهنگ یا وزن درونی است و بقیهٔ نمایشنامه چه محاوره‌ها و چه تک‌گویی‌ها همگی منظوم یعنی به شعر با وزن عروضی ده‌هجایی است، هرچند اکثر مصرع‌ها قافیه ندارد. به این‌گونه ترکیب شعری در ادبیات انگلیسی شعر Blank Verse می‌گویند. البته در نمایشنامهٔ مکبث گفتگوهای جادوگران با یکدیگر در اوزانی متفاوت از این وزن نوشته شده؛ احتمالاً به این منظور که نشان دهد محیط تخیلی و شخصیت غیربشری آن‌ها با فضا و شخصیت‌های نمایشنامه تفاوت دارد.

پس از گذشت قرن‌ها، هنوز شخصیت‌های اصلی موجود در این نمایشنامه، نظیر مکبث و بانو مکبث، جذاب و درعین‌حال دستمایهٔ ساخت آثار اقتباسی سینمایی و تلویزیونی، تئاتر و اپرا و اقتباس ادبی به‌شکل رمان و کتاب کمیک بوده‌است.

در سریال زخم کاری که ساخت ایران است، از این نمایشنامه استفاده شده‌است.[۲]

نوشتن عنوان این نمایشنامه در فارسی

صالح حسینی در پیشگفتار ترجمهٔ خود میگوید:

در ترجمه های پیشین این نمایش نامه-یا در نوشته هایی که نام آن آمده- Macbeth را مکبث ضبط کرده‌اند، که به نظر من اشتباه است. زیرا th (دو حرف آخر عنوان) در فارسی به تلفّظ درست در نمی‌آید. چیزی است در مَثَل، شبیه تلفظ ض در عربی (مثلاً در کلمهٔ مغضوب) یا ظ (در کلمهٔ ظاهر)، که فارسی‌زبانان هر چرخشی که به زبان بدهند، نمیتوانند این دو حرف را شبیه عرب‌زبانان تلفظ کنند و تلاش های مکانیکی برای تلفظ درست آن یکسره مذبوحانه است و راه‌به‌جایی نمی‌برد. بر همین نمط، تلفظ درست th با هیچ ترفند و تدبیری در فارسی میسّر نیست و فقط و فقط انگلیسی‌زبانان از عهدهٔ آن بر‌می‌آید. از‌این‌رو، تلفظ آن به ث صددرصد غلط است. پس اولیتر این است که th را ت تلفظ کنیم و زحمت دیگران نداریم.[۳]

خلاصهٔ داستان

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

تراژدی شرح زندگی پرحادثهٔ سرداری دلیر و لایق به‌نامِ مکبث است. دانکن، پادشاه شریف و مهربان اسکاتلند، او را از میان هواخواهان خود برمی‌کشد و به وی لقب و منصب می‌بخشد، اما مکبث براثرِ تلقین جادوگران و وسوسهٔ نفس و با اغوای لیدی مکبث (زن جاه‌طلب خویش) در شبی که پادشاه مهمان اوست او را در خواب به قتل می‌رساند و با این قتل جهنمی برای خویش به وجود می‌آورد. مکبث از آن پس گرفتار عذاب وجدان می‌شود، چندان‌که هر آهنگی و هر درکوفتنی او را هراسان می‌کند.

سردار مکبث و سردار بانکو پس از شکست سپاهیان نروژی و در راه بازگشت به اسکاتلند با جادوگران روبه‌رو می‌شوند که از آینده خبر می‌دهند و درحالی‌که امیر کادور زنده است، او را سالار کادور می‌خوانند و به او می‌گویند که شاه خواهد شد. ساحران در پاسخ سؤال بانکو می‌گویند: «فرزندان تو به پادشاهی می‌رسند». دو سردار غرق در شگفتی از ساحران جدا می‌شوند. مکبث در راه بازگشت توسط پیک دانکن، پادشاه اسکاتلند، باخبر می‌شود که امیر کادور به جرم خیانت به اعدام محکوم شده و ولایت کادور نصیب او شده‌است و این پیام تکان‌دهنده درستی پیشگویی ساحران را بر او ثابت می‌کند. (امیر کادور بعد از شاه و جانشین بالاترین مقام را در کشور دارد). دانکن برای تقدیر از سردار پیروز (مکبث)، به قصر او وارد می‌شود تا شب را نیز در کاخ او سر کند؛ غافل از آنکه مکبث با وسوسهٔ همسرش، لیدی مکبث، فرجامین شب زندگی او را تدارک دیده‌اند. دانکن در خوابگاه به قتل می‌رسد و دستان مکبث و روان لیدی مکبث به خون ولی‌نعمتشان که به فروتنی و تواضع مشهور است آلوده می‌شود. اما این پایان ماجرا نیست و مکبث برای آنکه پیشگویی ساحران محقق نشود، قاتلانی را به کشتن فرزندان بانکو می‌گمارد. بانکو که بو برده‌است فرزندش، فلیانس، ممکن است کشته شود، او را فراری می‌دهد ولی خود به‌دستِ همان قاتلان کشته می‌شود. مالکوم، فرزند دانکن، نیز می‌گریزد تا مبادا به قتل برسد و این اقدام بر خشم و خون‌خواری مکبث می‌افزاید. هدف بعدی مکداف، سالار فایف، است که او نیز از اسکاتلند گریخته و به جمع مخالفان مکبث پیوسته‌است. اما مکبث کاخ مکداف را به آتش می‌کشد و زن و فرزندان سالار فایف را با قساوت می‌کشد.

