جنگ لاپلند
| جنگ لاپلند | |||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| بخشی از جنگ جهانی دوم | |||||||
نقشهٔ عقبنشینی نیروهای آلمانی از فنلاند و شمال نروژ در ۱۹۴۴ و ۱۹۴۵ | |||||||
| |||||||
| طرفهای درگیر | |||||||
|
|
| ||||||
| فرماندهان و رهبران | |||||||
|
|
| ||||||
| قوا | |||||||
|
حدود ۷۵٬۰۰۰ نفر در مراحل اصلی جنگ[۳] کاهش شدید نیروها در پی بسیجزدایی از پاییز ۱۹۴۴[۴] | حدود ۲۱۴٬۰۰۰ نفر در سپتامبر ۱۹۴۴؛ شمار نیروها در جریان عقبنشینی بهسرعت کاهش یافت[۳] | ||||||
| تلفات و خسارات | |||||||
|
۷۷۴ کشته ۲٬۹۰۴ زخمی ۲۶۲ مفقود، از جمله ۱۶۴ اسیر جنگی[۱] |
نزدیک به ۱٬۰۰۰ کشته بیش از ۲٬۰۰۰ زخمی حدود ۱٬۳۰۰ اسیر جنگی[۱] | ||||||
نبرد لاپلند، که با نام جنگ لاپلند (فنلاندی: Lapin sota) نیز شناخته میشود، درگیری میان فنلاند و آلمان نازی در ماههای پایانی جنگ جهانی دوم بود که عمدتاً در شمال فنلاند جریان داشت. این جنگ از وضعیتی نامعمول پدید آمد: فنلاند و آلمان در جنگ مستمر بیش از سه سال در برابر اتحاد جماهیر شوروی همکاری نظامی گستردهای داشتند و بیش از دویست هزار نیروی آلمانی در شمال فنلاند مستقر بودند، اما هنگامی که فنلاند در سپتامبر ۱۹۴۴ از جنگ با شوروی خارج شد، شروط صلح آن را ملزم کرد روابطش را با آلمان قطع و نیروهای آلمانی را از خاک خود اخراج یا خلع سلاح کند.[۵][۶]
در نخستین هفتهها، دو طرف سابقاً همرزم کوشش کردند از جنگی واقعی پرهیز کنند. ارتش بیستم کوهستان آلمان از پیش برای احتمال خروج فنلاند از جنگ طرح عقبنشینی آماده کرده بود و فرماندهان فنلاندی و آلمانی در سپتامبر بهطور محرمانه دربارهٔ زمانبندی تخلیهٔ مواضع توافق کردند. این مرحله در فنلاند به «مانورهای پاییزی» شهرت یافت. اما جدول زمانی تعیینشده از سوی شوروی با انتقال صدها هزار سرباز و حجم عظیم تجهیزات آلمانی سازگار نبود و کمیسیون کنترل متفقین به رهبری شوروی بهسرعت دریافت که فنلاندیها عملاً اجازه میدهند آلمانیها بدون نبرد عقب بنشینند. فشار سیاسی مسکو در پایان سپتامبر، همراه با نخستین درگیریهای مسلحانه، این سازش موقت را از میان برد.[۱][۲]
فرود غافلگیرانهٔ نیروهای فنلاندی در تورنیو در ۱ اکتبر ۱۹۴۴ جنگ را وارد مرحلهای آشکار و خونین کرد. پس از نبردهای تورنیو و کِمی، آلمانیها به سوی شمال عقب نشستند و همزمان سیاست گستردهٔ تخریب راهها، پلها، تأسیسات و سکونتگاهها را به اجرا گذاشتند. فنلاند در نهایت توانست نیروهای آلمانی را از قلمرو خود بیرون براند، اما ارتش بیستم کوهستان نابود نشد و بخش عمدهٔ آن با اجرای عقبنشینی سازمانیافته به نروژ منتقل شد.[۴][۲] هزینهٔ این فرایند برای لاپلند سنگین بود: نزدیک به نیمی از ساختمانهای استان ویران شد، ۱۶۸ هزار غیرنظامی تخلیه شدند و شمار عظیمی مین و مهمات منفجرنشده برای سالها در منطقه باقی ماند.[۱] از این رو اهمیت جنگ لاپلند نه فقط در عملیات نظامی، بلکه در گسست ناگهانی اتحاد عملی فنلاند و آلمان و ویرانی اجتماعی و مادی شمال فنلاند نهفته است.
