پرش به محتوا

جمهوری مهاباد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
جمهوری مهاباد

کۆماری مه‌هاباد
کۆماری کوردستان
۲ بهمن ۱۳۲۴–۲۴ آذر ۱۳۲۵
پرچم کۆماری کوردستان
پرچم
نشان ملی کۆماری کوردستان
نشان ملی
سرود: ای رقیب
Oh Enemy (ای دشمن)
نقشه جمهوری مهاباد در سال ۱۹۴۶ (زرد)
نقشه جمهوری مهاباد در سال ۱۹۴۶ (زرد)[۲]
پایتختمهاباد
زبان(های) رایجکُردی
حاکمان
 رئیس‌جمهور
قاضی محمد
 نخست‌وزیر
حاجی باباشیخ
 ۱۹۴۶
قاضی محمد
تاریخ 
 بنیان‌گذاری
۲ بهمن ۱۳۲۴
 فروپاشی
۲۴ آذر ۱۳۲۵
پیشین
پسین
کشور شاهنشاهی ایران
کشور شاهنشاهی ایران

جمهوری مهاباد (به کردی: کۆماری مه‌هاباد، کۆماری کوردستان)[۳][۴][۵][۶] که در برخی منابع با عنوان جمهوری کردستان نیز شناخته می‌شود، حکومتی در شمال‌غرب ایران بود که در ۲ بهمن ۱۳۲۴ (۲۲ ژانویهٔ ۱۹۴۶) به رهبری قاضی محمد و با پشتیبانی اتحاد جماهیر شوروی در شهر مهاباد اعلام موجودیت کرد.[۷][۸][۹]

پیدایش جمهوری مهاباد با اشغال شمال ایران توسط نیروهای شوروی در خلال جنگ جهانی دوم و سیاست‌های اتحاد شوروی در شمال‌غرب ایران ارتباط داشت. این حکومت در جریان بحران ایران و شوروی و هم‌زمان با حکومت خودمختار آذربایجان شکل گرفت و تا ۲۴ آذر ۱۳۲۵ (به مدتِ یازده ماه) دوام آورد.[۱۰][۱۱][۱۲] جمعیت احیای کرد و سپس حزب دموکرات کردستان ایران به رهبری قاضی محمد نقش اصلی را در تشکیل و اداره این حکومت بر عهده داشتند. مرکز جمهوری شهر مهاباد بود و حاجی باباشیخ سمت نخست‌وزیری آن را بر عهده داشت. همچنین سرود ای رقیب برای نخستین بار در این دوره به‌عنوان سرود رسمی حکومت مورد استفاده قرار گرفت.[۱۳][۱۴]

قلمرو جمهوری مهاباد عمدتاً شهر مهاباد و برخی مناطق پیرامون آن، از جمله بوکان، نقده، پیرانشهر، اشنویه و سردشت را دربر می‌گرفت، هرچند دربارهٔ گستره واقعی نفوذ و میزان اقتدار آن در مناطق مختلف دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد.[۱۵][۶] در این دوره، مصطفی بارزانی و نیروهای بارزانی نیز به جمهوری مهاباد پیوستند و در سازماندهی نیروهای نظامی آن نقش مهمی ایفا کردند. برخی پژوهشگران این حکومت را دولتی متکی به حمایت شوروی و بخشی از سیاست‌های این کشور در شمال‌غرب ایران دانسته‌اند، در حالی که در میان بسیاری از جریان‌های ملی‌گرای کُرد از آن به‌عنوان نخستین تجربه حکومت‌داری مدرن کُردها یاد می‌شود.[۱۱][۱۶]

نام و ماهیت سیاسی و اهداف جمهوری مهاباد از جمله موضوعات مورد اختلاف در پژوهش‌های تاریخی است. برخی منابع و جریان‌های سیاسی کُرد از عنوان «جمهوری کردستان» استفاده می‌کنند، در حالی که بسیاری از منابع دانشگاهی و تاریخی آن را با نام «جمهوری مهاباد» معرفی کرده‌اند.[۱۷][۱۸] همچنین دربارهٔ اهداف نهایی این حکومت، از خودمختاری در چارچوب ایران تا تلاش برای تشکیل یک دولت مستقل کُردی، دیدگاه‌های متفاوتی مطرح شده است.

پس از خروج نیروهای شوروی از شمال‌غرب ایران و بازگشت نیروهای ارتش شاهنشاهی ایران، جمهوری مهاباد مهم‌ترین پشتوانه خارجی خود را از دست داد و در شرایطی که از حمایت یکپارچه همه عشایر، مالکان و نیروهای محلی کُرد برخوردار نبود، با بحران سیاسی و نظامی روبه‌رو شد.[۱۹] در جریان پیشروی نیروهای دولتی به سوی مناطق تحت کنترل جمهوری، بخشی از عشایر و گروه‌های محلی، از جمله شماری از نیروها و سران محلی در منطقه بوکان با ارتش شاهنشاهی همکاری کردند.[۲۰]

سرانجام جمهوری مهاباد در آذر ۱۳۲۵ سقوط کرد و قلمرو آن دوباره تحت کنترل دولت مرکزی ایران قرار گرفت. قاضی محمد و شماری از رهبران حکومت بازداشت شدند و قاضی محمد در فروردین ۱۳۲۶ اعدام شد. جمهوری مهاباد با وجود عمر کوتاه خود، یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ سیاسی معاصر کُردها و از رخدادهای مهم روابط ایران و اتحاد شوروی در آغاز دوران جنگ سرد است.