اکنون چاپلوسان و بزدلان مکبث و لیدی مکبث را دوره کرده‌اند و هرآن‌کس که اندکی شجاعت و غیرت دارد دو راه پیش رو دارد: گریختن از اسکاتلند یا پذیرش مرگ. پس جوّ هولناکی بر اسکاتلند حاکم شده و حتی مردان بزرگ نیز غالباً از ترس جان به جنگل پناه می‌برند. لیدی مکبث که در آرزوی تاج‌وتخت مبتلا به جنون شده، دستان آلوده‌اش را می‌شوید تا خون ریختهٔ دانکن و دیگران را از آن بزداید؛ اما هر بار بیش‌ازپیش گرفتار عذاب وجدان می‌شود و در سرسرای کاخ راه می‌رود و افشای راز می‌کند و ندیمه و دیگران بر خود می‌لرزند که چگونه بانو مکبث و مکبث دستشان را به خون دیگران آلوده کرده‌اند. پس نه مکبث و نه همسرش شادمان نیستند و ازاین‌رو مکبث به ساحران متوسل می‌شود تا از آنها بشنود که آینده چگونه خواهد بود. ساحران در دیدار دوم او را امیدوار می‌کنند که حکومتش و جانش پابرجاست و مادام که جنگل بیرنام به حرکت درنیاید و تا زمانی که فردی از مادر نزاده باشد که او را به قتل برساند، نباید نگران باشد. اما در این اثنا مخالفان مکبث به سرکردگی مکداف دردمند و مالکوم درصدد حمله به اسکاتلند هستند و لیدی مکبث نیز در اوج جنون به سر می‌برد و سرانجام خودکشی می‌کند.

سربازان تحت امر فرماندهان مخالف مکبث درختان جنگل بیرنام را قطع می‌کنند و با استتار خود در پس آنها به‌سوی مقر حکومت مکبث حمله می‌برند و او حرکت جنگل بیرنام را زنگ خطر تحقق پیشگویی ساحران به حساب می‌آورد، اما هنوز امیدوار است که زنده بماند، لیکن هنگامی که از زبان مکداف می‌شنود که او از مادر زاده نشده، بلکه با جراحی شکم مادرش وی را به دنیا آورده‌اند (سزارین)، مرگ را پیش روی خود می‌بیند و چنین نیز می‌شود: مکداف مکبث جنایتکار را می‌کشد و سپاهیان وارد کاخ می‌شوند و مالکوم را به پادشاهی اسکاتلند برمی‌گزینند.

شخصیت‌های اصلی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

موضوع و کشمکش‌های جاری در داستان مکبث برای هر کارگردانی، جذاب می‌باشد. از این رو استقبال زیادی برای برگردان کردن این نمایشنامه به فیلم وجود دارد. این لیست بخشی از اقتباس‌های سینمایی از نمایشنامه مکبث می‌باشد.

ترجمه‌های مکبث به فارسی

از مکبث ترجمه‌های متعددی به فارسی انجام شده است. از جمله ترجمه‌های زیر که هرکدام خصوصیات متمایزی دارد.[۴]

مکبث، ویلیام شکسپیر

ترجمه داریوش آشوری (انتشارات آگه): بسیار روان، زبانی فاخر و ساختار قدرتمند نثر فارسی قدرتمند[۵]

ترجمه عبدالرحیم احمدی (انتشاراات قطره): وفادار به متن اصلی، ساده و مناسب برای درک دقیق فضای نمایشنامه.[۶]

ترجمه صالح حسینی، (انتشارات نیلوفر): ترجمه‌ای ادبی و عمیق که لایه‌های پنهان متن شکسپیر را به خوبی منتقل می‌کند.[۷]

ترجمه ابوالحسن تهامی (انتشارات نگاه): روان و با نگاهی به اجرای صحنه‌ای و لحن نمایشی اثر[۸]

ترجمه حمید الیاسی (انتشارات روشنگران و مطالعات زنان): ترجمه شعر به شعر برای انتقال محتوا و قالب اثر به خواننده فارسی زبان. [۹]

نمایشنامه‌های شکسپیر عموما ترکیبی از نظم و نثر است که استفاده از هرکدام تابع اصولی است که نمایشنامه‌نویسان همعصر او رعات می‌کردند (افراد فرهیخته، اشراف و طبقات بالادست جامعه به نظم، اشخاص کم سواد، طبقات فرودست، دلقک‌ها به نثر سخن می‌گویند). ترجمه الیاسی کوشیده است که این ترتیب را حفظ کند. قالب نظم مورد استفاده شکسپیر Blank Verse نام دارد که دارای وزن عروضی کلاسیک انگلیسی کمابیش ثابت اما بدون قافیه مگر ندرتا برای اثرگذاری نمایشی است. الیاسی در مقدمه کتاب می‌گوید که همین قاعده را به نظم فارسی به کار گرفته است. او برای انتقال متن منظوم، از قالب عروض شعر کلاسیک فارسی اما بدون الزام به قافیه استفاده کرده است. نمایشنامه مکبث به استثنای چند جمله، همه به نظم است.