از همرزمی تا رویارویی
[ویرایش | اشتراکگذاری]همکاری فنلاند و آلمان در شمال از سال ۱۹۴۱ و آغاز جنگ مستمر ابعادی بسیار گسترده یافته بود. نیروهای آلمانی مسئول بخش بزرگی از جبههٔ شمالی علیه شوروی بودند و شبکهای از جادهها، فرودگاهها، انبارها، اردوگاهها و پایگاههای نظامی در لاپلند ایجاد کرده بودند. اهمیت منطقه برای آلمان تنها به جبههٔ نظامی محدود نبود. معادن پتسامو یکی از منابع مهم نیکل برای صنایع جنگی آلمان بود و راههای شمال فنلاند نیز ارتباط نیروهای آلمانی با شمال نروژ را برقرار میکرد.[۱][۷] هنگامی که تهاجم بزرگ شوروی در تابستان ۱۹۴۴ فنلاند را به جستوجوی راه خروج از جنگ واداشت، فرماندهی آلمان نیز از ماهها پیش احتمال چنین تحولی را در نظر گرفته و طرح «بیرکه» را برای عقبکشیدن نیروها به شمال آماده کرده بود.[۲]
فنلاند در ۴ سپتامبر ۱۹۴۴ عملیات نظامی خود علیه شوروی را متوقف کرد و شوروی روز بعد آتشبس را رعایت کرد. دولت فنلاند پیشتر شرط مقدماتی مسکو را پذیرفته بود که بر اساس آن باید روابط خود را با آلمان قطع میکرد و خواستار خروج نیروهای آلمانی تا ۱۵ سپتامبر میشد. در صورت باقیماندن آنها، فنلاند موظف بود نیروها را خلع سلاح و بهعنوان اسیر جنگی تحویل دهد.[۵] آتشبس مسکو که در ۱۹ سپتامبر امضا شد این الزام را تثبیت کرد و در عین حال فنلاند را ملزم ساخت ارتش خود را در مدت دو ماه و نیم به وضعیت صلح بازگرداند. این دو تعهد با یکدیگر تنش داشتند: فنلاند باید ارتشی بسیار بزرگ را از خاک خود بیرون میراند، در حالی که همزمان ناچار بود نیروی نظامی خود را به سرعت کاهش دهد.[۶]
در آغاز، فرماندهان دو طرف کوشیدند این مسئله را با عقبنشینی هماهنگ حل کنند. آلمانیها مواضع را تخلیه میکردند و فنلاندیها با فاصله در پی آنان پیش میرفتند. حتی تخلیهٔ بخشی از غیرنظامیان با همکاری نیروهای آلمانی صورت گرفت.[۴] با این حال این نمایش جنگ برای شوروی پذیرفتنی نبود. در ۲۹ سپتامبر نمایندگان کمیسیون کنترل به ستاد فنلاند رفتند، طرح عملیاتی دقیق و گزارش روزانه خواستند و هشدار دادند که ادامهٔ تعلل میتواند به مداخلهٔ شوروی منجر شود.[۱] از نظر حقوقی نیز وضع جنگ نامعمول باقی ماند: فنلاند هیچگاه در آغاز مخاصمه اعلان جنگ رسمی صادر نکرد و دولت یوهو کوستی پاسیکیوی تنها در مارس ۱۹۴۵ اعلام کرد که حالت جنگ با آلمان از ۱۵ سپتامبر ۱۹۴۴ برقرار بوده است.[۱]
عملیات نظامی و عقبنشینی آلمان
[ویرایش | اشتراکگذاری]
نخستین زد و خوردهای واقعی در پایان سپتامبر رخ داد، اما فرود نیروهای لشکر سوم فنلاند به فرماندهی آرو پایاری در بندر رویتّا در نزدیکی تورنیو در ۱ اکتبر نقطهٔ گذار به جنگ تمامعیار بود. عملیات دریایی فنلاندیها آلمانیها را غافلگیر کرد و راههای عقبنشینی آنان را در نزدیکی مرز سوئد تهدید کرد. همزمان نیروهای دیگر فنلاندی به سوی کِمی پیش رفتند. درگیریهای شدید پیرامون تورنیو و کِمی حدود یک هفته ادامه یافت و بیش از هزار کشته از دو طرف برجای گذاشت.[۱] فرماندهی عملیات فنلاند در شمال به سپاه سوم زیر نظر یالمار سیلاسوو واگذار شده بود. پس از تثبیت موقعیت در تورنیو، لشکر یازدهم در امتداد درهٔ رود تورنیو به شمال رفت و لشکر سوم همراه با لشکر زرهی روبن لاگوس به سوی رووانیمی حرکت کرد.[۴]