پیش زمینه

به موجب اشغال ایران توسط متفقین در اواخر اوت ۱۹۴۱، اتحاد جماهیر شوروی بخش‌هایی از شمال ایران را اشغال کرد. در غیاب دولت مرکزی، اتحاد جماهیر شوروی سعی در پیوستن شمال غربی ایران به کشور خودش را داشت [نیازمند منبع] و ملی‌گرایی را در مناطق شمال ایران تبلیغ می‌کرد.[۲۱] بر اساس اسنادِ محرمانه که پس از سقوط اتحادیه جماهیر شوروی منتشر شدند، یکی از مهم‌ترین اسناد حزب کمونیست شوروی با برچسب 'فوق‌العاده سرّی' در روز ششم ژوئیه ۱۹۴۵ میلادی، پانزدهم تیر سال ۱۳۲۴ خورشیدی، در کمیته مرکزی این حزب برای ایجاد جنبش‌های تجزیه طلبانه در آذربایجان ایران و جنوب خزر تصویب شد.[نیازمند منبع]

همه این اسناد امضای استالین را داشت[۲۲] و او مستقیماً در این موضوع نقش داشت. در یکی از بندهای این سند که به کُردها اختصاص یافته ذکر شده است که: «فعالیت مناسب بین کُردهای شمال ایران برای جلب آنان به جنبش جدایی‌طلبانه و ایجاد یک ولایت خودمختار ملی کُرد زیر سایه سوسیالیسم شوروی انجام شود.»[۲۳][۲۴][۲۵]

تصویر صفحهٔ اول از متن اصلی فرمان استالین (زبان روسی) به میرجعفر باقرف برای ایجاد جنبش‌های تجزیه طلبانه در آذربایجان و در میان مردمِ کُردِ شمال ایران.

قاضی محمد و برخی دیگر از چهره‌های مهم کُرد، در نوامبر ۱۳۲۰، به باکو دعوت شده بودند و از آنها خواسته شده بود که نگاهی، به‌ویژه در مناطقی که در اشغال نبوده، به سوی شوروی داشته باشند و نه انگلیس.[۲۶] در این زمان، جمعیت احیای کُرد به عنوان یک گروه ملی‌گرا و چپ‌گرای کُرد که در سال ۱۳۲۱ و پس از اشغالِ بخش‌هایی از ایران شکل گرفته بود، به مذاکراتی با اشغال کنندگان اهلِ شوروی برای ایجاد یک جمهوری کُردی تحت حمایتِ شوروی و خارج از کنترل ایران انجام دادند. قاضی محمد به عنوان شخصیت مطرح در این جریان تبدیل شد که مورد اقبال کامل اتحادیه جماهیر شوروی بود.[۲۷] در واقع، نگرانی شوروی در مهارسازی «جمعیت احیای کُرد»، با انتخاب گزینه مورد نظرش، یعنی قاضی محمد، کاهش یافت.[۲۸][۲۹]

اعلام موجودیت

در سپتامبر ۱۹۴۵ قاضی محمد و عده‌ای دیگر از شخصیت‌های مهم به تبریز برای ملاقات کنسولگر شوروی دعوت شدند و سپس به باکو فرستاده شدند و با میرجعفر باقرف، نخست‌وزیر جمهوری آذربایجان شوروی دیدار کردند. باقرف با توضیح اهمیت حزب دموکرات آذربایجان و جایگزینی آن با حزب توده، تأکید می‌کند که کُردها نیز برای به‌دست آوردن آزادی باید همین کار را انجام دهند. او همچنین به آنها می‌گوید که جمعیت احیای کُرد (کومله) ساخته و ابزار امپریالیسم است. آنها نیز به ایجاد یک حزب دموکراتیک ترغیب می‌شوند.[۳۰][۳۱] نیروهای دعوت شده نیز خواهان کشوری کُرد بودند و امیدوار بودند اتحاد شوروی از کمک مالی و تسلیحاتی بدانها دریغ نورزد. در بازگشت از این سفر انحلال جمعیت احیای کُرد انجام شد و بیانیه‌ای با امضای قاضی محمد و ۱۰۵ تن از سرشناسان کرد انتشار یافت. در این بیانیه تأسیس حزب دموکرات کردستان اعلام و هدف‌های حزب برشمرده شد. بدین طریق در روز دوم آبان ماه سال ۱۳۲۴ برابر با ۱۹۴۵ میلادی، کنگره اول حزب دموکرات کردستان منعقد شد.[۳۲]

تنها ۱۵۹ روز بعد از تأسیس یعنی روز دوم بهمن ماه ۱۳۲۴ (برابر با ۲۲ ژانویه ۱۹۴۶)، این حزب با استفاده از شرایط مناسب آن زمان (اشغال ایران توسط متفقین) و با حمایت و رهبری دولت سوسیالیستی شوروی در بخشی از آذربایجان ایران (که در اشغال شوروی بود) جمهوری خودمختار مَهاباد را تشکیل داد.[۳۳]

تشکیل دولت

در ۲۲ ژانویه ۱۹۴۶، مجلسِ حکومت استقلال یافتهٔ مهاباد با ۱۳ عضو برگزار شد. محمد قاضی به عنوان رئیس‌جمهور تبدیل شد و وزیر جنگ محمدحسین خان صدر قاضی پسر عموی قاضی محمد و وزیر کشور نیز ابوالقاسم سیف قاضی برادر کوچک‌تر قاضی محمد بودند[۳۴]؛ که هر کدام دارای تحصیلات عالی در روسیه و مسلط بر زبان‌های ترکی و روسی و فارسی بودند. سپس مصطفی بارزانی نیز به عنوان ژنرال ارتش با پیش‌مرگ‌های خود به جمهوری مهاباد پیوست. از سویی قاضی محمد سعی می‌کرد با سران ایل‌ها و کردهای دارای قدرت در سایر شهرها خصوصاً بوکان نیز در ارتباط باشد و آن‌ها را در این جمهوری سهیم کند. حاجی باباشیخ که به عنوان نخست‌وزیر جمهوری مهاباد گماشته شده بود هیچ نزدیکی خاصی با قاضی محمد نداشت و چنین استنباط می‌شد که برای خنثی کردن اعمال و کردار خانواده ایلخانی زاده‌ها در بوکان به مقام صدارت اعظمی رسیده است.[نیازمند منبع]