نمونه زیر ترجمه داریوش آشوری به نثر فاخر و ترجمه الیاسی به نظم فارسی را نشان می‌دهد.[۴]

متن اصلی:

"Tomorrow, and tomorrow, and tomorrow, / Creeps in this petty pace from day to day / To the last syllable of recorded time, / And all our yesterdays have lighted fools / The way to dusty death. Out, out, brief candle! / Life's but a walking shadow, a poor player / That struts and frets his hour upon the stage / And then is heard no more. It is a tale / Told by an idiot, full of sound and fury, / Signifying nothing."[۱۰]

ترجمه داریوش آشوری:

فردا و فردا و فردا با گام‌های کوتاه و شمرده‌ی روزان پیش می‌خزد تا آخرین بخش‌بخشِ زمانِ نگاشته؛ و دیروزها همه‌سر ابلهان را راه نموده است به‌سوی مرگِ خاک‌آلود. فرومیر، آی، ای شمعک، فرومیر، آی، که نباشد زندگانی هیچ الا سایه‌ای لغزان و بازی‌های بازی‌پیشه‌ای نادان که بازد چند گاهی پر خروش و جوش نقشی اندرین میدان و آنگه هیچ! زندگی افسانه‌ای‌ست کز لب شوریده‌مغزی گفته آید، سر به سر خشم و خروش و غرش و غوغا، لیک بی‌معنا!»[۱۱]

ترجمه حمید الیاسی:

فردا، فردا، و باز فردا فردا / با گام حقیر میرسد روز به روز / تا لحظه آخرین هجای تقدیر. / آری دیروزهایمان هم یکسر / بودند چراغ راه نادانان تا / مرگی خاکی. بمیر شمع میرا! / عمر است چو سایه ای شتابان، آری / بازیگر مفلسی که لنگان لنگان / برصحنه رود و نقش خود پردازد / یک دم! و دگر سخن نیاید از او / یک قصه که نقل می کند کانایی / با جوش و خروش، لیک یکسر همه هیچ!»

  1. ایسنا. «نقد و بررسی نمایشنامه «مکبث»».
  2. خبرگزاری مهر. «نشست تحلیل و بررسی نمایشنامه مکبث با سریال زخم کاری برگزار شد».
  3. خبرگزاری مهر. «ترجمه جدیدی از نمایشنامه «مکبث» منتشر شد».
  4. 1 2 منابع ترجمه مکبث، ویلیام شکسپیر، ترجمه داریوش آشوری انتشارات آگه ۱۴۰۵ شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۲۹-۰۶۶-۵ ترجمه عبدالرحیم احمدی انتشاراات قطره ۱۴۰۴ شابک ۹۷۸۶۰۰۱۱۹۴۹۶۲ ترجمه صالح حسینی، انتشارات نیلوفر ۱۳۹۷ شابک ۹۷۸۹۶۴۴۴۸۷۴۹۱ ابوالحسن تهامی انتشارات نگاه ۱۴۰۵ شابک ۹۸۰۶۲۴۰۲ حمید الیاسی انتشارات روشنگران و مطالعات زنان ۱۳۹۵ شابک ۹۷۸۹۶۴۱۹۴۱۱۹۴. {{cite book}}: کاراکتر line feed character در |عنوان= در موقعیت ۱۲ (کمک)
  5. «مکبث اثر ویلیام شکسپیر ترجمه داریوش آشوری | تلکتاب». telketab.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۷-۲۴.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  6. «کتاب: مکبث: تراژدی در پنج پرده». جویشگر علمی فارسی (علم نت). دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۷-۲۴.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  7. «تراژدی مکبت». انتشارات نیلوفر. دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۷-۲۴.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  8. «کتاب مکبث اثر ویلیام شکسپیر ترجمه ابوالحسن تهامی نشر نگاه». فدک بوک. دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۷-۲۴.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  9. «معرفی و دانلود کتاب مکبث + خلاصه رایگان». طاقچه. دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۷-۲۴.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  10. مکبث، ویلیام شکسپیر، ترجمه داریوش آشوری انتشارات آگه ۱۴۰۵ شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۲۹-۰۶۶-۵.
  11. مکبث، ویلیام شکسپیر، ترجمه حمید الیاسی انتشارات روشنگران و مطالعات زنان ۱۳۹۵ شابک ۹۷۸۹۶۴۱۹۴۱۱۹۴.

پیوند به بیرون

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]