برای لوتار رندولیک، فرمانده ارتش بیستم کوهستان، مسئلهٔ اصلی دیگر حفظ مواضع فنلاند نبود، بلکه بیرونکشیدن نیروی انسانی، تجهیزات و ذخایر عظیم ارتش پیش از آن بود که راههای محدود شمال قطع شوند. فرماندهی عالی آلمان در ۴ اکتبر طرح عقبنشینی را گسترش داد و در عملیات «نور شمالی» تصمیم گرفت نیروها را تا خط دفاعی تازهای در شمال نروژ عقب بکشد.[۲] در همین زمان، ارتش سرخ نیز از ۷ اکتبر در شمالشرق عملیات پتسامو–کیرکنس را علیه نیروهای آلمانی آغاز کرد. این عملیات شوروی بر سرعت و جهت عقبنشینی آلمان در پتسامو تأثیر گذاشت، اما عملیاتی جداگانه میان شوروی و آلمان بود و اتحاد شوروی از این رو یکی از دو طرف اصلی جنگ لاپلند به شمار نمیآید.[۲]
فنلاندیها در ۱۶ و ۱۷ اکتبر به رووانیمی رسیدند و سپس از چند محور به شمال ادامه دادند. نیروهای لشکر زرهی در ۲۴ اکتبر سودانکیلا را گرفتند و پس از نبرد در ووتسو و کائونیسپا در اوایل نوامبر به سوی ایوالو حرکت کردند. در غرب نیز نیروهای فنلاندی در پایان اکتبر مونیو را تصرف کردند.[۴] با این همه، تعقیب آلمانیها هرچه بیشتر به مسابقهای دشوار در برابر جغرافیا تبدیل شد. نیروهای عقبنشین پلها، آبروها و جادهها را منفجر میکردند و مسیرهای تدارکاتی فنلاندیها را پشت سر خود از میان میبردند. همزمان اجرای شرط بسیجزدایی آتشبس باعث شد سربازان باتجربهتر فنلاندی مرخص شوند و ادامهٔ جنگ عمدتاً بر دوش سربازان ۱۹ و ۲۰ ساله بیفتد، وضعیتی که سبب شد مرحلهٔ پایانی جنگ در فنلاند گاه «جنگ کودکان» یا «جنگ صلیبی کودکان» نامیده شود.[۱]

تا پایان نوامبر بخش باقیماندهٔ نیروهای آلمانی در غرب لاپلند به مواضع مستحکم اشتورمبوک در ناحیهٔ باریک شمالغربی فنلاند عقب نشست. ارتش کوچکشدهٔ فنلاند نیروی کافی برای حملهٔ بزرگ به این مواضع نداشت و جنگ وارد مرحلهای عمدتاً ایستا شد. در ژانویهٔ ۱۹۴۵ بیشتر نیروهای آلمانی از مرز نروژ گذشته بودند و در بهار نیروی فنلاندی تعقیبکننده عملاً به یک گروه رزمی کاهش یافته بود.[۱] درگیریهای کوچک و گشتزنی در منطقهٔ کیلپیسیروی تا ۲۵ آوریل ادامه داشت. شب ۲۶ آوریل یک گشت فنلاندی پرچمی کوچک را بر نشان سهمرزی فنلاند، سوئد و نروژ برافراشت و در ۲۷ آوریل آخرین نیروهای آلمانی قلمرو فنلاند را ترک کردند.[۱] این روز از سال ۱۹۸۷ در فنلاند بهعنوان «روز ملی کهنهسربازان» گرامی داشته میشود.
ویرانی لاپلند و پیامدها
[ویرایش | اشتراکگذاری]
عقبنشینی آلمان تنها یک جابهجایی نظامی نبود. پس از آغاز نبردهای واقعی، نیروهای آلمانی بهطور نظاممند زیرساختی را که میتوانست در تعقیب آنان به کار رود تخریب کردند. پلها، خطوط راهآهن و تلفن، آبروها، ساختمانهای دولتی و خانههای مسکونی در مسیر عقبنشینی سوزانده یا منفجر شدند.[۷] نزدیک به نیمی از ساختمانهای استان لاپلند از میان رفت و در بعضی سکونتگاهها میزان ویرانی به حدود ۹۰ تا ۹۵ درصد رسید. رووانیمی، مرکز لاپلند، تقریباً بهطور کامل ویران شد.[۱] دانشنامهٔ فنلاند مجموع خسارت را حدود ۱۸ هزار ساختمان، از جمله ۵۹۰۰ خانهٔ مسکونی، و نزدیک به ۷۵۰ پل جادهای و راهآهن برآورد میکند.[۴] این ویرانی گسترده سیمای معماری و الگوی سکونت در بخشهایی از شمال فنلاند را برای همیشه تغییر داد.