اعلام رسمی جمهوری مهاباد توسط قاضی محمد با لباس نظامی

حاجی باباشیخ رفتار بسیار خوبی میان مردم بوکان و منطقه داشت و از دوستان وفادار رضاشاه نیز محسوب می‌شد. با این حال باباشیخ هرگز فرد قدرتمندی در جمهوری مهاباد شوروی نبود.[۳۵] نیروهای نظامی کُرد توسط صلاح الدین کاظیموف افسر نظامی زازا شوروی سازماندهی می‌شدند. برخی نیز برای آموزش نظامی به آذربایجانِ شوروی فرستاده می‌شدند.[۳۶] قاضی محمد از ملامصطفی بارزانی که تقریباً ده‌هزار نفر بارزانی شامل سه‌هزار جنگجو و دو هزار خانوار به همراه داشت، دعوت نمود تا به ایران بیاید. این عده در اطراف اشنویه و پیرانشهر و مهاباد و تکاب و چند جای دیگر به‌طور پراکنده ساکن شدند.[۳۷]

در میانه زمستان سرد سال ۱۳۲۴ این جمهوری خودمختار، در شهری کار خودش را شروع کرد که به سختی می‌توانست ادعایی برای مرکزیت کردستان ایران داشته باشد، چه رسد به پایتختی کردستان بزرگ. در همان زمان که این «جمهوری» کارش را آغاز کرد، بخش اصلی مناطق کردنشین ایران، کماکان به عنوان استان پنجم ایران محسوب می‌شدند و هر سه شهر بزرگ کردنشین سنندج، ایلام و کرمانشاه نیز در این استان قرار داشتند.[۳۸]

پرچم و نشان جمهوری

هنگام تشکیل جمهوری مهاباد دو پرچم پیشنهاد شد که اولین طرح پرچم با درخواست قاضی محمد و پیشنهاد مصطفی بارزانی توسط فاطمه اسد شاهین طراحی شد.[۳۹] دومین طرح پرچم بعدها فاطمه سید مناف حسینی با پیشنهاد میرزا کریم احمدین (وزیر پست و تلگراف دولت مهاباد) طرح دوم پرچم این جمهوری ارائه شد.[۴۰] به قاضی محمد انجام شد.

ملا مصطفی بارزانی از فاطمه اسد شاهین خواسته بود پرچم مورد نظر قاضی محمد را طراحی کند که مطابق نظر قاضی محمد این پرچم دوخته شد و به خاطر علاقه شدید قاضی محمد به این طرح، پرچم در اعلام موجودیت حکومت مهاباد و بعد در بلندترین مکان در مهاباد برافراشته شد. بعد از آن، به پیشنهاد میرزا کریم احمدین پرچم سیاسی بر اساس طرح اول طراحی شد که نشان دهندهٔ حاکمیت و رهبری سوسیالیسم شوروی بر مهاباد باشد. طرح دوم همانند طرح اول بود که گل، گندم و روبان پارچه‌ای سرخ (نشان طبقه پرولتاریا) به آن اضافه شد.[۴۳][۴۴]

پس از سرکوب جمهوری مهاباد، قاضی محمد پرچم اول را به ملا مصطفی بارزانی می‌دهد و در مهاباد می‌ماند و توسط ارتش شاهنشاهی ایران اعدام می‌شود و سال‌ها بعد ملا مصطفی بارزانی و فرزندان‌اش و حزب دموکرات کردستان (عراق) به یاد جمهوری مهاباد[نیازمند منبع]، پرچم را مطابق با آن طراحی کردند که در عراق توسط حکومت اقلیم کردستان به عنوان پرچم ملی کردستان قرار داده‌اند اما توسط دولت عراق به عنوان پرچم اقلیمی شناخته شده است.

اقدامات و وضعیت جمهوری در منطقه

قاضی محمد، ابوالقاسم صدر قاضی و محمدرضا پهلوی (۱۳۲۵)

قاضی محمد سعی داشت از دخالت‌های دولت در اوضاع آذربایجان به‌ویژه اوضاع کُردها جلوگیری کند. هنگامی که دولت ایران در سال ۱۳۲۲ علی‌آقا ایلخانی‌زاده معروف به امیراسعد دهبُکری را به فرمانداری مهاباد منصوب کرد، قاضی محمد به شدت به این انتصاب اعتراض کرد و بلافاصله به تهران رفت و پس از ملاقات با شاه، امیراسعد برکنار و عمو زاده قاضی محمد به فرمانداری مهاباد رسید.[۴۵]

در انتخاب ریاست چهار طایفه از عشیره منگور از سوی دولت، قاضی محمد دخالت کرد و مخالفان این انتصاب‌ها را بر علیه دولت مرکزی تحریک می‌کرد.[۴۵] استاندار آذربایجان غربی در گزارشی به وزارت کشور این مسئله را این چنین توضیح می‌دهد:

قاضی محمد منبع تمام اغتشاش و بی نظمی در مهاباد است و شاکیان را وادار و ترغیب کرده است که از استانداری مرکزی اظهار نارضایتی نمایند.[۴۵]

دفاع صدر قاضی از محمد رشید که در منطقه مسئول غارت و تجاوز به اموال مردم و نابودی مزارع و آبادی‌های منطقه بود انعکاس ناخوشایندی در منطقه به جای گذاشت. اهالی تیلکو سقز که نگران قدرت یافتن محمد رشید به خاطر حمایت صدر قاضی از او بودند در تلگرافی در تاریخ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۲۳ خطاب به مجلس شورای ملی، نخست‌وزیر، وزیر جنگ، وزارت کشور و ستاد ارتش و نیز روزنامه‌های اطلاعات، کیهان، نهضت ملی، یزدان و همچنین تعدادی از نمایندگان از جمله دکتر محمد مصدق، فرج‌الله آصف و تعداد دیگری چنین آمده است:

صدر قاضی هیچ گونه سمتی از طرف ما ندارد و ما مردم تیلکو که به شهادت سوابق و مال خود را در راه نیات دولت فدا کرده و می‌کنیم از اظهارات این مرد هرج و مرج طلب متنفریم. تمام مقصود و منظور این شخص تقویت اشرار و ضعیف کردن نیروی دولت است. این‌ها می‌خواهند عملاً به مردم حالی کنند که شرارت و طغیان بهتر از اطاعت و فرمانبرداری است و دولت از کسی طرفداری می‌کند که شرور و دزد و مردم آزار باشد. اگر مجلس و دولت گوش به این لاطائلات بدهند بندگان نیز ناچاریم خود را به صورت محمد رشید بانه درآوریم تا دولت از ما طرفداری کند از اولیای امور استدعا می‌شود بیش از این موجبات تقویت محمد رشید بانه که یک نفر اجنبی است و حق دخالت در کارهای این منطقه را ندارد فراهم ندارد.

[نیازمند منبع]

سنندج

در سنندج مردوخ کردستانی که آوازه‌ای در میان مردم منطقه داشت از مخالفان آشکار شخص قاضی محمد و جمهوری مهاباد بود، ملا صدیق پیش نماز مسجد عباس‌آقا در مهاباد نیز از بیدادگران مردم در برابر توطئه‌های قاضی محمد و همراهانش بود و هم چنین ملا محمد دربکی و شیخ عبدالرحیم باقروند از فعالان و مخالفان دار و دستهٔ قاضی محمد به‌شمار می‌رفتند. فتوای ملا خلیل علیه کشف حجاب رضاشاه و اعلام ارتداد قاضی محمد و همراهانش نیز توسط او و سایر علمای آن زمان صورت گرفت.[نیازمند منبع]

منطقهٔ اردلان و کرمانشاه گروس و ایلام هرگز با قاضی محمد هم‌سو نشدند و قاضی محمد هم هرگز در منطقه اردلان به مرکزیت سنندج و مناطق شیعه نشین کرمانشاه و ایلام به عنوان مهم‌ترین کانون‌های شهری و پرجمعیت‌ترین مناطق کردنشین نتوانست حامی پیدا کند. عمده حوزهٔ فعالیت این جمهوری تنها در شهر مهاباد به واسطه حضور نیروهای نظامی جماهیر شوروی بود.[۴۶]

ایل منگور

در زمان اعلام مرتد خواندن قاضی و همراهانش در سردشت حدود یکصد نفر از اهالی به همراه عشایر علیه دموکرات‌ها وارد عمل می‌شوند که قاضی محمد طی تلگرافی به تاریخ ۹ آذر ۱۳۲۵ نگرانی خود را به دولت مرکزی ایران اعلام می‌کند. شکاک‌ها و هرکی‌ها در مناطق اطراف ارومیه و تبریز آماده حمله و تصرف مهاباد می‌شوند. منگورها و منطقه ترگه‌ور و مرگه‌ور و غیره از همان روز اول اعلام آمادگی جهت انهدام حکومت وی را کرده بودند.[۴۷]

نصب پرچم جمهوری مهاباد در بوکان

بوکان

شهر بوکان (در حدود ۷۰ کیلومتری شرق مهاباد) یکی از نقاطی بود که در آن، بخشی از نیروهای محلی کُرد نسبت به حکومت جمهوری مهاباد موضع مخالف داشتند و آن را در برخی روایت‌ها وابسته یا دست‌کم تحت نفوذ شوروی تلقی می‌کردند. در همین دوره، گزارش‌ها و اسنادی از تماس گروه‌هایی از کُردهای این منطقه با سرتیپ حاجعلی رزم‌آرا، فرمانده نیروهای ایران در کردستان، دیده می‌شود.[۴۸]

در سطح محلی، امیراسعد (از رؤسای ایل دهبکری) و نیز خانوادهٔ ایلخانی‌زاده‌ها که از نیروهای بانفوذ اجتماعی و سیاسی بوکان بودند، در رقابت و تعارض سیاسی با جریان وابسته به قاضی محمد قرار داشتند. در همین دوره، زمانی که پرچم جمهوری مهاباد در قلعه سردار بوکان برافراشته شد، این اقدام با واکنش منفی بخشی از گروه‌های محلی روبه‌رو گردید و در نهایت، پرچم جمهوری پس از مدتی کوتاه از قلعه بوکان پایین آورده شد.[۴۹][۵۰][۵۰][۵۱]

در گزارش کنسولگری ایالات متحده در تبریز مورخ ۱۵ آذر ۱۳۲۴ نیز به وضعیت منطقه اشاره شده است:

گزارش شده که شوروی‌ها در بوکان به کُردها فرمان داده‌اند که برای عملیات در منطقه مراغه علیه قوای دولتی مسلح شوند، ولی آن‌ها از اجرای این فرمان خودداری کردند. در مورد امتناع کُردها از پذیرش فرمان شوروی‌ها مبنی بر دست بردن به اسلحه از دیگر نقاط نیز داستان‌های مشابهی واصل شده، ولی گزارش شده که کُردهای بارزانی که در ایران پناه گرفتند و کاملاً بسیج شده‌اند.