بخش بزرگی از جمعیت پیش از رسیدن جبهه از منطقه خارج شده بود. در ۶ سپتامبر دستور تخلیهٔ تمام غیرنظامیان لاپلند و بخشهای شرقی استان اولو صادر شد. در مجموع حدود ۱۶۸ هزار نفر، نزدیک به سهچهارم جمعیت منطقه، خانههای خود را ترک کردند. بیشتر آنان به جنوب فنلاند رفتند، اما سوئد بیش از ۵۶ هزار پناهجوی لاپلندی را پذیرفت.[۱] همراه مردم دهها هزار رأس دام نیز منتقل شد، با این حال بیش از یکسوم دامهای استان، حدود ۲۵ هزار رأس گاو، و شمار مشابهی گوزن شمالی از میان رفت.[۱] بازگشت آوارگان به منطقهای که در آستانهٔ زمستان بخش بزرگی از مسکن و زیرساختش نابود شده بود، بازسازی لاپلند را به یکی از دشوارترین مسائل اجتماعی فنلاند پس از جنگ تبدیل کرد.
میراث خطرناکتر جنگ در زیر خاک باقی ماند. نیروهای آلمانی حدود ۱٫۲ میلیون مین، گلوله و دیگر مواد منفجره در لاپلند بر جای گذاشتند و تنها در تابستان ۱۹۴۵ بیش از ۷۰ هزار مین در شمال فنلاند پیدا شد.[۱] در پنج سال نخست پس از جنگ، مواد منفجرهٔ باقیمانده ۲۰۵ غیرنظامی را کشتند و عملیات پاکسازی برای دههها ادامه یافت. تلفات نظامی فنلاند ۷۷۴ کشته، ۲٬۹۰۴ زخمی و ۲۶۲ مفقود بود و آلمان نزدیک به هزار کشته، بیش از دو هزار زخمی و حدود ۱٬۳۰۰ اسیر داد.[۱] اسیران آلمانی که به دست فنلاند افتادند طبق تعهدات آتشبس به شوروی تحویل داده شدند. با این حال از نظر نظامی نمیتوان نتیجه را به نابودی ارتش آلمان فروکاست: فنلاند سرانجام تعهد خود برای خارجکردن نیروهای آلمانی را اجرا کرد، اما ارتش بیستم کوهستان توانست بخش عمدهٔ نفرات خود را به نروژ عقب بکشد.[۲] جنگ لاپلند از این رو هم پایان حضور نظامی آلمان در فنلاند بود و هم پایانی پرهزینه برای مجموعهٔ جنگهایی که فنلاند از ۱۹۳۹ درگیر آنها شده بود.
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]پانویس
[ویرایش | اشتراکگذاری]- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 "جنگ لاپلند، 15 سپتامبر 1944 تا 27 آوریل 1945". Sotiemme perinne (in Finnish). Retrieved 21 اوت 2026.
- 1 2 3 4 5 6 7 Ziemke, Earl F. (1959). The German Northern Theater of Operations, 1940–1945 (in English). واشینگتن، دی.سی.: Department of the Army.
- 1 2 "جنگ لاپلند" (in Lithuanian). Visuotinė lietuvių enciklopedija. Retrieved 21 اوت 2026.
- 1 2 3 4 5 6 "جنگ لاپلند" (in Swedish). دانشنامهٔ فنلاند. Retrieved 21 اوت 2026.
- 1 2 خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامFRUSوارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - 1 2 Nenye, Vesa; Munter, Peter; Wirtanen, Toni; Birks, Chris (2016). Finland at War: The Continuation and Lapland Wars 1941–45 (in English). Osprey Publishing. ISBN 9781472815262.
- 1 2 Koskinen-Koivisto, Eerika; Thomas, Suzie (2018). "Remembering and Forgetting, Discovering and Cherishing: Engagements with Material Culture of War in Finnish Lapland". Ethnologia Fennica (in English). 45: 28–54. doi:10.23991/ef.v45i0.60647.
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- Ahto, Sampo (1980). Aseveljet vastakkain: Lapin sota 1944–1945 (in Finnish). هلسینکی: Kirjayhtymä. ISBN 951-26-1726-9.
- Nenye, Vesa; Munter, Peter; Wirtanen, Toni; Birks, Chris (2016). Finland at War: The Continuation and Lapland Wars 1941–45 (in English). Osprey Publishing. ISBN 9781472815262.
- Ziemke, Earl F. (1959). The German Northern Theater of Operations, 1940–1945 (in English). واشینگتن، دی.سی.: Department of the Army.
- Koskinen-Koivisto, Eerika; Thomas, Suzie (2018). "Remembering and Forgetting, Discovering and Cherishing: Engagements with Material Culture of War in Finnish Lapland". Ethnologia Fennica (in English). 45: 28–54. doi:10.23991/ef.v45i0.60647.
پیوند به بیرون
[ویرایش | اشتراکگذاری]- تاریخچهٔ جنگ لاپلند در پایگاه میراث جنگهای فنلاند
- تاریخ رسمی ارتش ایالات متحده دربارهٔ عملیات آلمان در شمال اروپا