در همین زمینه، بخشی از نامهٔ عبدالله‌خان ایلخانی‌زاده (رئیس طایفه دهبکری بوکان) نیز چنین نقل شده است:

هرگاه سیاست اجازه دهد و دولت مقتضی بداند، اوضاع برای یکسره نمودن کار مهاباد با کمک عشایر فداکار خیلی مناسب می‌باشد که به وجه احسن به نفع دولت خاتمه پیدا می‌کند و غیر از بارزانی‌ها کسی در بساط نیست.[۵۲]

بخشی از نیروهای محلی کُرد در منطقه نسبت به جمهوری مهاباد نگاه منفی یا تردیدآمیز داشتند. از جمله به دلیل نگرانی از وابستگی آن به شوروی یا به دلیل پرهیز از قطع کامل رابطه با دولت مرکزی در تهران.[۵۳]

در این دوره، به‌جز برخی از اهالی مهاباد و شماری از خاندان فیض‌الله‌بیگی در بوکان، در منابع مختلف از وجود نارضایتی‌ها و تنش‌های اجتماعی میان بخش‌هایی از نیروهای محلی و ساختار جمهوری مهاباد نیز یاد شده است. در این میان، نام افرادی مانند ابراهیم محمودیان نیز مطرح می‌شود که برادرش غفور محمودیان در جریان درگیری‌های سیاسی آن دوره و به روایت برخی منابع، توسط نیروهای مرتبط با ساختار جمهوری هدف قرار گرفته بود.

همچنین اختلافاتی میان جمهوری مهاباد و حکومت خودمختار آذربایجان در خصوص مناطق دارای جمعیت مختلط کُرد و آذری گزارش شده است. در آوریل ۱۹۴۶، قاضی محمد به دستور شوروی‌ها به تبریز رفت تا در جهت کاهش تنش‌ها میان کُردها و آذری‌ها و ایجاد جبهه‌ای مشترک علیه تهران مذاکره کند.[۵۴]

در یک گفت‌وگوی تلویزیونی منتشرشده از شبکه روداو در سال ۲۰۲۵، حسین خلیقی (از اعضای پیشین حزب دموکرات کردستان ایران) به نقش برخی مالکان و خان‌های بوکان در تحولات و نهایتاً سقوط جمهوری مهاباد اشاره کرده است. او مدعی شده که بخش قابل توجهی از خان‌زادگان منطقه با این جمهوری مخالف بودند.

حسین خلیقی نقل می‌کند که صلاح‌الدین مهتدی از خان‌زادگان بوکان در دوره پهلوی در یادداشتی در فضای دانشگاهی تهران، از جمهوری مهاباد، غائله قاضی محمد یاد کرده است که خود و خانواده‌اش توانستند آن را به نفع حکومت شاه به پایان برسانند.

خلیقی در ادامه همین مصاحبه می‌گوید: در سال‌های بعد، روشن شده است که شماری از مالکان و چهره‌های محلی با نهادهای امنیتی حکومت مرکزی (از جمله ساواک در دوره بعدی) همکاری نزدیک داشته‌اند.[۵۵]

پیامدهای فروپاشی و سقوط جمهوری مهاباد

اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در اردیبهشت سال ۱۳۲۵ با فشار دولت‌های غربی، نیروهای نظامی خود را از ایران خارج کرد و بدین ترتیب این اقدام جماهیر شوروی و اعزام هم‌زمان نیروهای ارتش ایران مهم‌ترین علت سقوط دولت‌های مهاباد و تبریز بود. قاضی محمد برای مقابله با ارتش ایران، جز چند واحد عشایری به صورت پراکنده نیروی دیگری نداشت و در وضعیت بحرانی به سر می‌برد.

در آذرماه ۱۳۲۵ ارتش به فرقه دموکرات آذربایجان حمله کرد و قوای فرقه دموکرات در طول ۲۴ ساعت در هم شکستند. با شکست نیروهای دموکرات آذربایجان در گردنه قافلانکوه در شب ۱۹ آذر، جمهوری مهاباد افول کرد و دو روز بعد، برادر قاضی محمد؛ صدر قاضی به قصد ملاقات با سرلشکر همایونی به میاندوآب رفت. این دیدار به قصد زمینه‌سازی در جهت استقرار مسالمت آمیز نیروهای ارتش ایران در منطقه مهاباد بود. در فرجام این دیدار، قرار شد نیروهای بارزانی از مهاباد خارج شوند و قوای دولتی در آن محدوده مستقر شوند.

متن برخی از نامه‌های رسمی مکالمات سران حکومت مهاباد به زبان کُردی سورانی. در این نامه‌ها، رسم و خط کُردی که امروز به کار گرفته می‌شود دیده نمی‌شود. همچنین کلمات زیادی از زبان فارسی در این نامه‌ها به چشم می‌خورد.

بارزانی‌ها عقب‌نشینی کردند و نیروهای ارتش به سمت مهاباد به حرکت درآمدند. در این هنگام نیروهای نامنظم ایلی من جمله؛ واحدهای دهبوکری، مامش و منگور که از ابتدا با جمهوری مهاباد و شخص قاضی محمد مخالف بودند، به عنوان طلایه دار، قوای دولتی را همراهی کردند. اما به دلیل مخالفت یکی از نمایندگان قاضی محمد، قوای عشایری مخالف جمهوری مهاباد، به دستور فرماندهان نظامی ارتش متوقف شدند و ارتش وارد مهاباد شد. تا چند روز روابط دوستانه ای میان فرماندهان ارتش و سران دولت مهاباد برقرار بود، اما به یکباره ورق برگشت و در روز ۲۶ و ۲۷ آذر ارتش شروع به دستگیری سران جمهوری ساقط شده کرد.[نیازمند منبع]

قاضی محمد و پسرعمویش سیف قاضی نیز دستگیر و روانه زندان شدند. با دستگیری و بازداشت سران جمهوری مهاباد، مقامات ارتش که دیگر کنترل مهاباد را به دست گرفته بودند، از تمامی کسانی که از بازداشتی‌ها شکایت داشتند، تقاضا کردند که مدارک خود را جهت پیگیری به ارتش ارائه دهند.[۵۶]

سقوط حکومت

ارتش نهایتاً در ۲۴ آذر ۱۳۲۵ این جمهوری را سرنگون کرد و نخستین رهبر حزب دموکرات و رئیس‌جمهور وقت یعنی قاضی محمد را به همراه بسیاری دیگر (همچون حامد مازوجی) در میدان مرکزی شهر مهاباد به دار آویخت. اعدام‌های دیگری در سقز و سایر شهرها نیز صورت گرفت. سایر اعضای حزب نیز یا زندانی شدند یا موفق شدند به خارج و به ویژه به کردستان عراق بگریزند.

حاجی باباشیخ نخست‌وزیر این حکومت به دلیل احترام و نفوذ خانوادگی زیادی که وی در میان مردم کردستان داشت و رابطه نزدیک او با رضاشاه در دوره قاجار و همچنین تهدیدهایی که از طرف شیخ محمود حفید از کردستان عراق به حکومت محمدرضا شاه شده بود، محمدرضا شاه وی را اعدام نکرد.

پس از فشارهای بین‌المللی و قرارداد قوام-سادچیکف بین دولت وقت ایران با اتحاد جماهیر شوروی، دولت شوروی اعلام کرد که نیروهایش را از مناطق اشغال شده خارج می‌کند. این کار باعث می‌شد که حکومت خودمختار آذربایجان و جمهوری مهاباد شوروی بدون پشتیبان شوند. استالین نیز در نامه ای به رهبران آذری و کُرد اعلام کرد که قوام به عنوان نخست‌وزیر می‌تواند که قوای نظامی ایران را به هر کجای کشورش، از جمله آذربایجان بفرستد و حضور قوای شوروی دیگر توجیهی ندارد.[۵۷]

از این رو جمهوری مهاباد شوروی تنها ۱۱ ماه دوام آورد و با ورود ارتش شاهنشاهی ایران به مهاباد پایان گرفت.

هشدار ترومن به استالین

در ۱ فروردین ۱۳۲۵ ترومن رئیس‌جمهور آمریکا، استالین را تهدید کرد که چنانچه دستور خروج نظامیان روس را از ایران صادر نکند، آمریکا نیز در ایران مداخله نظامی خواهد کرد.[۵۸]

روایت حزب دمکرات کردستان ایران

در دهه‌های اخیر، حزب دمکرات کُردستان، ادعا می‌کند مردم مکریان (جنوب استان آذربایجان غربی) نامه‌ای به محمدرضاشاه پهلوی مبنی بر اعدام نکردن و بخشش قاضی محمد نوشته‌اند. این در حالی است، نامه‌ای تاریخی از روسای عشایر و کُردهای بوکان و مهاباد وجود دارد که خواستار اعدام قاضی محمد و سران وابسته به شوروی شده‌اند.[۵۹] همچنین صلاح الدین مهتدی در مصاحبه‌ای تلویزیونی مربوط به سال ۲۰۱۱ میلادی. نقل می‌کند که پس از فروپاشی جمهوری، از ترس مردم و مخالفتی که مردم مهاباد و بوکان و عشایر با این جمهوری داشتند. خانواده‌اش به تهران مهاجرت کردند.[۶۰]

نگارخانه

منابع

  1. https://www.iranicaonline.org/uploads/files/azerbaijan_5_fig3.jpg
  2. https://www.iranicaonline.org/uploads/files/azerbaijan_5_fig3.jpg
  3. «Kurdistan Republic of Mahabad». web.archive.org. ۲۰۰۶-۰۳-۱۷. بایگانی‌شده از روی نسخهٔ اصلی در ۱۷ مارس ۲۰۰۶. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۳-۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده) نگهداری یادکرد:ربات:وضعیت نامعلوم پیوند اصلی (رده)
  4. Nerwiy, H.K.T. "The Republic of Kurdistan, 1946" (in English).
  5. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام :1 وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  6. 1 2 «عملکرد «جمهوری کردستان» و رابطه این تشکیلات با تبریز». رادیو فردا. ۲۵ دسامبر ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۶ ژانویه ۲۰۱۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  7. Frederik Coene (2009), The Caucasus - An Introduction, Routledge Contemporary Russia and Eastern Europe Series, Routledge, p. 136, ISBN 978-1-135-20302-3
  8. Donald Newton Wilber (2014). Iran, Past and Present: From Monarchy to Islamic Republic. Princeton University Press. p. 136. ISBN 978-1-4008-5747-0.
  9. «فرمان استالین: 'فرقه دموکرات آذربایجان' ایجاد شود». رادیو فردا. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۳-۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  10. «Iran in World War II». web.archive.org. ۲۰۰۶-۰۹-۰۲. بایگانی‌شده از روی نسخهٔ اصلی در ۲ سپتامبر ۲۰۰۶. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۴-۱۰.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده) نگهداری یادکرد:ربات:وضعیت نامعلوم پیوند اصلی (رده)
  11. 1 2 «New Evidence on the Iran Crisis 1945-46» (PDF).
  12. Egorov، Boris (۲۰۱۹-۰۹-۱۰). «How Stalin tried to annex Iran». www.rbth.com (به انگلیسی آمریکا). دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۵-۰۱.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  13. «جمهوری مهاباد». میدیا. ۲۰۰۵. دریافت‌شده در ۲۹ اوت ۲۰۱۷.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  14. "The poet Dildar, writer of the Kurdish national anthem "EY REQÎB"". www.arknews.net (in English). Retrieved 2021-09-07.
  15. «آیا «جمهوری مهاباد» جدایی‌طلب بود؟». رادیو فردا. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۳-۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  16. McDowall, David. A Modern History of the Kurds.
  17. Frederik Coene, The Caucasus - An Introduction, p. 136
  18. Donald Newton Wilber. Iran, Past and Present: From Monarchy to Islamic Republic. p. 136.
  19. «AZERBAIJAN v. History from 1941 to 1947 – Encyclopaedia Iranica». www.iranicaonline.org. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۴-۱۰.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  20. مرکز اسناد تاریخی ایران. «حزب) دمکرات کردستان ایران. اسناد مربوط به بوکان در سال 1325. وزارت کشور». historydocuments.ir. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۶ اوت ۲۰۲۱. دریافت‌شده در ۱۹ نوامبر ۲۰۲۴.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  21. Allain, Jean (2004). International Law in the Middle East: Closer to Power than Justice. Ashgate Publishing Ltd. pp. 27–28.
  22. «فرمان استالین: 'فرقه دموکرات آذربایجان' ایجاد شود». رادیو فردا. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۳-۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  23. «فرمان استالین: 'فرقه دموکرات آذربایجان' ایجاد شود». رادیو فردا. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۴-۱۰.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  24. «مقاله ای از عباس جوادی». BBC News فارسی. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۴-۱۰.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  25. «سخنان غیرمنتظره از خالد عزیزی و ملا عبدالله حسن‌زاده در مورد کومار و قاضی محمد». دیار و نادیار. ۲۰۱۹-۰۱-۲۴. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۵ ژانویه ۲۰۲۱. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۳-۰۳.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  26. McDowall, David. A Modern History of the Kurds. London: I.B. Tauris, ۲۰۰۰. p۲۳۵-۶: It was in the belief that the British were planning another meeting with Kurdish leaders, that Soviet officials suddenly invited and sent thirty leading chiefs, including Qazi Muhammad, to Baku that November. The Soviets wanted the Kurds, particularly those just beyond the Soviet occupied zone, to look to the Soviets, not the British.
  27. Michael G. Lortz. (Chapter 1, Introduction). The Kurdish Warrior Tradition and the Importance of the Peshmerga. pp.27–29. "Archived copy" (PDF). Archived from the original (PDF) on October 29, 2013. Retrieved 2014-10-16.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:عنوان آرشیو به جای عنوان (رده)
  28. McDowall, David. A Modern History of the Kurds. London: I.B. Tauris, ۲۰۰۰. p.۲۴۰: However, the Soviet Union was anxious to gain some control over the independently-minded Komala and they succeeded in doing this by acclaiming Qazi Muhammad as president.
  29. Roosevelt, 'The Kurdish Republic', p. ۱۳۹: The Soviet first choice had not been Qazi Muhammad but the three leading chiefs of the region, Ali Agha (Amir Asad) Dihbokri, recently invested in Tehran as local chief of gendarmerie, Amr Khan Sharafi of the Shikak, and Qara Ayni Agha Mamash, none of whom fancied the political dangers of leading the nationalist movement.
  30. «حزب دموکرات و فرقه دموکرات؛ برادرانی ناهمگون و متفاوت». رادیو فردا. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۳-۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  31. McDowall, David. A Modern History of the Kurds. London: I.B. Tauris, ۲۰۰۰. p.۲۴۰: In September ۱۹۴۵, Qazi Muhammad, Sayf Qazi and the leading chiefs were summoned to Tabriz to meet the Soviet consul who sent them straight to Baku, where they were received by the president of Soviet Azarbaijan. He explained how the Tudeh Party had been ineffective in Iranian Azarbaijan and was being replaced by the Democratic Party, and how in order to achieve their freedom the Kurds should do the same. Komala, he told them, was the creation and instrument of British imperialism. They were exhorted to form their own democratic party.
  32. «قاضی محمد از باکو برگشت و «حزب دموکرات کردستان» را تأسیس کرد». رادیو فردا. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۳-۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  33. «عملکرد «جمهوری مهاباد» و رابطه این تشکیلات با تبریز». رادیو فردا. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۳-۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  34. McDowall, David. A Modern History of the Kurds. London: I.B. Tauris, ۲۰۰۰. p.۲۴۱.
  35. میدیا (۲۰۰۵). http://www.mediya.net/siyaset/05/jomhuriye-mahabad-220105.htm. دریافت‌شده در ۲۹ اوت ۲۰۱۷. {{cite web}}: پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  36. Michael G. Lortz. (Chapter 1, Introduction). The Kurdish Warrior Tradition and the Importance of the Peshmerga. pp.27–29. "Archived copy" (PDF). Archived from the original (PDF) on October 29, 2013. Retrieved 2014-10-16.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:عنوان آرشیو به جای عنوان (رده)
  37. «بارِزانیها». دانشنامهٔ جهان اسلام.
  38. «آیا «جمهوری مهاباد» جدایی‌طلب بود؟». رادیو فردا. ۳ دی ۱۳۹۶. دریافت‌شده در ۷ شهریور ۱۳۹۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  39. «'I didn't know the flag I made for the Kurds would be so important' – The Kurdistan Memory Programme». kurdistanmemoryprogramme.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۳-۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  40. persian، Basnews. «دوزنده نخستین پرچم جمهوری کوردستان در مهاباد درگذشت». www.basnews.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۳-۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  41. «'I didn't know the flag I made for the Kurds would be so important' – The Kurdistan Memory Programme». kurdistanmemoryprogramme.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۳-۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  42. persian، Basnews. «دوزنده نخستین پرچم جمهوری کوردستان در مهاباد درگذشت». www.basnews.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۳-۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  43. «Curdi repubbliche». www.rbvex.it. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۳-۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  44. «Mahabad Republic (Iran, January-December 1946)». www.fotw.info. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۰۳-۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  45. 1 2 3 برزویی، اوضاع سیاسی کردستان از 1258 تا 1325 هـ. ش، 277.
  46. «.meisam/Cheshm/Special/Korاقدامات قاضی محمد».
  47. «چشم‌انداز ایران ویژه نامه کردستان». www.meisami.net. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۵-۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  48. تاریخ معاصر کرد، صفحهٔ ۴۱۲. به کوشش ابراهیم یونسی. دیوید مک‌داول.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:دیگران (رده)
  49. «ناگفته‌های «ظهور و شکست یک جمهوری»». نگرشی بر تاریخ فرهنگ ایران زمین. ۷ بهمن ۱۳۹۲. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۹ اوت ۲۰۱۷. دریافت‌شده در ۷ شهریور ۱۳۹۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  50. 1 2 «جمهوری مهاباد». پایگاه جامع تاریخ معاصر ایران. دریافت‌شده در ۷ شهریور ۱۳۹۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  51. محمد علی مهر آسا. «بررسی سایه‌های جمهوری مهاباد/ نگاهی بیشتر به دو منطقه مهاباد و بوکان». دریافت‌شده در ۲۹ اوت ۲۰۱۷.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  52. «انجمن خرد». kherada.com. دریافت‌شده در ۲۰۲۲-۱۱-۲۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  53. McDowall, David. A Modern History of the Kurds. London: I.B. Tauris, ۲۰۰۰. , p.۲۴۲: Although the majority of tribal chiefs had attended the festivities in Mahabad, many of them harboured misgivings about the venture, some because they saw the Republic as a puppet state of the Soviet Union, others because they did notwish to burn their boats with Tehran.
  54. McDowall, David. A Modern History of the Kurds. London: I.B. Tauris, ۲۰۰۰. p.۲۴۲: In April ۱۹۴۶ Qazi Muhammad returned to Tabriz at the behest of the Soviets to resolve the differences between Kurds and Azaris so as to present a united front against Tehran.
  55. Rudaw Stream (2025-12-14), Pencemor- "په‌نجه‌مۆر-حه‌سه‌ن زیره‌ک بۆچی لای دکتۆر خه‌لیقی گریا؟ "40 شه‌و ئه‌شکه‌نجه‌یان داوه, retrieved 2026-06-10
  56. سیاست کُردها در خاورمیانه، نادر انتصار، ترجمۀ عرفان قانعی‌فرد، تهران: علم، چاپ اول: ۱۳۹۰، ص ۳۵۶ و ۳۵۷؛ و نیز در گفتگو، شمارۀ ۵۳، مرداد ۱۳۸۸..
  57. Egorov، Boris (۲۰۱۹-۰۹-۱۰). «How Stalin tried to annex Iran». www.rbth.com (به انگلیسی آمریکا). دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۵-۰۱.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  58. «مشاهده تقویم تاریخ ۱ فروردین». مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی. برای مشاهده متن منبع، در بخش جستجو، «۱ فروردین» را انتخاب کنید.. دریافت‌شده در ۲۹ نوامبر ۲۰۱۵. {{cite web}}: تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک); نشانه‌گذاری کج یا سیاه در |ناشر= مجاز نیست (کمک)
  59. انصاف نیوز. «آیا جریان وابسته به شوروی قابل دفاع است؟».
  60. رادیو کوردانه (2011-01-25), گفتکوی خودمانی با کاک صلاح مهتدی، کومار کردستان قسمت 1, retrieved 2025-02-09
  • چهل سال مبارزه در راه آزادی. چاپ دوم. ۱۳۶۷

کتابشناسی

  • برزویی، مجتبی (۱۳۷۸). اوضاع سیاسی کردستان از ۱۲۵۸ تا ۱۳۲۵ هـ. ش. تهران: فکر نو. شابک ۹۶۴۶۸۷۰۰۲۳.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  1. The Republic of Kurdistan: Fifty Years Later," International Journal of Kurdish Studies, 11, no. 1 & 2، (1997).
  2. The Kurdish Republic of 1946, William Eagleton, Jr. (London: Oxford University Press, 1963)
  3. Moradi Golmorad: Ein Jahr autonome Regierung in Kurdistan, die Mahabad-Republik 1946–1947 in: Geschichte der kurdischen Aufstandsbewegungen von der arabisch-islamischen Invasion bis zur Mahabad-Republik, Bremen 1992, ISBN 3-929089-00-9
  4. M. Khoubrouy-Pak: Une république éphémère au Kurdistan, Paris u.a. 2002, ISBN 2-7475-2803-0
  5. Archie Roosevelt, Jr. , "The Kurdish Republic of Mahabad" , Middle East Journal, no. 1 (ژوئیه ۱۹۴۷), pp. 247-69.
  6. The Kurds: People without a country, Encyclopedia Britannica
  7. Meiselas, Susan Kurdistan In the Shadow of History, Random House, 1997. ISBN 0-679-42389-3
  8. McDowall, David A Modern History of the Kurds, I. B. Tauris, 1996 (Current revision at May 14, 2004). ISBN 1-86064-185-7
  9. Yassin, Burhaneddin A. , Vision or Realty: The Kurds in the Policy of the Great Powers, 1941–1947, Lund University Press, Lund/Sweden, 1995. ISSN 0519–9700، ISBN 91-7966-315-X Lund University Press. ou ISBN 0-86238-389-7 Chartwell-Bratt Ltd.
  10. Масуд Барзани. Мустафа Барзани и курдское освободительное движение. Пер. А. Ш. Хаурами, СПб, Наука, 2005. (روسی)
  11. М. С. Лазарев. Курдистан и курдский вопрос (1923-1945). М. , Издательская фирма «Восточная литература» РАН, 2005. (روسی)
  12. Жигалина О. И. Национальное движение курдов в Иране (1918-1947). М. , «Наука» , 1988. (روسی)
  13. История Курдистана. Под ред. М. С. Лазарева, Ш. Х. Мгои. М. , 1999. (روسی)
  14. Муртаза Зарбахт. От Иракского Курдистана до другого берега реки Аракс. Пер. с курдск. А. Ш. Хаурами. М. -СПб, 2003. (روسی)

پیوند به بیرون